دستی که نجاتم داد…

برگرد به من یک شب
آغوشمو پیدا کن
این سایه ی خالی رو
سرشار تماشا کن

هر فاجعه ی بی تو
بی وقفه شکستم داد
یخ بسته ی پاییزم
محتاج کمی مرداد

دستی که نجاتم داد
آواره ی رفتن شد
این حادثه آغازِ
شب شمردن من شد

هربار که می رفتی
دنیام به هم می ریخت
پرواز که می کردی
"من" بال و پرم می ریخت

دستات جدا می شد
تقدیر تو رو می برد
همـــخونه ی پاییزیت
هر کوچه به یادت مرد

دستی که نجاتم داد
آواره ی رفتن شد
این حادثه آغازِ
شب شمردن من شد

هر بار که می رفتی
می رفتی که برگردی
با چشم خودم دیدم
مردونه سفر کردی

با چشم خودم دیدم
هی بغضتو می خوردی
اون روووووز که می رفتی
دنیامو کجا بردی؟

دستی که نجاتم داد
آواره ی رفتن شد
این حادثه آغازِ
شب شمردن من شد

شب پرسه ی دور از تو
تقویم زمستونی
برگرد به من یک شب
هرجور که می تونی

یکبار تو این کابوس
سرگرمِ "نرفتن" باش
ای خلسه ی پیش از مرگ
یک خاطره با من باش

از فاصله دورم کن
تقویمو بکش عــــقب
امشب که گذشت اما
برگرد به من یک شب

دستی که نجاتم داد
آواره ی رفتن شد
این حادثه آغازِ
شب شمردن من شد…

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام. زیبا بود. از فاصله دورم کن تقویمو بکش عــــقب تو ریتم روون کار یهو اینجا یه سکته عمیق داره؟؟؟ موفق باشید و برقرار.
  • سلام ترانه زیبایی بود و کاملا اجرایی موفق تر باشی عزیزم فقط این مصرع موقع خوندن روون نیست تقویمو بکش عــــقب
  • سلام خواهره گلم من این کارو قبلا خونده بودم فکر کردم نظر دادم ولی نمیدونم چرا ندادم ببخشید دیگه دیر رسیدیم ولی کار بسیار زیبایی بود لذت بردم موفق باشی
  • فاطمه جان سلام..ترانه ات از خودت مسن تره...! حرفهای بزرگی میزنه! فضای مردانه ای داره و من و یاد داریوش انداخت! این ترانه رو باید داریوش اقبالی بخونه:)) تو پتانسیلش رو داری که ترانه سرای داریوش بشی:) بقیه رو بازنشسته میکنی! مرسی بابت این ترانه ی زیبا:)
    • سلام عزیزم، خوبی؟ نقطه ضعفمو فهمیدی بی خیالش هم نمی شی(داریوش) آره؟؟؟؟!!!!!! :)))))) ولی باور کن من اینو خیلیییی قبل تر از شنیدن معجزه ی خاموش نوشته م، شباهتای بینشون منو هم شگفت زده کرد!!!! واقعا ازت ممنونم که کارامو می خونی و نظر می دی نسیم جان...
      • من جدی گفتم! روی این سبک کار کن...به هر حال این قدرت رو داری که مثل بزرگان دنیای ترانه فکر کنی و بنویسی...حالا هرچند شباهتهایی هم باشه...چه اشکال داره ؟ فاطمه، من یه ترانه دارم که میگه:مصرع اولش یادم نیست!! فقط یک دقیقه به من گوش کن/یه امشب کنارم بشین و بخند/یه دنیا رو با من فراموش کن من این ترانه رو چندین سال قبل نوشتم و تنها شاهدم آقای" شاهین طاها "هستند!! میتونید ازشون بپرسین!! حتما توو آرشیو دارند این کار رو... بعد، یه روز یه ترانه ای شنیدم با صدای آقای احسان خواجه امیری...متن کاملش یادم نیست اما دقیقا که نه ، درصد بالایی از واژه ها و تصاویر این بند رو توو اون ترانه پیدا کردم که خیلی ناراحت شدم! یا یکی از کارهای آقای رضا صادقی...من خیلی از کارهام و از دست دادم به خاطر اینکه کارهام مشابه کارهای کسانی بود که به واسطه ی شهرتشون اون تصویرسازی ها و ترکیبهای بدیع رو زودتر از من ثبت میکردند...البته روحشون هم خبر نداشت که کسی جایی شبیه اونها فکر کرده و نوشته...خیلی دردناکه:(
      • این اتفاق، زیاااااد برام افتاده و واقعا ناراحت می شم گاهی از اینکه: چرا؟چرا؟چرا؟"جیگر"!!!!!! :)))))
  • سلام زیبا بود ریتم کار و احساستونو دوس داشتم موفففففق باشید
  • سلام فاطمه عزیز عالی عالی عالی بود واقعا کار و احساس کارت رو دوست داشتم زیبا و روون فقط کلمه عقب رو من نتونستم به روونی بقیه کار بخونم
  • سلام خانم محاسن ترانه زیبایی بود "دستی که نجاتم داد" بهتون تبریک میگم موفق و پیروز باشید در پناه حق
  • سلام استاااااااااااااااااااااااااااد... ﻫﺮ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﯼ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺑﯽ ﻭﻗﻔﻪ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺩﺍﺩ ﯾﺦ ﺑﺴﺘﻪ ﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰﻡ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﮐﻤﯽ ﻣﺮﺩﺍﺩ به به..خیلی عالیییییی...ترانه زیبایی بود استاد..مخصوصا این بیت رو خیلی دوست داشتم چون من مردادی هستم... به قول یه استادی..موفق باشیم