(وقت پروانگیه)

مثه یه حادثه بود..یا یه احساس قشنگ
دیدنت تنگ غروب…توی اون کوچه ی تنگ

دله من خسته ترین…از غمای روزگار
اومدی مثل نسیم…اومدی مثل بهار

آسمونه زندگیم..بی تو غرقه ظلمته
آخ چه خوب فهمیدی دل..تشنه ی محبته

تو برام گفتی از عشق….از شبای انتظار
از یه حسه ناشکیب…از دلای بیقرار

مثه بارون میمونی..روتنه خشک کویر
نمیخوام تنها باشم…بیادستامو بگیر

تو برام مثه یه خواب..یا یه رویا میمونی
واسه این تشنه ترین…مثه دریا میمونی

یه بغل یاس سپید……یه بغل شقایقی
کم آوردم..میدونم..تا همیشه عاشقی

با تو حتی مردنم…واسه من زندگیه
تو خودت گفته بودی…وقته پروانگیه
(۲۰اسفند۱۳۹۱)

https://www.academytaraneh.com/90424کپی شد!
831
۳۲