اتاق

اتاقم شبیه یه مرداب شد و
عکسامون مثه برگ نیلوفری/
یه مرداب بی ته مثه اینه
اتاقی پر از حس خاکستری/

تو رفتی و اینجا اتاقم شده
پر از انعکاس صداهای غم/
یه خودکار پُر از جوهرِ ، روی میز
که مینویسه این انعکاسو یه دم/

هنوز رد پای صدات توو اتاق
قدم میزنه روی تشویشِ باد/
سکوت اتاق منفجر میشه و
همه خاطراتت به یادم میاد/

به یادم میاد که خلیج نگات
غریبیم رو تووی خودش غرقه کرد/
توو اعماق چشماات لنگر زدم
تکونم نده چشمهای هرزه گرد/

به یادم میاد که کنارم شبا
برام قصه میگفتی از عاشقی
برا پر زدن تووی خیالهای خوب
میگفتی که از غصه صب(ح) فارغی

دروغ بود همه واژه هات تک تکش
خیالم که برگشتْ جات خاالی بود
اتاقم پرِ از سکوتت شد و
توو گوشم طنین صدات خالی بود

حالا مادر غم شبا زیر لب
برام قصه از غصه و مرگ میگه
زیر سایه ی سرد و تاریکه شب
از افتادن و زردیه برگ میگه

اتاقم شبا خوابتو میبینه
من و یک سبد کاغذ باطله
حالا پنجره مونده چشم انتظار
اتاق مونده و رد یک خاطره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام نیما جان خیلی خوب بود قوی نوشتی تعابیر زیبایی به کار بردی ممنون که پیشنهاد خوندنشو دادی لذت بردم مرسی
  • سلام آقای سکوت تصویر سازی ترانتون اینقدر قوی بود که واقعا غرق خوندنش شدم..واقعا عالی بود ... در مورد ترانه خودم که گفته بودین: "کجای عالم خاکی نوشته عاشقی زهرِ که هرکی عشقو مینوشه مجازاتش فقط مرگه ایراد قافیه داره توی آغوشِ من موندی ولی لیلا چرا سردی چرا چشمای آبیتو به روی عشق من بستی؟ بازهم ایراد قافیه داره" /////////////// ببینید الان درست شد؟! کجای عالم خاکی نوشته عاشقی زهره که هرکی عشقو مینوشه مجازاتش فقط "زجره" توی آغوش من موندی ولی لیلا چرا سردی چرا چشمای آبیتو به روی عشق"می بندی" منتظر جوابتون هستم.. واقعا بی نهاییت ممنونم که ایرادامو گفتین و خوشحال میشم اگه بازم جایی ایراد داشتم بهم بگید قلمتون سبز بدرود
  • سلام نیما جان، خیلی عالی بود، موفق باشی
  • به یادم میاد که کنارم شبا برام قصه میگفتی از عاشقی برا پر زدن تووی خیالهای خوب میگفتی که از غصه صب(ح) فارغی. سال نو مبارک مهندس.اوکی
  • دسمریزاد برادر نیما ترکوندی ها هر سه چهار روز یه ترانه !!! قلمت سبز دل و ذهنت با طراوت یا علی
  • سلام نیما جان دوست خوبم ...عیدو که صبح بهت تبریک گفتم ... باهات بحث دارم پس شروع می کنیم : اتاقم شبیه یه مرداب شد و عکسامون مثه برگ نیلوفری/ یه مرداب بی ته مثه اینه اتاقی پر از حس خاکستری/ بیت اول عجب تصویری داره,عالیه/اینه=آینه / خیلی ارتباط خوبی بین آینه و مرداب هست / اما خب بیت دوم به نظرم کلا کارو خراب می کنه ..دلیل: شما تو مصرع اول اتاقتو به مرداب تشبیه می کنی ، مصرع بعد عکساتون مثه برگ نیلوفری روی اون پراکنده شدن(زیبا) ... حالا ادامه به جای اینکه این حس خوبو پرورش بدی و حرفتو بزنی دوباره دست به دامن تشبیه می شی که مرداب یا همون اتاقت مثه آینه ای بی ته (برداشت من از بی ته بودن مرداب یا همون اتاق و عکس های نیلوفری روی اون ، می تونه زیاد بودن و تعدد عکس ها رو تداعی کنه)و دوباره تو مصرع آخر بر می گردی اتاقو پر از حس خاکستری می دونی ... حس خاکستری می تونه می تونه نشون دهنده خیلی چیزا باشه ... به نظرم بهترین برداشت از نظر من اینه که با توجه به عکس و خاکستری می تونه تو ذهن حس غم از دوری و گذر زمان رو تداعی کنه ،اما آیا به راحتی می شه چنین برداشتی کرد؟! تو رفتی و اینجا اتاقم شده پر از انعکاس صداهای غم/ یه خودکار پُر از جوهرِ ، روی میز که مینویسه این انعکاسو یه دم/ استفاده از اینجا به نظرم خوب نیست می تونستی زبانشو قوی تر کنی تو این مصرع با نیاوردن اینجا و بلافاصله بعد از اون دوباره اتاق ...یعنی می تونستی ترکیبات بهتری به کار ببندی ... مصرع بعدی مثرع خوبیه..آفرین ... جوهر نیازی به کسره نداشت ..تو نوشتن کارت دقت کن ... یا اگه داشتم باید *ه* بذاری چون فرق است بین است و کسره ارتباطی ...ببخشید لحنم تنده رفیقمی باهات راحت ترم و دوس دارم هر چه بیشتر جهشی های پیشرفتتو ببینم ...احترام خاصی هم واسه کارت قائلم.... هرچند که یه دم بهتر بود قبل از می نویسه باشه اما اشکال نداره به نظرم بد نیست ... در کل این بندو از بندای موفقت می دونم .... هنوز رد پای صدات توو اتاق قدم میزنه روی تشویشِ باد/ سکوت اتاق منفجر میشه و همه خاطراتت به یادم میاد/ بهترین بند کارت .... فوقالعاده به یادم میاد که خلیج نگات غریبیم رو تووی خودش غرقه کرد/ توو اعماق چشماات لنگر زدم تکونم نده چشمهای هرزه گرد/ غرقه کرد زبانش خوب نیست ...چشمای هرزه گرد --> با اینکه واژه هرزه گرد تو کارای غیر محاوره ای تتر دیدیم اما من اینجا خیلی دوسش داشتم ، چون تا حالا ندیدم هرزه گرد و واسه چشم به کار ببرن ... و از همه مهمتر از معنای اعتراضیش به معشوقه که بگذریم خیلی ارتباط خوبی داره با حرکت چشم ، از نظر ما مکانیکی ها البته ...آفرین ... راستی نا خدا گاه یاد کار *خاطرات* فروغ از دفتر *اسیر* افتادم همون بیت اول ...*باز در چهره ی خاموش خیال/خنده زد چشم گناه آموزت*...که البته دیدگاه تو متفاوته کلا به یادم میاد که کنارم شبا برام قصه میگفتی از عاشقی برا پر زدن تووی خیالهای خوب میگفتی که از غصه صب(ح) فارغی خیلی خوبه نیما ... بقیه کارت خیلی خوب پیش می ره و به خوبی ارتباط طولی حفظ می شه ... پس یه بار دیگه همینجا می خونیمش .. دروغ بود همه واژه هات تک تکش خیالم که برگشتْ جات خاالی بود--->خیلی خوبه ... اتاقم پرِ از سکوتت شد و---->اینکه مالکیت سکوتو به معشوقه دادی واقعا عالیه ... عمدی بود یا ناخودآگاه!؟ توو گوشم طنین صدات خالی بود---->به نظرم این مصرعو عوض کنی بهتره ، چون با توجه به مصرع قبل اضافی و بازگویی هست من عاشق این ضربه ها و تغییرات تو کارم چون از اینجا داستان تازه اوج می گیره ...دروغ بود همه واژه هات ... حالا مادر غم شبا زیر لب--->باز هم مادر غم ترکیب خیلی خوبیه ... منم یه بار استفاده کردم ... زیر لب حس خوبی به آدم می ده برام قصه از غصه و مرگ میگه زیر سایه ی سرد و تاریکه شب از افتادن و زردیه برگ میگه اتاقم شبا خوابتو میبینه---->تشخیص ...عالی... من و یک سبد کاغذ باطله--->نوستالژیکه ..حتی تو کار خودت به بند دوم بر می گرده ... حالا پنجره مونده چشم انتظار--->کلا دوس دارم حتی اگه کلیشه ای باشه اتاق مونده و رد یک خاطره---->آفرین ضربه آخرم خوب بود. ... نیما من دوس دارم همیشه اینجوری بنویسی ... هیتلرترینم خیلی خوب بود ... ولی نه به اندازه اتاق ...
  • درود نیما جان سال نو رو بهت تبریک میگم کار خوبی بود سبز بمانی
  • سلام ، زیباست...بند پایانی رو بیش از همه دوست داشتم..با اینکه این بند، قافیه اش رعایت نشده بود ولی به دل نشست. به امید موفقیتهای روز افزون برای شما.
    • سپاس بانو نسیم از حضورتون خوشحالم مورد پسندتون بود حق باشماست قافیه ضعیفیه اما من نخواستم مفهوم رو فدای قافیه کنم به همین دلیل این قافیه رو ویرایش نکردم
  • خیییییلی خوب بود اقای سکوت! بهتون تبریک میگم! دارید جهشی پیشرفت میکنید افرین واقعا افرین بیش از اینها موفق باشید
  • سلام آقای سکوت سال پر خیر و برکتی رو براتون از خداوند منان آرزومندم امیدوارم که همیشه و همیشه شاد باشین و سلامت ترانتونو نتونستم با دقت بخونم بعدا سر وقت با دقت می خونم فقط صرفا اومدم سال نو رو به تک تک دوستان تبریک بگم امیدوارم در این سال جدید هیچ غم و غصه ی تو زندگیتون راه پیدا نکنه
  • سلام آقا نیمای عزیز ترانه هاتون خیلی پیشرفت کردن خیلی ترانه خوبی ازتون خوندم اتاقم شبیه یه مرداب شد و عکسامون مثه برگ نیلوفری/ یه مرداب بی ته مثه اینه اتاقی پر از حس خاکستری/ به یادم میاد که خلیج نگات غریبیم رو تووی خودش غرقه کرد/ توو اعماق چشماات لنگر زدم تکونم نده چشمهای هرزه گرد/ موفقیتون روز افزون