نقش کرکـــــس…

وعده ی ما واسه روزی که دلت تنگم بشه
واسه وقتی که بفهمی چی سرم اومد یه روز
شرح این بازی برای سال و ماهی باشه که
دیگه یادم میره شاید دوستت دارم هنوز

حال من ترکیبی از دلواپسی،تنهاییه
حال مجنونی که لیلی داره اما … بی کسه
اون که یک عمری بهش میگفتن "آقای عقاب"
صبح امروز چهرشو تو آب دیده…کرکسه…!

سرنوشت «کرکس تنها» از این بهتر که نیس
زشتم و میگن اصن تقدیرمه بدخو بشم
خستم از اونی که باید باشم اما … نیستم
خوب من رفتی ولی درد نبودت رو چِشَم!

خوب من رفتی و حالا من به فکره…بی خیال
نقش من تو زندگیت باید که کمرنگم بشه
زخمی ام اما به فکر انتقامم نیستم
وعده ی ما باشه روزی که دلت تنگم بشه!

حمیدرضا،زرگران پور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

644
۲۴

  • سلام چه ترانه زیبایی بود
    ممنون لذت بردم

  • سلام حمیدرضای عزیز
    زیبا بود مثله همیشه

  • سلام حمید رضا جان
    کار زیبا و خوبی بود
    موفق باشی رفیق

  • سلام حمیدرضای عزیز.
    کار زیبا و دلنشینی بود. آفرین.

    حال من ترکیبی از دلواپسی،تنهاییه
    حال مجنونی که لیلی داره اما … بی کسه
    اون که یک عمری بهش میگفتن “آقای عقاب”
    صبح امروز چهرشو تو آب دیده…کرکسه…!

    برقرار باشی دوست من.

  • سلام حمیدرضای عزیزم
    کار زیبایی بود…آفرین…

  • سلام کلا خوب می نویسی همیشه … آفرین لذت می برم از کارات ….رفاقت

  • سلام حمید جونی
    دو بند اول کارت رو واقعا دوست داشتم خیلی خوب بود
    بند آخرت هم عااااالی بود
    درکل ۲۰

  • سلام آقای زرگران ترانتونو خوندم تمامی کامنت ها و جوابی که برای اونها دادین رو خوندم و استفاده کردم و همیشه گفتم و میگم همیشه ترانه هاتون رو دوست داشتم و همیشه دنبال می کنم ترانه هاتون رو

  • سلام حمید رضا جان
    موفق باشی داداش کارت قشنگ بود

  • سلام…خیلی زیبا بود…
    حال من ترکیبی از دلواپسی،تنهاییه
    حال مجنونی که لیلی داره اما … بی کسه
    اون که یک عمری بهش میگفتن “آقای عقاب”
    صبح امروز چهرشو تو آب دیده…کرکسه…!

    “دلت تنگم بشه”
    نمیدونم ولی چون اصلش اینه که”دلتنگم بشی” این ساختار شکنی به نظرم یه مقدار به زیبایی ترانه آسیب زده…فقط یه مقدار:)
    کل کار ، قوی بود و دلنشین…آفرین:)

    • سلام…
      خیلی خیلی خوشحالم که این کار مورد پسندتون بود.

      راستش این یه ترکیبی بود که تو یک شعر سپید خونده بودم و تصمیم گرفتم ازش استفاده کنم…
      یه جور نوآوریه نه چندان نو !!!

      بازم ممنون…لطف شما رو میرسونه… :)

  • سلام جناب زرگران پور. کار بسیار زیبایی بود. اما به نظر من بند اول به زیبایی بندهای دوم و سوم نبود همچنین “باید که کمرنگم بشه” جهت رعایت قافیه نوشته شده اما معنی و همچنین روونی لازم رو نداره.
    بند دوم و سوم بسیااار زیبا بود و تبریک می گم. ارتباطات کاملا رعایت شده بود، از اون قسمت لیلیِ ماجرا هم خیلی خوشم اومد(یاد بیت مجنونم و دلزده از لیلیا، خیلی دلم گرفته از خیلیا – محسن چاووشی- افتادم!خیلی دوسش دارم این بیت رو)

    • سلام خانم محاسن
      بسیار ممنونم از شما
      بند اول یه استارت بود که خیلی وقتا استارت کارای من قوی از آب در نمیاد…نقطه ضعفم محسوب میشه…
      البته باید که کمرنگم بشه…به نظر خودم کاملا معنی داشت چون من یه مفهوم خاص مد نظرم بود تو این جمله که البته خوب نتونستم برسونمش…میخواستم بگم: درستش همینه که نقش من توی زندگیت کمرنگ بشه…(“باید که” کمرنگم بشه)
      در مورد بند های دو و سه هم که لطف شماست به من و کارم…بله مفهوم نسبتا نزدیکی به این بیت محسن چاوشی داشت..گرچه تا به حال دقت نکرده بودم به این موضوع :)

      بازم یه دنیا ممنون

  • درود حمید رضای عزیز از همون بند اول شروع میکنم به سوالاتم جسارتا
    شرح این بازی برای سال و ماهی باشه که
    دیگه یادم میره شاید دوستت دارم هنوز خیلی مبهم بود برام شما گفتی شرح این بازی باشه برای وقتی که دیگه یادم میره در حالی که یادم رفته درسته و هنوز توو این مصرع ارتباطی با اینده نداره
    حال من ترکیبی از دلواپسی،تنهاییه خیلی خوبه این مصرع
    حال مجنونی که لیلی داره اما … بی کسه وقتی داری از دو اسطوره مثال بزنی باید دقیقا شرح حال اونا باشه مجنون با لیلی همه کس داشت نمیشه که بی کس باشه چون کل داستان عاشقانه شون زیر سوال میره جالب نبود به نظرم

    اون که یک عمری بهش میگفتن “آقای عقاب”
    صبح امروز چهرشو تو آب دیده…کرکسه…! خیلی عالی بود افرین
    خوب من رفتی ولی درد نبودت رو چِشَم! این مصرع ب کل بندت بی ارتباط بود
    فکره ننویسیم فکر ٍ بنویسیم
    در کل ترانه خوبی بود حمید جان موفق باشی رفیق

    • سلام نیمای عزیزم…
      جقد خوشحالم که همیشه پای کارام حضور داری…
      بی مقدمه میرم سر جواب دادن به سوالا
      تو بند اول میخواستم بگم شرح قصه باشه برای وقتی که دیگه حواسم نیست که بهت علاقه دارم و به نوعی به رغم علاقه ای که داشتم ،از علاقم بهت چشم پوشی کردم…

      در مورد بند بعدی…من اصلا نمیخواستم تلمیح داشته باشم به قصه ی لیلی و مجنون…منظورم از مجنون بی کس …یه نفر مثل مجنون بود که با وجود لیلی تو زندگیش بازم احساس بی کسی میکرد…نه اینکه منظورم مستقیما داستان لیلی و مجنون باشه…خانم محاسن یه مثال دیگه هم از ترانه ی ماندگار محسن چاوشی آوردن که از همین روش استفاده کرده بود.

      در مورد بند بعدی…مصرع آخر مقدمه ای برای بند بعدی و بود و تو بند بعدی ادامه پیدا میکرد…خوب من رفتی و حالا من به فکر ..بی خیال…

      راجع به “فکرِ ” هم کاملا درست گفتی…من عذر میخوام بابت این اشتباه…

      بازم یه دنیا ممنون ازت نیما جان…