تندیس

واسه من تو تندیس آرامشی
شبیه یه معبد بیین خونه رو
با گرمای دستت بسوزون من و
هراس یه پرواز بی موقه رو

پناهم بده گوشه ی باورت
منو از همه آدما دور کن
بیا از شلوغی بی رحم شب
منو راهی قصه ی نور کن

بدون تو دنیای من امن نیست
بیا زیر سایه ت پناهم بده
یه مردونگی کن به دادم برس
به دنیای امن تو راهم بده

واسه من تو تندیس آرامشی
نذار معبدم بی تو خاموش شه
نذار باورم شه یه خوابی فقط
ترانه ترانه م کفن پوش شه

چرا نور شمعی که تو دستمه
نمی تابه اینجا رو روشن کنه؟
همه "رووووووح" من نذر آغوشته
به "جسمم" نگو عزم رفتن کنه

به این حس و حال زمینی که نه
به این نور سبز خیالی قسم
همین که بفهمم دلت با منه
به معراج آرامشم می رسم

فقط باورم کن، همین کافیه
همین کافیه واسه فتح بهشت
یه معبود مغرور و یک مؤمن و
یه امضای تو پای این سرنوشت!

فروردین ۹۴

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام خوب بود شعرتون فضا سازی خوبی داشت و متنوع بود. احساس درش موج میزدو یه ترانه در مایه احساسات بود(منظورم اجتماعی و سیاسی و...) لغاتتون مثل همه ماها نواوری نداشت. ریتم اهنگین خوبی داشت فهمیدن مطلب و درک فضا ها بعضی جاها راحت بعضی جاها سخت بود... مصرع اول قافیه درستی نداشت( در صورت نیاز کتاب ارجاع میدم) که البته ترانه در عصر جدید قافیه را ازاد کرده بنظر بعضی بزرگانش اما از نظر ساختاری اصولیش درست نیس.رووووووح این واسه خوندن درست نیس واسه ریتم و اهنگ خوندن که منظورتون تکیه بر این کلمه هستش که مثل جسمم بهتر بود بکار ببرید. فقط باورم کن، همین کافیه همین کافیه واسه فتح بهشت یه معبود مغرور و یک مؤمن و یه امضای تو پای این سرنوشت! معنیش را متوجه نشدم(کلیه حرفهام جنبه نظر شخصی داره و همیشه منتقد دانای کل نیست یه انسان هستش چون هنر زندست به ساختارها و نواوری های جدید) منتظر ترانه هاتون هستم موفق باشید
  • سلام فاطمه عزیز احساس خوبی تو کارتون بود موفق باشی دوست من
    • متشکرم آقای صادقی خیلی وقته نظرتون رو پای کارام نمی بینم و این یه مقدار دلخور کننده س برام... مرسی از اینکه اومدید
      • من شرمنده ام بانو یه مدت واقعا گرفتار بود و اصلا به آکادمی نمیومدم و گرنه مگه میشه اومد و کارای زیبای شما رو نخوند شما از دوستان قدیمی اینجا هستید و خوندن کاراتون باعث افتخار منه
      • عذرخواهی بی فایده س از قبل باید به موجه کردن غیبتاتون فکر می کردید !!!!!!!!!:))))
  • سلام فاطمه جان ترانه ی خیلی زیبایی بود بند اول قافیه ش اشتباهه اما در کل دو بند آخرو خیلی دوست داشتم به این حس و حال زمینی که نه به این نور سبز خیالی قسم همین که بفهمم دلت با منه به معراج آرامشم می رسم فقط باورم کن، همین کافیه همین کافیه واسه فتح بهشت یه معبود مغرور و یک مؤمن و یه امضای تو پای این سرنوشت! موفق باشی عزیزم
  • سلام خانوم محاسن زیبا بود دوسش داشتم
  • زیبا و با احساس و پر از معنی بود..
  • بین کارای منو تو زمین تا آسمون فاصلس چقد ترانت عالی بود .... به امید پیشرفت روز به روزت دوست قدیمی
  • سلام و درود به شما. ترانه که خب عالی بود و نغض. ب استثناء یکی دو مورد که من با دوستان موافق بودم مثل تعبیر شلوغی برای شب که نامناسبه واقعا کار خوب و بی نقصی بود. واسه من تو تندیس آرامشی نذار معبدم بی تو خاموش شه نذار باورم شه یه خوابی فقط ترانه ترانه م کفن پوش شه برقرار باشید و سبز.
  • سلام خانوم محاسن با وجود این همه نقدی که شد باز میگم جز بهترین ترانه های این آپه آکادمیه من دوسش داشتم این همه نقد همش هم درست و بجا به جز یکی دو مورد ولی باز مجذوب میکرد آدمو موفق باشی همترانه
  • سلام.. راستش کارایه قبلی رو بیشتر دوست داشتم.. به ترانه جدیدم سر بزنید..نظرتون خیلی مهمه.. موفق باشید
  • سلام العلیکم... زیبا بود، با یکم ویرایش زیباترهم میشه :)
    • علییییییک سلاااام...مرســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
  • سلام فاطمه جان ترانه قبلیتو بیشتر دوس داشتم یه سوال! به دنیای امن تو راهم بده/یعنی چی دقیقا؟ ترانه ترانه م کفن پوش شه/ .............. بند یکی به آخرتو خیلییی دوس داشتم
    • سلام عزیزم، خوبی مائده جان؟ عزیزم معنی بیت می شه این----> به دنیای امن تُو راهم بده: دنیام نا امنه، منو ببر زیر پر و بالت، من توووی دنیایی که تو واسه م بسازی احساس امنیت می کنم. فدات بشم خانومی، نظر لطفته، "ما به هم بی ربطیم" هم از خوش اقبالیشه که مورد توجهت قرار گرفته خانومی
      • آهااااا یعنی منو به امنیت برسون! الان گرفتم خخ مرسییییییییی گلی
      • آااااره فدات شم، یه چیز تو همین مایه ها! فدای تو عزیزم
    • وااااقعا متشکرم و خوشحالم که کارمو خوندید و ارزیابی کردید... دروووود فراوان بر شما...
      • اینو برای آقای مقدم نوشته بودم!
  • سلام فاطمه جان زیبا بود موفق باشی
    • درود!! دوستان و بخصوص جناب شریفی به خوبی کارتو نقد کردن و چیز اضافه ای نمیشه گفتم راستش این ترانه توقع منو براورده نکرد بخصوص با شناختی که از کارات دارم و بنظرم نسبت به کارای قبلی ضعیفتر بوده از این بند خیلی خوشم اومد به این حس و حال زمینی که نه به این نور سبز خیالی قسم همین که بفهمم دلت با منه به معراج آرامشم می رسم موفق باشی
    • متشکرم عزیز دلم
      • اینو برای سورمه جان نوشته بودم...!
  • درود بانو زیبا بود یه چند تا سوال داشتم بیا از شلوغی بی رحم شب منو راهی قصه ی نور کن معمولا شب ساکت و ارومه نه شلوغ و قصه نور هم منظورتون رو نفهمیدم چرا قصه ؟؟؟؟ به دنیای امن تو راهم بده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دنیای امن تو؟؟؟؟ فکر کنم غلط باشه ترانه ترانه م کفن پوش شه ارتیاط کفن تو این بند با خواب و تندیس و معبد نفهمیدم؟؟؟؟؟؟
    • قبلش گفته م که: منو از همه آدما دور کن...پس دور و برم دارم خیلی آدم هست و از یه جای شلوغ صحبت می کنم، بیا از شلوغی بی رحم شب، منو راهی قصه ی نور کن. کلمه ی" بیا" نشونه ی عدم حضور مخاطب هست، پس جایی که تو نباشی هرررگز سپید و روشن نیست پس شب هست نه روز. در نتیجه من از جایی به نام شب صحبت کردم که شلوغ هم هست. راهی قصه ی نور: قصه به معنای سرنوشت اینجا به کار رفته، قصه ی زندگیمون رو به سمت نور و روشنایی سوق بده. به دنیای امنِ تُــــــــو راهم بده رو هم توضیح داده م، واسه من تو تندیس آرامشی نذار معبدم بی تو خاموش شه----> تو بیت اول گفته م که خونه ی من معبدی هست برای تو.نذار خونه ی من بی تو خاموش شه. نذار باورم شه یه خوابی فقط----> نذار فقط یه رویا بمونی واسه م ترانه ترانه م کفن پوش شه-----> تمام ترانه هایی که برات گفته بودم بمیرن و نابود بشن....
