زرورق

سنگی که زیر پای لنگون تو افتاده
ریگیه که تو کفش های کهنه ی دنیاست
دستاتو رو زانوی زخم آلود غم بِگذار
این درد مدت هاست هم آغوش آدم هاست

لبریز تر از بوی حسرت،بوی سیگاری
هرروز که روزت رو تو تاریکی میریزی
از درد میپیچی ولی درمون خود درده
تلخی،عجیبی،خسته ای،سختی،غم انگیزی

شب ها به دستِ دستهای زندگی آروم
آرامشت کادوپیچ یک زرورق میشه
سرمست تر از درد بی درمون این دنیا
اشکات مشروبی ترین الکل!عرق،میشه

اونقدر،نه،تا خرخره مغروق مردابی
اونقدر،نه،تا پای روح و جون و ناموست
از مرگ ترسی نیست وقتی تو شب برفی
خالی شه رو جسمت تمام نفت فانوست

تو خون من تو خون تو جاری شده انگار
محلول تلخ و مرگبار بی سرانجامی
انگار رو جلد کتاب سرنوشت ما
دنیا نوشته : داستان زجر و ناکامی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام عزیزم شاهکار ترانه ت بند آخرش بود. اگرچه تلخ بود و غمبار!! بازی با کلماتت خیلی خوبه . فقط واژه مغروق توی ترانه ت یکمی توی ذوق میزد موفق باشی نازنین
    • سلام خیلی ممنونم کل این ترانه غمه!:-) واژه ی مغروقم بله میتونست نباشه.یا یه کلمه ی ساده تر جایگزینش بشه تو هم موافق باشی دوست من
  • سلام. تصویر شما به من میگه سن و سالتون کمه اما این ترانه خیلی بزرگه..احسنت...
  • ضمنا یه ترانه سرا و شاعر به قول عبدالجبار کاکایی نباید روی رنج ها سرپوش بذاره باید کلامش تصویر گر اطراف و نگرانی هاش باشه
    • منم همینو میگم ترس فاجعه ست تو شعر تو هنر! اما دریغ و درد......
      • سلام... عالی. زیبا بود. و بازی با کلماتتون خیلی خوبه..... فقط شما که انقدر مسلطین کمی ترانه ملودیک پذیر آهنگین هم کار کنین. که بنظرم الان محتوای شعری ما روبه ملودیک پذیری و عام پسندی میره که البته خوب هم نیست. درکل خواستم بگم ترانه موسیقیایی هم بگین. موفق باشین.
      • سلام اقای حسینی ممنونم راستش خودمم دوست دارم ولی مجال مطالعه تو این زمینه رو ندارم البته فعلا ولی در اولین فرصتی که گیر بیارم حتما حتما ترانه های ریتمیک رو تجربه خواهم کرد مرسی بابت حضورتون
  • شب ها به دستِ دستهای زندگی آروم آرامشت کادوپیچ یک زرورق میشه سرمست تر از درد بی درمون این دنیا اشکات مشروبی ترین الکل!عرق،میشه ترانه زیبا و جسورانه ای هست و بر خلاف یه کوچولو شکست وزنی به قول ادبی ها خیلی هم اجرایی میتونه باشه
  • ترانه ی خوبی ازت خوندم رو این وزن نوشتن رو خیلی دوست دارم..هرچندخیلیااعتقاددارن اجرایی نیس ولی همه ترانه هاکه اجرانمیشن..تجربه کردن وخوب حرف زدن گاهی وقتا به نظرمن ارزشمندتره فقط میتونم بگم لذت بردم.. موفق باشی سپینودجان@};-@};-
    • سلام! خب ترانه کلا شعریه که بشه با موزیک اجراش کرد این تعریفشه اما من معتقدم الان ترانه ها دیگه شعر نیستن و فقط با موزیک اجرا میشن یه هواپیما هرقدر هم پرواز کنه باز یه پرنده نیست! مث پرنده روح نداره! به من لطف دارید خانم رستگار امیدوارم همیشه مثل نام زیباتون سربلند و رستگار باشید
  • سلام سپینود عزیز کارت عالی بود آفرین
  • شب ها به دستِ دستهای زندگی آروم آرامشت کادوپیچ یک زرورق میشه سرمست تر از درد بی درمون این دنیا اشکات مشروبی ترین الکل!عرق،میشه
  • سلام عزیزدلم میومدم ترانه تومیخوندم اما کامنت نمیزاشتم ولی بارچهارمدیگ طاقت نیاوردم فوق العاده عالی
  • سلام خانم پهلوانی عزیز ترانه خوبی ازتون خوندم. تصویرسازی ها و انتخاب واژگان فوق العاده خوبی داشت. همین که اینطوری فکر می کنید و اینطوری می نویسید برای شخص من خیلی جالبه. امیدوارم ادامه بدید توی همین سبک و با همین طرز فکر. نقدی که می تونم به کارتون وارد کنم روون نبودنش توی بعضی از جاهاست. به نظرم میشد انتخاب های بهتری انجام داد تا روون تر باشه کار واژه "لنگون" رو متعارف نمی دونم. همون لنگ بهتر بود هرروز که روزت رو تو تاریکی میریزی ---شاید بهتر بود میگفتید هر بار که روزت رو تو تاریکی میریزی. درست تر داشت توی بیت سوم و مصرع "شب ها به دستِ دستهای زندگی آروم" دست دستها حشو کاملا قبیحه. نیازی هم نبود به استفاده ش. مشروبی ترین الکل رو هم ترکیب جالبی ندیدم. متوجه نمیشمش. الکلی که خیلی مشروبه؟ یعنی چی؟ من اصولا با استفاده درست از کلمات غیرمحاوره در ترانه مخالف نیستم. چون کمک میکنه واژگان در ترانه رشد کنن. اما مغروق به نظرم خیلی دوره از فضای زبان این ترانه. کلمه ای رو وارد کنید که حداقل یک بار از زبان کسی توی محاوره و گفت و گو شنیده باشید. یکسری ایرادات جزئی از این دست رو برطرف کنید کار بهتر میشه توصیه م اینه زیاد به فکر ساختن ترکیب های پیچیده و جدید نباشید. یه مقدار کم کنید از حجم ترکیب هایی مثل مشروبی ترین الکل یا بوی حسرت یا مغروق مرداب و... بیشتر روی داستان ترانه تون تمرکز کنید و تصویرسازی. بسیار با استعداد دیدم شما رو به امید ترانه های بهتر از شما شاد و سلامت باشید
    • سلام متشکرم از لطفتون به نکات خوب و مهمی اشاره کرید که البته اشتباهات فاحشیه به دست دست های زندگی قبلا این بود: شب ها کنار شعله های زندگی اروم ارامشت کادو پیچ یک زروق میشه که نمیدونم چرا تغییرش دادم.ولی چیز خوبی جایگزین نشد! مشروبی ترین الکل هم یه ابداع ناموفقه شاید ولی میشه دوسش داشت!یه ذره مهربون باشیم باهاش:-) مغروق هم مجذوب بود تا خرخره مجذوب این مرگی که بازم از روی وسواس تغییرش دادم کلا نباید به ترانه هام دست بزنم.یا لااقل چند روز بعد باید ویرایش کنم.وگرنه اینجوری میشه! بازم ممنونم از نکته بینی و محبتتون
  • سلام سپینود عزیزم ترانهتو قبلا خونده بودم و دوباره خوندم فقط وقت نشده بود کامنت بذارم خیلی عالی بود کارای اخیرت واقعا عالی شدن بهت تبریک میگم
  • چه ترانه قوی و خوبی بود سپینود عزیزم. ترانه مایده هم قشنگ شده. دو نماینده ی خیلی خوب و دوس داشتنی از دخترای کرج. خوشحالم که مهیا بازم هوامونو داره. امیدوارم نقدای خوبشو پای ترانه ی مایده هم ببینیم. جای آقای شمس و امین شیخی هم خالیه. بودنشون واقعا انگیزه میده برای ترانه نوشتن.
    • ممنونم از لطفت بانو انیس متاسفانه خانوم غلامی و استاتید و منتقدین عزیز افتخار نمیدن ترانه هامو نقد کنن! اینجا از همشون دعوت میکنم به عنوان زنگ تفریح گاهی هم ترانه های ضعیفی مثل ترانه های منو نقد کنن راستی از آقای حسینی کسی خبر داره؟ کم پیدا شدن!
      • سلام انیس عزیزم مرسی از لطفت مانده جان من که ازشون بی خبرم امیدوارم از حرفای اون روزمون ناراحت نشده باشن
  • سلام سپینود عزیزم! من افتخار میکنم که دوستی مثل تو با اندیشه های بلندو دور از نگاه های سطحی دارم همیشه برامون بنویس و همچنان سربلند ادامه بده گلم!
    • مائده جان منم خداروشکر میکنم که یه دوست خوب و مهربون مثل تو دارم که همیشه بهم روحیه میده و همیشه همراهمه و از همه مهم تر!چقد خوب ترانه میگه!! امیدوارم درخشان ترین ستاره ی اسمون ترانه باشی عزیزم
  • سلام ترانه های خوبی تا به حال از شما خونده بودم ولی این ترانه شاید بهترین ترانه ای بوده که تا حالا از شما خوندم بیت اول منو خیلی تحت تاثیر قرار داد و جذابیت ایجاد کرد تا انتهای ترانه رو مشتاقانه دنبال کنم فقط از "لنگون" زیاد خوشم نمیاد.احساس میکنم خیلی رایج نیست مثلا یه چیزی مشابه این "سنگی که حالا زیر پای لنگت افتاده" شاید بهتر باشه اشکات مشروبی ترین الکل!عرق،میشه خیلی خوب بود اگه از انتقاد ها نا امید و تاراحت نشین و از تعریف ها سرمست آینده بسیار روشن و موفقیت آمیزی در انتظار شماست
    • در ضمن با نظرات خانم غلامی موافقم بسیار دقیق و موشکافانه به نقد پرداختن این نقد خانم غلامی نشانه کیفیت بالای ترانست
      • مرسی اقای یاران لطف دارید خوشبختانه یا بدبختانه من ادمیم که حرفای دیگران خیلی دیر روم تاثیر میذاره یا نه.بهتر بگم خیلی کم روم تاثیر میذاره و امیدوارم این خصلت بهم کمک کنه که راهمو گم نکنم میدونم هم انتقاد و هم تشویق دوستان از روی لطف و بزرگواریشونه و من همواره ممنون شما عزیزان هستم نقد مهیای عزیز هم حرف نداشت خیی خوب و دقیق نوشت و در پایان هم از شما متشکرم که به من و ترانه هام لطف دارید موفق و سربلند باشید
  • لبریز تر از بوی حسرت،بوی سیگاری هرروز که روزت رو تو تاریکی میریزی از درد میپیچی ولی درمون خود درده تلخی،عجیبی،خسته ای،سختی،غم انگیزی درود بانو خیلی زیبا بود افرین فقط به نظرم مشروبی ترین الکل و پای لنگون درست نباشه ناراحت نشید بانو تاکید میکنم فکر میکنم شاید هم من اشتباه میکنم
    • سلام اقای سکوت نه چرا ناراحت بشم! معمولا از نقد شدن ناراحت نمیشم هیچ خوشحالم میشم مهیا جان هم اشاره کردن.هنوز نمیدونم دقیقا میشه توجیهش کرد یا نه روش فکر میکنم حتما مرسی که همیشه هستید بزرگوار
  • سلام سپینودجان ترانتو خوندم زیبا بود از نظرات دوستان هم استفاده کردم گلم
    • سلام خانم وحیدی عزیز!همراه همیشگی! ممنونم از لطف بی نهایتتون بانو و از دوستان که همیشه با نکات ارزشمندی که مطرح میکنن به هممون چیز یاد میدن مرسی
  • درود سپینود عزیز... آفرین دختر خوب واقعا آفرین ... این تصاویر و این فکرهای پشت کلماتت نشون میده سطح مطالعت وسیعه و میتونی در اینده ای نه خیلی دور خیلی خوب بدرخشی... فقط عزیزم زبان ترانت گاهی دچار دوگانگی شده و اینم قبول دارم که زبان این کار زبان فاخریه ولی بازهم استفاده از کلماتی مثل بگذار و مغروق رو توجیه نمی کنه .. بند اولت که شعر بود از نظر زبانی ولی باقی بندها به ترانگی نزدیکتر بودن لنگون = کسی که می لنگد پس عبارت پای لنگون درست نیس و باید پای لنگ باشه از درد می پیچی ولی درمون خود درده خیلی قشنگ گفتی ولی بعدشو خوب نیاوردی که ضربه کاملتری باشه و مکمل این تصویر زیبا باشه ... تصویر مشروبی ترین الکل ، عرق خوب پرداخت نشده شاید اگه الکلی ترین مشروب ، عرق بود بهتر می بود لبریز تر - مست تر - مشروبی تر »»» تکرار تو هر کلمه ای و هر بخشی موجب کاسته شدن از زیبایی کارت میشه گلم در کل تصاویر و استفاده از کلمات و عباراتت خوبن و با کمی صبر و حوصله جایگزین بهتری برای موارد مشکل دار پیدا خواهی کرد . موفقتر ببینمت عزیزم
    • سلام مهیای عزیزم چقدر خوبه که پسندیدی و افتخار حضورت نصیبم شد! از تک تک گفته هات درس میگیرم و قول میدم شاگرد خوبی باشم و دیگه این اشتباهات تکرار نشه! مرسی که انقدر تشویقم کردی! کم کم بهتر میشم انشالله:-) اندکی صبر.... بازم متشکرم دوست خوب و عزیزم
  • سلام دوست من اینکه از تکرار فراری هستی خیلی خوبه دنبال نگاه متفاوت
  • سلام خیلی غم انگیزه. چقد نا امیدانه آخه؟! بابا رئیس جمهور گفته یکم از امید بگین. (شوخی) منم با ستاد مقدم هم نظرم قسمت زیباتر ترانه تون آخرشه مخصوصا این دو مصراع: انگار رو جلد کتاب سرنوشت ما دنیا نوشته : داستان زجر و ناکامی به امید خوندن ترانه های امیدوارانه تون
    • سلام این ناامیدی نیستا اتفاقا امید دادنه وقتی بگیم بیخیال غصه ها یعنی از بهبود شرایط ناامید شدیم ولی وقتی بگیم و غصه بخوریم یعنی هنوز سر نشدیم و میبینیم و درک میکنیم ظاهرا خودشون اگاهن از وضع افسردگی جامعه میترسن یه روز صبح بیدار شن ببینن همه خودکشی دست جمعی کردن بعدم همه چیو بندازن گردن شاعر بیچاره که تو باید امید میدادی! اون روز فکر کنم تنها کسی که خودکشی نکرده خود شاعره! مرسی که هستید اقای خدادادی مقدم
      • حرف منطقی ایه. بیخیال غصه ها= ناامیدی از بهبود شرایط کسی که نگفت از غصه ها نگوییم, هر کی بگه غلط کرده. خخ ( از حکم قاطع خودم خندم گرفت نه که حرفمو جدی نگفته باشم) من اصلا به ایشون که حرفشو زدم کار ندارم. اصلا سیاست مال سیاستمدارا ما گاهی فقط بهشون تیکه میندازیم. خخ فقط آیا قبول دارین که هنرمند وظیفه هایی داره؟ از مهم ترین وظایف امید دادنه؟ امید الکی نه امید واقعی؟ اگر جواب منفیه که هیچ. اگر مثبته امید در ترانه تون وجود داره؟ من که ندیدم. اگر وجود داره به من نشون بدین. دیگه اینکه من تو ترانه تون سمپاتی خودکشی دیدم. یعنی خیلی روش خودکشی تو شب برفی جذاب بود. به جای اینکه من برای کسی که میخواد همچین غلطی بکنه غصه بخورم و یکم عذاب آور باشه برام. غییییر از اینا بگم که من از شما انتظار کار خارق العاده ای ندارم اینجا محل تمرینه, نقدای من به شما هم تمرینه و اصلا به معنای درست بودنشون نیست. خیلی خوبه از همین جاها شروع به تمرین نقد کردن و تمرین انتقاد پذیری کنیم. مخصوصا شما خانوم جوان. از ما که گذشت خخ بعدشم با یخشنامه و سیاست بازی امید پیدا نمیشه. کار فقط کار هنرمندا و آدم های تاثیر گذاره. کار روشنفکراست که متاسفانه خودشون نومید و داغونن. مطلب قبل آخر اینکه به ترانه سراهای خانم آکادمی ایرادی وارد نیست. مشکل از دیر پزی مغز منه خخ شما خیلی استعداد خوبی دارین ها. من ندارم اگه داشتم شعر میگفتم. ترانه به نظر من خیلی موندنی نیست. شعر جدی تر از ترانه ست. در شما هم من یکی که کاره ای نیستم دارم استعداد شعر می بینم. هرچند یکم زود و شوخیه ولی تاثیر فروغ فرخزاد تو ترانه هاتون دیده میشه. حالا که فکر میکنم میگم شایستی شعر هم کار میکنین ولی تو سایت نمیتونین بذارین. کار میکنین؟ به امید موفقیت و ترانه های بهترتون.
      • خیلی جالبه! اون تصویر شب برفی کاملا چند پهلوئه و میشه ازش حتی یه برداشت انتزاعی داشت! هر برداشتی! این جالبه که شما برداشت خودکشی رو انتخاب کردید و این اتفاق تو ناخوداگاه شما افتاده چرا!چون توقع دارید تو کلمات تلخ و سیاه مسائل تلخ و سیاه رو ببینید شاید نگاهمون به درد نگاه خوبی نباشه اقای مقدم ترانه های من تلخن.اما به نظر خودم به حد معقولی تلخن.یعنی زیاد قضیه رو بزرگ نمیکنم معمولا.و شایدم همیشه!چون عقیده دارم اغراق نا به جا میتونه مخرب باشه.و اونوقته که امیدو میگیره و کارو خراب تر میکنه من سیاست باز نیستم!من با سیاست کار دارم اما نه اینکه بخوام در مقابلش گارد بگیرم!حرفمم کاملا جدی بود برخلاف شما که اکثرا شوخی میکنید!شایدم ظاهرا شوخی میکنید!من اهل تیکه انداختن نیستم.اونم به سیاستمدار! از مهم ترین وظایف هنرمند واقع بینیه اقای مقدم هنرمندایی که واقعیتو به تصویر میکشن معمولا یا محکومن یا منفور!یا طرد میشن! امید الکی دادن تو این شرایط مثل دستور خواب دادن به پاسبان شبه! من دقیقا دارم ۲۰ سال اینده این مردمو میبینم با این وضعیت چی از ما خواهد موند؟!حالا هی امیدوار باشیم و با هم هاله لویا بخونیم!چی درست میشه!؟ باید به خودمون بیایم الان وقتشه نه فردا راستش منم از خودم توقع ندارم فوق العاده باشم!از شما هم انتظار نقد ندارم!درواقع شما نقد نکردید چون نقد محتوا در حیطه ی نقد نمیگنجه معمولا.شما اظهار نظر کردید. گفتید روشنفکرا داغونن!که البته حقم دارن بندگان خدا.باید یه زبون تازه بسازن تا بتونن به بقیه بفهمونن جریان چیه!وقتی بیشتر بفهمی و دیگران اینو متوجه نشن خود به خود داغون میشی.ناامید میشی که خب اینم خودش یه صبر عیوب و توانایی حضرت فیل و عمر نوح میخواد تا راه به جایی ببری!تازه شاید منظور مطلب ماقبل اخرو متوجه نشدم!! شعر هم که بله من بیشتر شعر میگم.اما شعرامو نه اینجا نه هیچ جای دیگه نمیذارم و نخواهم گذاشت.یه کمی بین ترانه ها و شعرام تبعیض قائلم.اونا رو بیشتر دوست دارم! این که رد پای فروغ تو کارام هست خوبه!خیلی ازتون ممنونم که اینو گفتید!البته من خودمم و هقلید تو کارم نیست.لااقل به خیال خودم ترانه موندگاره اقای مقدم!ترانه ی خوب همیشه موندگاره!البته اگر مردم مردم مان که ترانه های بنیامین و تتلو و این قبیل هنرمندان واقعی رو بهتر پاس میدارن!تا ترانه های جنتی عطایی و یغما و امثال اونها رو.به هر حال سخن عشق برتر از همه سخن هاست. چقد حرف زدم!ببخشید واقعا متشکرم
      • نه خوبه حرف بزنین. الآن که گفتین متوجه شدم اصلا عیبی نبوده و من مثل همیشه در اشتباهم.
      • نکته دیگری که به ذهنم رسید استاد, اینه که آیا نقد محتوا اشتباه است؟ به نظرم نه. مخصوصا که اثری در فرم به حد مطلوب رسیده باشه؟
      • استاد!؟ ممنونم اما لطفا این لفظو دیگه درمورد من به کار نبرید اقای مقدم!خیلی تعارفه! نقد محتوا به نظر من بد نیست به نظر من البته منم نگفتم نقد محتوا اشتباهه تو حیطه ی نقد حرفه ای نیست البته عده ای این عقیده رو دارن عده ای هم میگن محتوا هم باید نقد بشه
  • سلام سپینود پهلوانی عزیز... کارتو قبلا هم خوندم...نظرمو گفتم... نقاط قوت کارات همیشه اینه که تو انتخاب قافیه ها خیلی دست و دلبازی... دایره واژگانت خیلی خوبه... موضوع هایی که بهش می پردازی جذابه...فقط یه چیز سلیقه ای که هنوز تو این کار اذیتم می کنه...بگذار هست که دفعه قبلم گفتم..و به دست دست های زندگی که این دفعه اضافه شده به کارت..در کل این کارتو بیشتر از قبلی دوس داشتم و به نظرم روز به روز داری بهتر می نویسی.که شکی درش نیست.موفق که هستی همیشه موفق تر ببینمت...
    • سلام افرین.اون بگذار خیلی خیلی ناشیانه ست.ولی فکر دیگه ای نداشتم به دست دستهای زندگی چرا؟نمیدونم چرا خوشت نمیاد بابت حضورت سپاس گزارم و تشویقت البته
      • راستشو بخوای نمی دونم چرا ... الان که دوباره خوندم بازم می گم سلیقه ای هست ... الان خوبه به نظرم ...مشروبی ترین الکل هم بازم می گم که عرق نیست ... الکلی ترین مشروب عرقه ;-) ...ولی خب خدایی خیلی ترانت دوس داشتنیه ... به این دلیل اینقدر حساس شدم روش چون واسم مهمه این ترانه ... یه جورایی با خوندنش برعکس همه که می گن نا امیدی توش هست ، به من آرامش می ده ... موفق باشی ...
      • مشروبی ترین الکل عرقه چون اسون تر از بقیشون گیر ایرانی جماعت میاد!:-) ولی یه فکری براش میکنم.اما قول نمیدم.دوسش دارم خودم! مرسی هم چنین
  • اونقدر،نه،تا خرخره مغروق مردابی اونقدر نه..تا خرخره غرقه یه گردابی البته این فقط یه پیشنهادبود راستش زیاد کلمه ی مغروق توی ترانه به کار برده نمیشه
    • سلام بله مغروق تو محاوره هم زیاد نیست خودم میدونم ولی زبان این ترانه فک میکنم بین محاوره و زبان معیار بالا پایین میشه اما اون غرق یه گردابی به زبان کل کار اسیب میزنه یعنی همین معلق بودنه رو به هم میزنه. فرمایش شما کاملا صحیحه ولی شاید بشه گفت من یذره ریسک کردم اینجا مرسی که همیشه هستید
  • سلام سپینود عزیزم مثل اینکه امشب من اول شدم هر کامنتی می خوام بذارم می بینم اولین نفرم بچه ها خوابشون برده گلم ترانه غم انگیز و با احساس و بسیار زیبایی بود من که علم نقد کردن ندارم فقط نصیحت بلدم که از اونم جوونا اصلا خوششون نمیاد.اگه به قانون جذب در کائنات عقیده داری از کلمات نا امید کننده سعی کن کمتر استفاده کنی توی شعرت چندین بار از درد گفتی می دونم هست خیلی زیادم هست ولی انکارش کنیم.سلامت و شاد باشی.
    • انقد طولش دادم آقای مقدم اول شد اینم از شانس ما می بینی.
      • سلام ناهید خانم مرسی که تشریف اوردید!قدم روی چشمای بنده گذاشتید! راستش منم همیشه فکر میکردم باید دردها رو نادیده گرفت ولی باور کنید این کار خیانته خیلی باید بی خیال باشیم تا ببییم و غصه نخوریم انکار که دیگه هیچی!! وقتی نمیشه تو خیابونای شهرت راه بری و خیال بافی کنی و شعر بنویسی وقتی مردمت دارن زندگی رو کم کم گم میکنن وقتی هزار و یک جور بدبختی و سیاهی تو جامعت میبینی!دیگه نمیتونی خوب باشی حال خودت و دلت و زندگیت بد میشه شعار نمیدم ادای روشنفکرا و نوع دوستارم درنمیارم این فکر و عقیده ی منه و اگه نگم و ننویسمش حال و روزم بدتر از اینا میشه به امید روزی که دنبال راه چاره باشیم نه خودفریبی
      • سپینودم چند روزی سایت نیومدم الان پاسختو خوندم عزیز دلم حیف پیام خصوصی خرابه وگرنه مفصل برات توضیح می دادم.خدا نکنه از دست من ناراحت شده باشی.خانمم بدیهارو در ذهنت انکار کن به خودت تلقین کن همه چیز خوبه آرومه عالیه در حقیقت ذهن نا خوداگاهتو فریب بده اون زود فریب می خوره فرق راست و دروغو تشخیص نمی ده با این کارت می تونی خودتو آروم کنی وقتی آروم بشی اطرافیانتم آروم می کنی آره همه چیز خرابه من و تو می تونیم درست کنیم ؟ تو خیلی می فهمی و این خوب نیست باید به اندازه سنت بدونی خوب زندگی کنی لذت ببری شاد باشی بخندی و گاهی هم از این همه تلخی بنویسی ولی نباید زیاد خودتو درگیر کنی . اینجا بیشتر نمی شه بنویسم حالا بعدا مایل بودی مفصل برات توضیح می دم من صد در صد به قانون جذب در دیدن و شنیدن و حرف زدن و فکر کردن عقیده دارم چون کاملا در زندگیم لمسش کردم تجربمو در اختیارت قرار می دم می بوسمت عزیزم.
      • من هرگز از شما ناراحت نمیشم ناهید خانم مهربان میدونم نگران منید!مثل تمام اطرافیانم. اما دست خودم نیست. من نمیتونم ناخوداگاهمو گول بزنم بله من نمیتونم کاری بکنم ولی من و شما با هم میتونیم من حرفامو میگم این کمترین کاریه که در قبال خودم میتونم انجام بدم میدونم چقدر به من لطف دارید ازتون از صمیم قلب ممنونم ولی من مهم نیستم من اگه نابود بشم اهمیتی واسه دنیا نداره!این مهمه که یه شهرو از مرگ حتمی نجات بدی یه قطارو از سقوط حفظ کنی یه مملکتو از جهل نجات بدی حتی اگه تو کتابای تاریخ اسمتو خط خطی کنن حتی اگه هیچکس نشناسدت و تهش فقط تباهی باشه تو در قبال خودت مسئولی مسئولی وقتی مبفهمی به دیگرانم بفهمونی حتی اگه کم اما راهو درست نشونشون بدی من هیچی نمیدونم.اما سعی میکنم روحمو سیراب کنم و ارومش کنم با فهمیدن و فهموندن بازم ممنونم ازتون ناهید خانم دوست داشتنی
      • تو کیمیایی دختر آخه من چی بگم . امیدوارم به هدفت برسی.
  • درود ترانه ی تلخ اما زیبایی بود شخصا این بند رو به عنوان بهترین قسمت ترانه انتخاب میکنم تو خون من تو خون تو جاری شده انگار محلول تلخ و مرگبار بی سرانجامی انگار رو جلد کتاب سرنوشت ما دنیا نوشته : داستان زجر و ناکامی