شرم شنبه در باد

سلام خدمت دوستان و اساتید عزیز
این روزها کمی پرکارترم .لطفا با نقد و نظرتان مرا در این راه یاری کنید.
——————————
فرصتِ دست تو حادثه ای نایابه
پیش تو ساعتم تا ابد می خوابه
بغل شهری سرد ،پرسه ای بی وقفه
کنج یک روز ناب ، شنبه ای بی برفه
نیمکت آخرین ، قصری که ،‏‏ بی تابه
خورشید از پشت ابر ، بی رمق می تابه
غیبت عابران ، چارِ عصری ساده
لهجه ساعتها ، خنده ای در باده
من و تو شاد از باد، موی تو در پرواز
لکنت یک بوسه ، رقص لبها بی ساز
خیسم از عطر تو ، خلوت پیراهن
لخت و گیجِ رویا ، تن تو شرم من
تن دیماه خوب ، روز ما آبستن
شرم شنبه در باد ، غربت یک رفتن
لذت یک کوچه ، شب پرت افتاده
عشق از شور ما با چراغ ایستاده
تانگوی برگ و باد ، بازی انگشتان
تیک تاکِ پاشنه ، پیانو در باران
بعد تو شنبه ها ، چار عصری نداشت
نیمکت پوسیده دیگه قصری نداشت
ترس بی مرز من ، بی تویی ها در راه
فصل شلیک اشک ، انفجار یک آه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: