من از سبزیِ یعد از برف میترسم …

من از تکرار هر فصل بهار
این قصه ی دیوانه وار
هر بار من صدبار
میترسم
من از سبزی ِ بعد از برف
و صد ابهام در یک حرف
و از افعال و نهی و صرف
میترسم
من از لبخند بی بنیاد
و آرامش پس از فریاد
و وقتی که برم از یاد
میترسم
من از بوی بد سیگار
و لَم دادن به هر دیوار
کنارِ قلب های مردم بیمار
میترسم
من از نم بودن این خاک
و لغزیدن بروی قله ایی غمناک
میترسم
من از یک مرگ بیهوده
ته یک دره ی نمناک
میترسم
(کیوان حریری)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام و درود به شما دوست عزیز. ترانه ی زیبا و دل نشینی بود. برقرار باشید و سبز.
  • سلام جناب حریری گرامی ..بسیار لذت بردم از اثرتون .
  • سلام کیوان جان دوست خوبم ....کارتو دوس داشتم ....و ناخودآگاه به یاد این کار فروغ افتادم ...عیدی من به شما این شعرو با هم می خونیم ... من از آغاز نمی ترسم من از پرواز نمی ترسم من از آغاز یک پرواز بی احساس می ترسم ! من از تکرار نمی ترسم من از انکار نمی ترسم من از تکرار انکار همین احساس می ترسم ! من از سوختن نمی ترسم من از ساختن نمی ترسم من از ساختن کنار سوختن احساس می ترسم ! من از تاختن نمی ترسم من از باختن نمی ترسم من از تاختن برای باختن احساس می ترسم ! من از احساس می ترسم من از آغاز یک پرواز بی احساس واسه تکرار انکار دل حساس می ترسم ... ! « فروغ فرخزاد »
    • این کار هم خوندنش خالی از لطف نیست ....از خانوم حیدری *من از پس لرزه‌های وحشی این درد می‌ترسم* نه از دیوارهایِ تیره‌ی دلسرد می­‌ترسم نه از دیوانه­‌هایِ تا ابد شبگرد می­‌ترسم ولی از لحظه­‌هایی که سفر می‌­بایدم -اما- نفس­‌هایت صدایم می‌­کند "برگرد" می­‌ترسم تصاویری پُر از رویای پنهانی­‌ست در خوابم و از چشمانِ نیمه بسته­‌یِ یک مرد می­‌ترسم و لمس ِزندگی بعد از هم آغوشی ِاجباری من از پس لرزه­‌های وحشیِ این درد می­‌ترسم پُر از تکرارِ تاول در میانِ قابِ چشمانت من از روحی که قتلش را تماشا کرد می‌­ترسم پس از پاییزهای شوم و وهم­انگیزِ پی در پی از آغاز ِ بهارانی سراپا زرد می­‌ترسم نوازش کن مرا با پلک­‌هایِ داغ و نمناکت من از آن زن که از رویای تو شد طرد می­‌ترسم موفق باشی دوست خوبم ....
      • سلام جناب سرمدیان بسیار بسیار خوشحالم که این ترانه رو دوست داشتید و این همه به بنده لطف داشتین شرمنده میفرمایید از این اشعاری که نوشتین لذت بردم و در مورد فروغ هم برام خیلی جالب بود البته بنده زیاد کارهای خانم فرخزاد رو نخوندم و برام جالب بود این شعر ایشون البته من یکی دو کار دیگه هم در همین آکادمی در سال های قبل با نام میترسم دارم ولی باز هم از شما و نظر لطفتون و وقتی که گذاشتید سپاسگذارم چایدار و سلامت باشید
  • من از بوی بد سیگار و لَم دادن به هر دیوار کنارِ قلب های مردم بیمار میترسم اینو دوست داشتم و این بند که منم خیلی ازش میترسم: من از یک مرگ بیهوده ته یک دره ی نمناک میترسم ترانه ی زیبا یی بود موفق باشید
  • شاخ و هزاران Wow
  • سلام سبزی بعد از برف که ترس نداره. افعال صرف داریم؟! ولی این قسمتاش خیلی چسبید. من از لبخند بی بنیاد و آرامش پس از فریاد و وقتی که برم از یاد میترسم من از بوی بد سیگار و لَم دادن به هر دیوار کنارِ قلب های مردم بیمار میترسم در هر صورت نترس من پشتتم. من پشتتو گرم میکنم. من آب گرم کن ایران رادیاتورم. خخ در هر صورت دستت درد نکنه. حال دادی خدا بهت حال بده.
    • جناب خدادادی سبزی بعد از برف ترس نداره ولی نگاه فلسفیش برعکس کاملا ترسناکه اون هم معاده این پاسخ اول در مورد صرف باید عرض کنم اشتباه ترانه رو خوندین بنده گفتم افعال و نهی و صرف این واو را بیخود نذاشتم ولی اگر هم نمیگفتم تا اونجایی که میدونم افعال رو صرف میکنن ولی شما رو نمیدونم در انتها هم باید عرض کنم بنده شخصا آدم شوخطبعی هستم ولی در زمینه ادبیات و شعر و ترانه و البته مسایل کاریم بسیار جدی هستم موفق باشید
      • راست میگین. حواسم نبود ترانه برای بعضیا مساله ی کاری حساب میشه. برای ما آماتورا حساب نمی شه خوب. دیگه اینکه من حالا نگاه فلسفی بایستی از کجا بیارم؟ غیر از اینا اون واو رو ندیدن اینو راست گفتی. تازشم من سوال پرسیدم. قصد جسارت نداشتم. از ادبیات و دستور زبان خوندنم خیلی وقته گذشته. گفتم شاید شما بهم یادآوری کنین. شما هم ایشالا در زمینه ی مسائل کاری تون همینجور موفق باشین.
      • چ خشن!
      • شاعر میگه به خود صد بار میخندم به تو هربار میخندم به سوراخ در و دیوار میخندم این اوضاع ماست. بنده خدا حق داره ناراحت بشه. غیر از اینا این ترانه هه خوبه تکمیلش کنم؟
      • قشنگ بود جناب مقدم منو یاد کارهای ایرج میرزا میندازه حتما تکمیلش کنین یه رندیه خاصی توش حس میشه
      • توی جواب شما هم رندی خاصی هست که باعث شده هم زمان با خنده گریم بگیره. یعنی آقو با خاک یکسان شدم خخ گگ
  • کار جالب و تازه ای بود سال نوتون مبارک جناب اخوان حریری موفق باشید.
  • سلام آقا کیوان وای من عاشق این مدل شعرام من از سبزی ِ بعد از برف و صد ابهام در یک حرف و از افعال و نهی و صرف میترسم من از لبخند بی بنیاد و آرامش پس از فریاد و وقتی که برم از یاد میترسم من از بوی بد سیگار و لَم دادن به هر دیوار کنارِ قلب های مردم بیمار میترسم عالیه! عالیه! عالیه! دیدین گفتم هرچی بنویسین و دوس دارم؟ خخ موفق باشین راستی! عیدتونم مبارک لحظه هاتون سبز