نمیشه

نمیشه مثل اون روزا

دوباره عاشقت باشم

یه کاری با دلم کردی

میخوام تنهای تنها شم

منو آتیش زدی رفتی

تورو من خواب میدیدم

میگفتی عشقمی اما

ازت عشقی نمیدیدم

حالا برگشتی که بازم

منِ تنها رو بشکونی؟

میگی این آخرین باره

میدونم که نمی تونی

نمی بخشم گناهت رو

آخه بدجوری سنگینه

یه بغضی تو گلوم مونده

که چشم تو نمی بینه

بلایی که سرم اومد

خود تو باعثش بودی

نگاه کن قلب من مرده

همون قلبی که توش بودی

خیانت مثل آتیشه

مگه میشه که خاموش کرد؟

به خاکستر نشستن رو

مگه میشه فراموش کرد؟

حالا که هردو مون هستیم

همین جا کنج این دیوار

همین جایی که تنها شد

یه روزی این دل تب دار

جواب این همه اشکُ

باید از کی بگیرم من

تو زندونی که تو ساختی

یه عمریه اسیرم من

نگاهت مثل اون روزا

دیگه مغرورِ رفتن نیست

دیگه حرفات برای من

پر از کنایه گفتن نیست

چیه فکر گردی که شاید

دلم گرم نگاهت شه

دوباره قلب داقونم

بیاد رفیق راهت شه؟

نه دیگه اون روزا مرده

تو هم خوبه که برگردی

واست جایی تو قلبم نیست

تو خیلی اشتباه کردی

 

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

618
۹