فاصله

یه آتیشه، یه خونه س، پُر ز ِ دلتنگی
یه آغاز ِجدید ِرو به پایانه
تموم ِخستگی از شب شروع میشه
کی پابنده، به آجرهای ویرانه

یه تقدیر ِسیاه ِ،بخت ِتاریکه
یه حرفِ،بغض ِسنگین ِ گره خورده
یه مرز ِ مبهمه واسه فرار امّا
یه لشگر آدم ِتنهای دل مرده

یه صحنه س روی ِ هر پرده ، یه تصویره
که پشت ِماجرای قصه می مونه
یه آواز ِضعیف و نارسایی که
یه خواننده بدون ساز می خونه

نقاب ِروی چهره س ، ترس و تکراره
یه لبخند ِکه آلوده به نیرنگه
یه سربازه ضعیف ِتووی ِمیدونه
که از ترسش با هیچکی نمی جنگه

یه قلب ِتووی سینه،می تپه امّا
تموم خون رگ هاشو به لب میده
یه حس ِمبهم ِ، امروز تاریکی
که از بودن تووی آینده ترسیده

یه خونه س، با یه دیوار ترک خورده
یه خونه س،با یه سقف رو به ویرونی
چقد این زندگی تلخه نمی فهمم!
چقد این زندگی شیرینه میدونی؟

شبنم باقری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام احساس کارتونو دوس داشتم زیبا بود با نظرات خانم غلامی موافقم به امید کارهای بهتر از شما بانو
  • سلام زیبا بود شبنم جان فقط دوگانگی زبان داشت مرسی عزیزم
  • سلام شبنم عزیز کارت رو خوندم موفق باشی
  • سلام شبنم باقری عزیز... چقدر زیاد وقت گذشته و من متاسفانه کاری از شما نخونده ام .. عذرخواهیمو بپذیرید تصاویر ترانت رو دوست داشتم .. فقط استفاده از ( زِ ِ ) بجای ( از ) قابل قبول نیست ..چون دیگه تو شعر و غزل هم از این کلمه استفاده نمیشه چه برسه به ترانه و ویرانه ... یه جا گفتی ویرانه و با اینکه خوشم نیومد کنار اومدم باهاش گفتم گاهی استفاده میشه اما خودت تو بند پایانی ( ویرونی ) آوردی و این دوگانگی و تناقض حتی در استفاده کردن خودت از کلمات ، قشنگ نیس چیزی که خوشم اومد پایان بندیت بود گذشته از ضعیف و قوی بودنش ، وقتی داری مقدمه ای به این طولانی رو که کل ترانتو به خودش اختصاص داده می چینی من مخاطب هی منتظرم بند بعدی اتفاقی بیفته که نشون بده این ( یه ) ها برای چی ان و شما در بند آخر نتیجه این یه ... ها رو متصل کردی به تلخی و شیرینی زندگی و گذاشتی به عهده من مخاطب که از این تصاویر ارائه شده تلخی رو بگیرم یا شیرینی رو ... برام خیلی لذت بخش بود.. آفرین که این تصاویر رو به تلخی مطلق یا شیرینی محصور نکردی ... پاینده و موفقتر باشی خواهر خوبم
  • سلام سلام اینکه دوس دارین چهار چوب هارو بشکنید و ساختارهای جدیدی از ترانه رو تجربه کنید بسیار ارزشمنده چند ترانه اخیر شما از نظر من تجربیات موفقی بودن سخته یه شیوه ای ترانه بگیم که تا حالا تجربش نکردیم و بار اوله. ﭼﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺠﻢ،ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﺧﺴﺘﻢ ﯾﻪ بغض ِ ﺷﮑﺴﺘﻢ،ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﻣﻨﻮ از خاطراتت، میگذرم ، میرم یه عمریه درگیره احساسم من با تو خیلی زندگی کردم اما تورو اصلاً نمی شناسم حرفی بزن شاید بشه با جمله ای دلگرم شم چیزی بگو حتی یه حرف واسه رسیدن ِبه هم ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﻧﺒﺎﺷﯽ،ﺍﮔﻪ ﺷﺐ ﺑﺫﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻧﺎﺭﻓﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺍﻭﻧﮑﻪ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﺱ ﻣﻨﻢ
  • یه قلب ِتووی سینه،می تپه امّا تموم خون رگ هاشو به لب میده یه حس ِمبهم ِ، امروز تاریکی که از بودن تووی آینده ترسیده درود بانو زیبا بود
  • سلام شبنم جان ترانتو دوس داشتم قشنگ بود آفرین.