نشناخته

نشناخته
……….

روزگاری با تو پرواز کردم

حالا که رفتی عاشقت شدم

عمری بال بال زدی

دریغ از نگاهی خواب بودم

♫♫♫

بغضی تو گلوم گیر کرده

راه تنفسم رو بسته

بالهایی که درمانده از پروازه

منتظر پروازه

♫♫♫

عشقی که دیر شناختم

نشناخته دور کردم

حالا که بال زدی رفتی

می فهمم چقدر نیازی

♫♫♫

حالا که می خواهی جدا شی

می بینم عاشق تو هستم

چی می شد زنگ این خونه

صدا می کرد دوباره

♫♫♫

باز می دیدم روی ماهتو

باد می اورد بوی موهاتو

می شنیدم صدای پاهاتو

شاید هم می دیدم نگاهتو

♫♫♫

ببینم روزهای قشنگ دیگه

ببینم درست شنیدم

صدا صدای زنگه

ببینم از پنجره درست شنیدم

♫♫♫

صدای پاتو شنیدم

بلاخره این زنگ صدا کرد

چه اعجازی خدا کرد

منو باتو اشنا کرد

♫♫♫

سهیل اروندی/۴/۷/۸۹

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام عالی لذت بردم عشقی که دیر شناخنم نشاخته دور کردم منو یاد سریال شهریار انداخت اون لحظه که شهریار عاشق ثریا شده بود دختری بنام لاله عاشق شهریار بود لاله همون عشقی که دیر شناخت و دورش کرد ولی بعد چندسال که شکست عشقی میخوره از ثریا برمیگرده تبریز در یه دوره توی بانک کشاورزی یه دختری رو مبینه شکل شمایل لاله بعد تقاضا خواستگاری و ازدواج ولی همیشه زنش را به اسم لاله صدا میزد که زنش از اینکه به این نام صداش میزند همیشه ناراحت بود لذت بردم کهمنو یاداوره چنین زیبایی کردید سال نو مبارک دیگه ببخشید که اینا رو گفتم
    • با سلام و احترام سپاس گذارم از حضورتان بزرگوار این واقعیتی هست که خیلی ها درک نمی کنند تا پس از جدایی و می فهمند که چه عشقی رو از دست دادن سال نو شما هم بارک باشه انشالله ایام به پیروزی و کامیابی
  • البته شعرتون نه ترانه.
  • سلام..... ترانتون خیلی زیبا بود و مثل داستان خوب پایان خوشی داشت.... :)
  • سلام آقای اروندی ترانتو خوندم احتمالا روی ملودی خاصی ترانتونو نوشتین احساسی که در ترانتون بود واقعا زیبا بود موفق باشین