  • بنده اول کار مشکل قافیه وجود دارد. بند دوم، مصراع سوم: شلوغی شب؟!>>> شب توی اشعار و ترانه ها معمولا نماد تاریکی و ظلمت و یا آرامش و سکوت میدونند. نمیدونم منظور شما از شلوغی شب چیه؟ کاش حداقل یه زمینه سازی قبلش میکردید. توی بند چهارم، اشاره به امنیت و آرامش میشه، توی مصراعهای سوم و چهارم منه مخاطب دنبال یه ضربه و یه تصویر بکر و نو بودم ولی........... بند پنچم: "ترانه ترانه م کفن پوش شه": هدفتون از آوردن دوباره کلمه "ترانه" رو متوجه نشدم. چندتا بودن ترانه مدنظر بوده یا یه ریتم جالبی خواستید خلق بکنید! به نظرم به زیبایی کار ضربه میزنه. متوجه این دو مصراع نشدم اگه یه توضیحی بدید ممنون میشم: همه "رووووووح" من نذر آغوشته به "جسمم" نگو عزم رفتن کنه به این حس و حال زمینی که نه به این نور سبز خیالی قسم>>>> غلو و تخیل محض ، بدون مقدمه چینی و تصویرسازی قبلی! توی این بند ، درضمن مشکل قافیه وجود داره. خیلی کار ماورایی و غیر باور برای من بود. روایت همش جای سوال داشت که در بالا عرض کردم. ارتباط عمودی محکمی توی کار ندیدم. بندهای کار رو اگه تیکه تیکه فرض کنیم جالبه ولی اگه بخواهند درکنار هم یک ترانه استخون دار و باور پذیر رو بسازند خیر. شاید میشد خیلی راحت تر نوشت و برای تخیل پردازی و احساس چارچوب واقعی تری رو تصور کرد. موفق باشید.
    • درود آقای شریفی،نقدتونو دوست داشتم،دقیق بود
    • سلااااام آقای شریفی، واااااقعا ذوق زده م کردید، چقد خوبه که جزء به جزء کارم رو نقد کردید، واقعا ازتون متشکرم... چقدر خوبه که متوجه ماورایی بودن کار شدید چون اصلی ترین هدفم تو این ترانه همین ماورایی شدنه بود! بیت اول رو گفتم که قبول دارم قافیه رعایت نشده و اصراری هم به رعایت قافیه نداشتم تو بیت اول. شلوغی شب رو هم که توضیح دادم:منو از همه آدما دور کن…پس دور و برم دارم خیلی آدم هست و از یه جای شلوغ صحبت می کنم، بیا از شلوغی بی رحم شب، منو راهی قصه ی نور کن. کلمه ی” بیا” نشونه ی عدم حضور مخاطب هست، پس جایی که تو نباشی هرررگز سپید و روشن نیست پس شب هست نه روز. در نتیجه من از جایی به نام شب صحبت کردم که شلوغ هم هست. هدف از بکار بردن دو ترانه،همه ی تمام ترانه هام بود. همه “رووووووح” من نذر آغوشته به “جسمم” نگو عزم رفتن کنه ----------------------------------> ازم نخواه که بِرَم و نبودنت برام عادی شه،ممکنه جسم من کنارت نباشه و بره، اما اونچه که من به تو تقدیم کرده م روووح منه، (عشقم از جسم و زمین و مادیات خیلییییی فراتره) به این حس و حال زمینی که نه به این نور سبز خیالی قسم>>>> غلو و تخیل محض ، بدون مقدمه چینی و تصویرسازی قبلی!---------------> "چرا نور شمعی که تو دستمه نمی تابه اینجا رو روشن کنه؟" آیا این مقدمه و تصویرسازی نیست؟ قسم و می رسم اگر هم همقافیه نباشن، به شدت شبیه هم قافیه ها هستن و نمی شه بیت رو به بی قافیه بودن متهم کرد! موفق باشییییـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!
