آهای لعنتی

آهای لعنتی تو داری پیر می شی
همش خاطراتو مرور می کنی
بگو چی شده سهمت از زندگی
که احساسِ تلخِ غرور می کنی

یه کم در برو تو ازین کوره تا
یه کم گُر بگیره همه آرزوت
آهای لعنتی اون چرا با تو نیست؟
که از تو گرفته همه آبروت

توو آینه نشستی به چی زُل زدی؟َ!
به عمری که داره هدر میره باز
یه مُشت قرصِ اعصاب روی میزته
یه آهنگِ غمگین با یه رقصِ ساز

داری پیر میشی جوونی بکن
آخه سهمت از زندگی چی شده؟
که هرجا نشستی داری میشنوی
که دنیا یه جایِ بَد و بیخوده…

آهای لعنتی تو حواست کجاست؟
که داری زمانو تلف می کنی
یه مرواریدی از خیالو داری
به زور تووی قلبِ صدف می کنی

باید پیله باز شه تا پروانه شی
باید مَرد باشی که افسانه شی
بُکش لعنتی این خیالو الان
تا که غرق عشقِ یه دیوانه شی…
………………………………….

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

732
۱۹