قلمرو

آرامشی تو عمق دنیامه
که قبل از این حسش نمیکردم
درگیر جنگ داخلی بودم
با خودمم سازش نمی کردم

قبل از تو رو مرز وجود من
تزریق دردو غصه ثابت بود
این کشور جامونده از تاریخ
یک عمر محتاج حضورت بود

تمووم سرزمین من
محکوم عاشق شدنه
احساس تو قلمروِ
تموم دنیای منه

تا تو حکومت می کنی
من صلحو باور می کنم
احساسمو تسخیر کن
تو بند تو سر می کنم

تاریخ میفهمه یه روز این عشق
چه انقلابی رو به پا کرده
آرامش مطلق شدی تو من
دنیای من دور تو میگرده

تا میشه اینجا حکمرانی کن
تا میشه با من مستبد تر شو
من زندگیمو پای تو میدم
رو حس من تو حکم آخر شو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: