من مومنم…..

تهوع گرفتم از این زندگی
کجا میشه بی درد فریاد کرد
یه بغضی گلوم و گرفته ولی…
کجا و سر ِ کی باید داد کرد

قراره تا کی اینجوری سر بشه
که احوال ِ ما رو نپرسی خدا؟!
دلم سیرِ از غصه ها طفلکی
دیگه بسمه بسه مرسی خدا

نخواستم زمین و بگیر مال ِ تو
بکُش تا بمیرم،بکُش تا برم
بگو ناز ِعزرائیلت چنده خوب!!!
تو هر قیمتی رو بگی میخرم

نگاه کن به فواره ی اشک ِ من
برو افتخار کن که من بندتم
منم ادعامه نفس میکشم
هر از گاهی سرگرمیه خندتم

یه لیوان ِ کافور بریز رو سرم
یکم باورم شه کفن جاممه
بیا این زمین و ازم پس بگیر
یه قبر ی دو متری ام اندازمه

نگو کفر میگی که من مومنم
سر ِ موقع سجاده پهن میکنم
من اکسیژن و بسته ای میخرم
نفسهامو ماهانه رهن میکنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: