خاطره ی بد

مدارا بسه با زخمای کهنه / سکوتم گوش این دنیارو کر کرد
تو حرفامو نفهمیدی ، شنیدی / بگو کی حرف من روو تو اثر کرد ؟!
مهم نیست حس کنی خستم ،بریدم / یا پای منت حرفامو بذاری
همین بغضی که دارم پای این شعر / بازم سنگینه از هرچی تو داری
همیشه جای پاهای تو پیداست / به هر فرصت که روزی پاندادم
تو کاری کردی از وقتی که رفتی / به هرکی جز خودم بی اعتمادم
ببین دلگیرم از هر خاطراتی / که یک لحظه تورو یادم بیاره
آره بیزارم از هرکی توو این شهر / سلامی و علیکی باتو داره
تو رفتی روز من دست شب افتاد / تو جون دادی به این دوری به سردی
من ایمان رو می بازم اگه تو / از این راهی که رفتی برنگردی
زنی بودی که نامردی بلد بود / خدایی پیش تو مردم … نگو نه
تو یادت رفته کی گندم بهت داد / ولی من آدمت کردم … نگو نه
همین حالا اگه در واشه باتو / دیگه دیره باید در روی تو بست
تو برمگردی اما مطئنم / امید خونه بی شک رفته از دست

آرش توفیقی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: