بیراهه

« بیراهه»

مـــــــا بــــرای خاطر هـــــم ، باید از هــــم می گذشتیم
هـــــر کــــدوم یه راهو رفتیم ؛ ولـــــی هرگز برنگشتیم

تــه این راه کـــــذایی ، چیــزی جز تنهــا شــــدن نیست
وقتی من سهم تو نیستم ، وقتی که تو – سهم من نیست

مـــــا حــــــتی عادت نداریم – تنهایی عــــادتمـون شــه
بهـــــترین جای دلامــــون سهــــم عشـــق دیگرون شه

مــن و تــو یاد نمیگیــریــم که تـوو ترسمــــون اسیریم
اگـــــه درمــــون خــــــودِ درده ، بـــیا دردو بپــــــذیریم

مـــا به بیـــــراهــه زدیم تا – همــــو گــُم کنیـــم دوباره
تا فـــــراموشی نباشــــه ، فاصـــــله چه فـــایده داره ؟

مــن و تــو از هـــم فــــراری ؛ دنبال همـــم می گردیم!!
انگــــاری واسه شکــستن ، هـر دفـه توبه می کـــردیم

نگو ســــرنوشت مقصر ؛ مــن و تــو چیکاره بودیم ؟!
سرنوشت فقط یه صحنه ست ؛ ما دوتا – سـتاره بودیم

دیگـــه آوارگــی بسّــــــه ، هــــر کجــــای راه دردیــم
بیا برگــــردیم به خــــونه ، ما به هم برنمــــــــیگردیم

722
۱۱

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون

  • سلام خیلی زیبا بود
  • درود جادوگر واژه ها خیلی خوشحالم که اینجام تا یه کار زیبای دیگه ازت بخونم در عین ساده گی قوی مینویسی و من اینو خیلی دوست دارم همیشه گفتم بنویس تا یاد بگیرم ممنونم
  • سلام آقای جمشید پور همیشه ازخوندن ترانه های شما لذت میبرم به امید موفق شما پررنگ تر از همیشه
  • سلام ایمان جان چقدر بعد از مدت ها این ترانه زیبا از شما حالم رو خوب کرد عالی بود داداش مثل همیشه
  • سلام آقای جمشید پور ترانتونو خوندم بسیار زیبا بود همیشه ترانه هاتون رو دنبال می کنم و ازش درس می گیرم موفق باشین
  • سلام آقا ایمان. تو این بند "مـــــا حــــــتی عادت نداریم – تنهایی عــــادتمـون شــه" فک می کنم "حتی " نیازی نبود و برای پرشدن وزن اومده. "سرنوشت فقط یه صحنه ست ؛ ما دوتا – سـتاره بودیم " اینجا هم ستاره منظور ستاره ی نمایش یا نقش اول صحنه بوده که زیاد رسا نیست و ذهن آدم اول میره سراغ ستاره های آسمون.تو این بند "دیگـــه آوارگــی بسّــــــه ، هــــر کجــــای راه دردیــم بیا برگــــردیم به خــــونه ، ما به هم برنمــــــــیگردیم" دارید می گید حالا که نمی تونیم همدیگه رو فراموش کنیم بیا برگرد دوباره با هم زندگی کنیم در حالیکه قرار نیست دوباره رابطه گرم بشه و میگید ما به هم بر نمی گردیم. کلا این ترانه به نظر خودتون از کارای قبلیتون ضعیف تر نبود؟ البته گاهی وقتا برای دور نشدنمون از ترانه باید ترانه بگیم حتی اگه اونجور که دلمون میخواد از آب درنیاد.
  • سلام ودرود بسیارعالی موفق باشین
  • خیلی خوب بود ... واقعا دوسش داشتم مــن و تــو یاد نمیگیــریــم که تـوو ترسمــــون اسیریم اگـــــه درمــــون خــــــودِ درده ، بـــیا دردو بپــــــذیریم فقط اینجا نگو ســــرنوشت مقصر ؛ مــن و تــو چیکاره بودیم ؟!... یا باید نوشته بشه نگو سرنوشته مقصر ... یا نگو سرنوشت مقصره ... احتمال زیاد فراموش کردید فعل هست *ه* رو بذارید .. عالی بود بیشتر بنویسید بیشتر یاد بگیریم ...
  • درود جناب جمشید پور مثه همیشه عالی بود این روزها کمتر حضور دارید و از خوندن ترانه هاتون بی نصیبیم پایدار باشید
  • سلام ایمان جان ترانه ی بسیار زیبایی بود...لذت بردم...احسنت....
  • سلام جناب جمشیدپور ترانه ی زیباتونو خوندم بسیارهم عالی. لایک .