  • سلام من نظر آقا یاسر رو دارم البته ایشون استادانه و جزئی تر نقد کردن کار رو از شما با اون ترانه قبلی بیشتر انتظار میره موفق باشی
    • سلااااااام، خوبید؟ خیلی خوشحالم از اینکه کارمو خوندید آقای قاسمی...واااااقعا خوش لطف هستید و من بی نهایت ممنونم.... ترانه ی قبلی؟؟؟؟؟ما به هم بی ربطیم؟؟؟؟اون که خیلی ساده بود... چششششم...ایشالا ترانه ی بعدی...
  • سلام میدونم خودتم میدونی بند ۱ قافیه هات اشتباهن و اصلن هم تو کتم نمیره که عمدی بوده چون معنی عمدی بودن این کارو نمیفهمم یه مردونگی کن به دادم برس...مگه مردونگیرو میشمرن؟خب یگو دو مردونگی،سه مردونگی...مردونگی هرچی بیشتر بهتر به دنیای امن تو راهم بده...به نظرم ضعف تالیف داره...به دنیای امنت راهم بده یا یه دنیای امن خودت راهم بده.... واسه من تو تندیس آرامشی نذار معبدم بی تو خاموش شه....معبد خاموش که چیز بدی نیست چون معبد فی نفسه که از خودش نور نداره حالا بذار خاموش شه...اصن ما عرفا تو تاریکی با معبود خودمون درد و دل میکنیم گوشه ی باورو به شخصه دوست داشتم کاری با کلیشه هاتم ندارم اصن موفق باشی
    • وااااای آقای قاسمیییییییی....وااااااااقعا ممنووووووووووووونم که اومدین، کم کم داشتم شاکی می شدم که چرا پای کار همه نظر نوشتین جز من؟!!!!!!خلاصه به موقه رسیدین!!!!توی بند اول، کااااملا حق با شماست و بنده هم صد در صد ملتفتم که "موقه و خونه" تحت هیچ تبصره ای هم قافیه نیستن اما قافیه رو فدای مفهوم کردم که البته اعتراف می کنم ا این دلیل اصصصصلاً وارد نیست! یه مردونگی کن: یه جمله ی محاوره ست و من زیاد شنیدمش واصلا بحث شمارش برام مطرح نبوده! به دنیای امن تو راهم بده: می تونستم یه جوری نسخه ی وزن رو بپیچم که نیاز به بکار بردن کلمه ی "تو" نباشه اما هدفم تاکید بوده. معبدم بی تو خاموش شه: چشم و چراغ خونه ی من یا همون معبدم هستی.بله معمولا نیایش تو تاریکی انجام می شه که دلیلش روشن شدن وجود از نور معنوی هست و وای به روزی که نور معنوی خاموش شه= تاریکی محض= عدم خیلی خوشحالم از اینکه قسمت یاز کارم به چمتون خوشایند بوذه شما که موفق هستید نیاز به همچنین گفتن من نیست دیگه!!!!موفق ترین باشید!!!
      • ترانه تون آخرین ترانه ای بود که آپ شد واسه همین دیر دیدمش با توجیه معبد هم کتار نمیام موفق باشی
      • من اول کار گفتم شبیه یه معبد ببین خونه رو، پس منظور از معبد همونه خونه س، بعدش اومدم گفته م نذار معبدم بی تو خاموش شه...منظورم باز هم خونه س. نذار خونه ی من بی تو سیاه و سوت و کور بشه... از جهتی با توجه به تأکیدهای من روی نور(قصه ی نور، نور سبز خیالی، نور شمع)اصلا نور معمولی مد نظر نبوده برای روشنایی،تأکید روی روشنایی معنوی بوده...
      • خوبه که از ترانه ت دفاع میکنی ولی توضیح نده، اگه قراره چیزی بگی فقط تو ترانه ت بگو.......با تشکر
      • توضیحم کاملا با استناد به کلمات ترانه م بود پس همه رو گفته م دیگه تو ترانه م!
      • به نظرم بهترین قسمت کار همون بیت اول بود که تکان دهنده بود منظورتون از یه مردونگی کن فک کنم این بود :::: یبار مردونگی کن به نظرم خوب بود البته صحبت های آقای قاسمی متین با تجربه تر از بنده هستن