جنگ جهانی

جنگ جهانی

تو هیتلر ترین ارزوی منی
توو جنگی که با سرنوشت میکنم
جهان رو با هم متحد کردی و
من اینجا جهانم رو زشت میکنم

توو این جنگ بی رحم و پر حادثه
تو این نقشه هامو بر اب می کنی
نمیترسی از قتل عام صدا
همه ارزو هامو سراب میکنی

تو دیوار برلین کشیدی جلو
همه عشق و احساس پاک ِ دلم
دو نیمِ جدا از هم ِ قلب من
یه طوفان پر از گرد و خاکِ دلم

فروپاشیه امپراطوریه
تمومه نگاهام به دست تو بود
یه صلح جهانی میخواد تا در(بی) اد
به تسخیر چمشات همین تار و پود

تو میجنگی و با همه قدرتت
میخوای ثابت کنی که بی من خوشی
باید من بجنگم با این بخت بد
سر اخر میشه قسمتم خودکشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام..افرین خیلی خوب بود..فقط یه کلمه رو دوست نداشتم تو این نقشه هامو بر اب می کنی.....کلمه---این--- این نقشه ها یعنی کدوم نقشه ها؟...این ضمیر که استفاده کردی قبلش باید یه اسمی میداشت که این جایگزینش بشه...میشه مثلا مثلا نوشت همش نقشه هامو خراب یا براب میکنی...اینجور از یه ضمیر بی دلیل هم استفاده نمیکنین
  • نیما جان ترانه خلاقانه ای بود خوشم اومد آفرین فقط دوستانم اشاره کردن اگه ایرادای وزنیشو برطرف کنی عااااااااااااالی میشه چند تا پیشنهاد تو این نقشه هامو بر اب می کنی.......تو هم نقشه هامو بر اب می کنی...این تو مصرع قبلم اومده نباشه بهتره همه ارزو هامو سراب میکنی........همه ارزو مو سراب میکنی میخوای ثابت کنی که بی من خوشی.....میخوای فک کنم بی حضورم خوشی....اینجوری وزنش درست میشه
  • سلام آقای سکوت خیلی کار خلاقانه ای ازتون خوندم موفق تر باشین
  • سلام مهندس.همیشه یه کارای نو پس کله ت هست که فکر میکنم دوستان دیگه آکادمی کمتر بهش می پردازن.تبریک بخاطر جسارتت.زیبا بود.
    • درود همکار عزیز من خیلی دوست داشتم مهندس بشم ولی خدرو شکر نشدم سپاس از حضور همیشگیت کم پیدایی رفیق بیشتر فعالیت کن
      • مگه مهندس شاخ داره.شما الان مهندس و طراح سیستم حقوقید.خودتو دستکم نگیر همکار جوان.
  • تو هیتلر ترین ارزوی منی توو جنگی که با سرنوشت میکنم
  • چه کار متفاوت و زیبایی.تبریک میگم
  • سلام دوست من کار جسورانه و فضای متفاوتی بود ادامه بده بهتر میشی
  • سلام آقای سکوت نگاه خوبی داشتین تو این ترانتون،فقط یه خرده وزن لغزش داشت ویه کوچولو هم تو چینش واژه ها بیشتر دقت کنین خیلی بهتر میشه ترانه هاتون..مرسی(گل)
  • سلام اقای سکوت... درود برشما..به جرات میگم که خیلی کار قشنگی بود و از بقیه کاراتون بیشتر پسندیدم ...نگاه و پرداخت متفاوتتون در این کار تحسین برانگیزه.... با اجازه تون نکاتی که به نظرم اومد رو عرض میکنم: اول اینکه صفت هیتلر رو برای آرزو بکار بردی....یعنی یجورایی میخاستی بگی ویروونگر ارزوهامی ولی خوب ازپسش برنیومدی....منظورتون این بوده که بگید واسه ارزوهام یه هیتلری..... هیتلرترین ارزو یعنی ویرونگرترین ارزو که با معنی موردنظرت(ویروونگر آرزوها ) فرق میکنه و خوب جفت وجور نشده.. چجور کسی میتونه ویروونگر باشه ولی جهانو هم متحد کنه؟! چجور کسی میتونه تووی یه جنگ بیر حم باشه واسه متحد کردن جهان؟! و درکل ارتباط مصرع سه و چهار در بند اول با مصرع اول و دومش چیه؟ تو این نقشه هامو بر اب می کنی " اگه بود "همه نقشه هامو ..." یا "همش نقشه هامو..... بهتر بود قتل عام صدا؟؟؟! ارتباطش با بند چیه؟ همه ارزو هامو سراب میکنی : "ها"ی آرزو نباشه وزنت درست میشه تو دیوار برلین کشیدی جلو : اگه بجای جلو میکفتی "پیشِ..." ، ضعف تألیفت برطرف میشد..(در اینجا جلویِ درسته نه جلو که بخاطر حفظ وزن اینارو کردی) فروپاشیه امپراطوریه تمومه نگاهام به دست تو بود یه صلح جهانی میخواد تا در(بی) اد به تسخیر چمشات همین تار و پود .... این بند خیلی قشنگ بود.. فقط تکلیف روشن نیس که ایا تو جنگ تورو تسخیر کرده و امپراطوری نگاهتو فروپاشیده یا تووی صلح؟؟؟ چرا باید احتیاج به صلح باشه تا با چشماش تسخیرت کنه؟ مگه قبلا با جنگ و بی رحمی امپراطوری نگاهتو نپاشید؟؟! چرا ایندفه باید تووی صلح تسخیرت کنه؟ (میبینی یجورایی تناقض داره این بند..با اینکه بند خیلی زیبایی شده) تو میجنگی و با همه قدرتت میخوای ثابت کنی که بی من خوشی این قسمت هم وزن بهم خورده آقای سکوت اینا فقط درحد تحلیل شخصی از ترانه تون بود که ممکنه اشتباه باشه و حتی ردش کنید... بخاطر این همه پیشرفتی که درکارتون داشتید بهتون تبریک میگم و امیدوارم این سراغازی باشه برای ادامه پیشرفت در کارهای بعدیتون...موفق باشید
    • درود بانو سپید عزیز سپاس از حضورتون و تشویقتون نقد ارزنده ای کردید که باید تشکر ویژه کنم از شما در خصوص نقدتون یه تو ضیحاتی رو جسارتا میدم منظور من از هیتلر ترین ارزو ارزویی هست که دیکتاتوره و این ارزو برای رسیدن به هدفش هر کاری میکنه و معشوق همه جهان رو متحد میکنه که با این ارزو بجنگه دست به هر کاری میزنه تا این ارزو براووده نشه به پیشنهاد بانو شکوفه داری نقشه هامو براب میکنی ویرایش کردم البته پیشنهاد شما هم خوب بود امپراطوری این ارزو با گرفتن نگاه توسط معشوق اتفاق افتاده و جنگ دیگه فایده نداره صلح باید بین عاشق و معشوق بوجود بیاد تا ارزو بتونه تسخیر کنه چشای معشوقو باز هم سپاس بیکران
  • سلام آقا نیما ترانتو دوس داشتم تکراری نبود آفرین
  • سلام ..خب ..ترانه ها رو که میخوندم اثر تونو خوندم و هیلترتر که اسم و طبیعتا قابل وصف و اتصاف به صفت هست رو از فرط اشتهار به خونخواری صفت قرار دادین و "ترین " هم بهش افزودید ..خب دو وجهی ست این حرکت ..اگر پذیرفته بشه جا انداختین این مورد رو واگرنه که باید عقب نشینی بفرمایید و ویرایشش کنید .در هرحال کل اثر خوب بود و بسیارهم مقبول . موفق و سربلند باشید.
    • درود استاد ربانی عزیز همینکه افتخار دادید و و کامنت گذاشتید مایه دلگرمی هست از راهنماییتون ممنون حتما ویرایش میکنم
      • سلام آقای سکوت.عید شما مبارک. حق با خانم ربانی هستش.اما من ساختار شکنی و حتی تابو شکنی رو دوست دارم و فکر میکنم ترانه سرا نباید به عنوان یه خالق، زیاد در قید و بند بایدها و نبایدهای کهنه و اعصاب خرد کن باشه...اولین چیزی که توجهم رو به این ترانه جلب کرد همین "هیتلر ترین" بود:) شاعر باید یاغی باشه! شاعر اگه سرکش نباشه فوقش شعری خلق میکنه که دو نفر تاییدش میکند دو نفر ازش ایراد میگیرن...اما شاعر مطیع هیچ وقت ماندگار نمیشه...نیما یاغی شد که یه سبک جدید وارد ادبیات ایران شد...اگه انسانها در قید باید ها و نباید های هنر و ادبیات میماندند خیلی از شاهکارها خلق نمیشد...سرکشی لازمه ی هنره... ممنون از خانم ربانی عزیز:)
  • سلام آقا نیما.. باز هم شاهد خق ی اثر ناب و ی اندیشه بکر از شما بودم.. واقعا عالی بود... با آرزوی بهترین ها
  • کار خوبی بود نیما جان. بخصوص ایده جالبی داشت. من عاشق کارای غیر تکراریم. تو دیوار برلین کشیدی جلو همه عشق و احساس پاک ِ دلم. بجای جلوی گفتی جلو که وزن حفظ بشه ولی سلامت کار صدمه دیده. سر آخر هم من نشنیدم جایی. موفق باشی.
  • خیلی خوب بود اقای سکوت نسبت به کارهای پیشین که واقعا عالی بود! موفق تر از اینها باشید
  • سلام نیما جان کار خوبی بود مرسی
  • سلام نیما جان .... کارتو قبال هم خوندم و مفصل با هم صحبت کردیم ... بهت هم گفتم ایدت فوقالعاده بود ...خیلی دوسش داشتم ... و قطعا بعد از ویرایش کار خیلی عالی خواهد شد .. دوس دارم بعد از ویرایش هم واسمون بذاریش ...
  • سلام نیمای عزیز زبان کارت بهتر و پخته تر شده و کار نویی بود تو کارنامه ی کاریت یه جاهایی ارتباط افقی بین بیت های بندها کمرنگه مثلا تو بند ۱ : بین بیت ۱ و ۲ ارتباطی نمیبینم یه کوچولو هم دو جا وزن ایراد داره در کل کارت خوب بود وبه نظرم بهتر از اینم میتونی بنویسی چون این کارت نشون داد بهتر از کارای قبلیت نوشتی مرسی داداش
    • درود یاسر جان سپاس از این که وقت گذاشتی راستش اصلا ویرایش نکردم کار رو و منتشرش کردم حتما با توجه به نقدها و پیشنهادات دوستان ویرایش میکنم
  • سلام آقا نیما جزو بهترین ترانه هایی بود که از شما خوندم خیلی خوشم اومد عالی بود
  • درود نیمای عزیز تفکری رو که در پشت این ترانه به همراه داشتی رو دوست دارم سبز بمانی
  • سلام جناب سکوت عزیز ترانه تون رو خوندم و لذت بردم. مفهوم قشنگی رو با این ترانه انتقال دادید. ای کاش وقت بیشتری برای ویرایشش میذاشتید البته منم خودم خیلی وقتا اونقدر ذوق دارم برای ارسال کارم که بدون ویرایش ارسالش میکنم. تو هیتلر ترین ارزوی منی توو جنگی که با سرنوشت میکنم جهان رو با هم متحد کردی و من اینجا جهانم رو زشت میکنم ترانه رو قشنگ شروع کردین. من کلمه ی ((هیتلر ترین)) رو