پلاک

تو هر تابوت دنبال تو گشتم
با هر تابوت باید زندگی کرد
بیا و یه دقیقه بازی کن بام
بگو چجوری باید بچگی کرد
دیگه خسته شدم از انتظارت
دیگه کم کم دارم دلسرد میشم
هنوزم جای خالیت توی خونس
دارم با قاب عکست مرد میشم
دیدی مادر چقد با اشک چشماش
همون یه قاب عکسو پاک میکرد
ندیدی من چقد گریه کردم
زمانیکه پلاکو خاک میکرد
چقدر حسرت آغوش تو مونده
روی این دل غمگین وشکستم
چه شبهایی که با گریه خوابیدم
سر خاک تو با بغض نشستم
توی بازی میون بچه ها هم
میگفتم که بابام معنی مَرده
ندونستم که از وجود پاکت
فقط پلاک خونیت برمیگرده
۳۰/۱۰/۹۳

یکی از ترانه هام که با صدای یکی از دوستای گلم ان شالله چند روز دیگه بیرون میاد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: