ابرمرد

ترانه :به زودی منقرض میشه عزیزم! از خانم کارگر عرب منو یاد این ترانه خودم انداخت…اگه شما ربطش رو دیدین به ما هم بگین

اینی که تو کافه شبیه یه ابرمرده…
یه قهرمان شیرجه س تو حوض خالی
دنبال راه از چاه بود و منحرف شد
دنیاش گم شد توی چند حرف سوالی…

فک میکنی من یه ابرمردم که دایم
از تو نگاهامم همش دنبال تفسیری…
من تو کتابام غرق یه بنبست پیرم
تو با خیال من همش میای میری…

فک می کنی من یه کلانشهرم که توی
پس کوچه هامم برج های باشکوهه..؟
اره کلانشهرم که زیر هر خیابون…
رود لجن جاری شده..پردود.. بی روحه

ژستای روشنفکری و یه پالتو با سیگار
تبعیدی قطب سیاهی..اونور دنیا
اره تموم اینا کتابا …محض اینن
تا از خودم دوری کنم چند لحظه اینجا

اینی که تو کافه شبیه یه ابرمرده…
یه قهرمان شیرجه س تو حوض خالی
دنبال راه از چاه بود و منحرف شد
دنیاش گم شد توی چند حرف سوالی…

من قصر شاد آرزوهای تو نیستم
اونی که میتونه حریم زندگی باشه..
من قلعه ی متروکه که از پایه ویروونه
افسردگی مثه یا طاعون لای سنگاشه

من رو ببخش حرفام تنده عادتش اینه
سربازی که هر روزشو با حرف میجنگه
حرفام دیگه با سیاهی خو گرفتن چون
فکرام هم با طعم اسپرسو هماهنگه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی milad karami

متولد شهریور سال 70 دستم زخمیست..و من با همین دست زخمی انقدر مینویسم تا بالاخره ارضا بشم. شعر و ترانه برای من یجور خودارضاییه..همین.. اصولش هم تا وقتی بهم تو این مساله کمک کنن برام مهمن..بدون اونا هم میشه از متنی لذت برد...همه چی وسیله ست