خیلی پسندیدم از این بابت که یه جوری احساس کردم منظورتون از ((هیتلر ترین )) تصاحب دیگر آرزوهای قلبتون بوده یه جور فرمانروایی کردن بر اونها، یه جور سر بودن از اونها . البته همه ی ما هیتلر رو به بی رحمی و قلدری می شناسیم ولی من فکر میکنم شاید عمدا این عبارت رو به کار بردید که در عشق یه وقتایی این بی رحمی ها هست البته از عشق زیاده. این نظر شخصی و برداشت من از این قسمت بود. هر کسی میتونه نظر متفاوتی داشته باشه. توو این جنگ بی رحم و پر حادثه تو این نقشه هامو بر اب می کنی ( به نظرم اگه بنویسید: داری نقشه هامو بر آب می کنی- بهتر میشه هم از تکرار صرف نظر میشه و هم به نظر بهتر بشه، البته من دارم جسارت میکنم این فقط یه پیشنهاده) نمیترسی از قتل عام صدا همه ارزو هامو سراب میکنی ( ایراد وزنی داره خوب خونده نمی شه) تو دیوار برلین کشیدی جلو همه عشق و احساس پاک ِ دلم دو نیمِ جدا از هم ِ قلب من یه طوفان پر از گرد و خاکِ دلم این قسمتشم خوب بود. فروپاشیه امپراطوریه تمومه نگاهام به دست تو بود یه صلح جهانی میخواد تا در(بی) اد به تسخیر چمشات همین تار و پود خیلی خوشم اومد این قسمتش رو. بکر و زیبا بود آفرین. تو میجنگی و با همه قدرتت میخوای ثابت کنی که بی من خوشی ( اینجا هم فکر میکنم وزنش ایراد داره چون به روانی بند بالاش خونده نمیشه ) باید من بجنگم با این بخت بد سر آخر میشه قسمتم خودکشی آقای سکوت عزیز پر حرفی بنده رو ببخشید چون خیلی از ترانه تون خوشم اومدجسارت کردم و نظرم رو نوشتم. موفق و مانا باشید.
    • ا درود بانو شکوفه سپاس از حضورتون نقد ارزنده تون رو خوندم و از راهنماییهاتون استفاده کردم خوشحالم که مورد پسندتون بود حقیقتا من در ویرایش خیلی تنبل هستم و هرچه به ذهنم میرسه همون اول مینویسم ویرایش سطحی میکنم اما ویرایش عمیق متاسفانه نه انشالله روو این ترانه وقت بیشتری میذارم
  • زیبا و متفاوت
  • سلام نیما جان تفکر و نگاه متفاوتت رو توو این ترانه واقعاً دوست داشتم...احسنت....با کلمه ی هیتلر که قرار معنای ویرانگری رو القا کنه موافق نیستم....با یه ویرایش مطمئناً کار به مراتب قوی تری خواهد شد....شاد...پیروز و سربلند باشی...موفقیتت روزافزون...انشاالله...
  • سلام آقای سکوت ترانتونو خوندم زیبا بود شیوه و سبک نوشتنون تغییر کرده آفرین خیلی خوب بود موفق باشین
  • نگاه ویژه ای توی این کار داشتی اما به نظرم می تونستی زمان بیشتری برای پرداخت اثرت داشته باشی.از نظر وزنی یه جاهایی شاید نیاز به کار دقیق تر داشت مثل: "همه ارزو هامو سراب میکنی".از نظر دستوری هم شما در آغاز ترانه از "هیتلر ترین" استفاده کردی که به نظر می رسه هیتلر رو معادل صفت ویرانگر تجسم کردی که مضمونی مثل "ویران کننده ترین آرزو" به ذهن متبادر بشه.به نظر من باید این جایگزینی غیر متعارف بیشتر پرورده می شد تا تاثیر لازم رو بذاره.ایده پشت کارت رو دوس داشتم.موفق باشی[گل]