منو ببر خونه

منو ببر خونه
…………..

بیا منو ببر بخونه
جایی که تو نباشی نیست برام اسمش خونه
از دیروز که تو را ندیدم
زندگیم شده همش بهونه
از دیروز که تو رو ندیدم
این خانه چه سرده همه چی تیره و تاره
گرمای ،این بخاری حس دستای تو را نداره
بیا منو ببر بخونه
اینجا همه چی پر از کنایه ، برام تیره و تاره
دل من نداره چاره
این گوشی لطفی نداره وقتی صدای تورو نداره
عکس تو نداره فایده ،وقتی نیست لب تو چاره
دوست داشتن تو و قتی نیستی برام رنج و عذابه
بیا پیشم بکن درد منو چاره
می گن توجه زیادی بی توجهی میاره
دل من الان یک اسمون بوسه تو را نیازه
بیا منو ببیر بخونه
این خانه صفا نداره وقتی نفس تورو نداره

سهیل اروندی /۱۸/۲/۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام سهیل جان دومین کاریه که از شما می خونم البته تو اولی نظر ندادم موفق باشی دوست من با نظرات محسن باران موافقم
  • سلام آقای اروندی به احتمال زیاد ترانه رو ملودی نوشته شده و من چون اولین ترانه ای هس که ازتون میخونم پس نقد و نظر خاصی ندارم موفق باشید
  • سلام سهیل جان وجودت یک اقیانوسه احساسه تو این ترانه و ترانه های قبلیت احساس موج میزنه ولی این احساسات رو باید کنترل کرد یک ترانه سرا برای استفاده از هر واژه،قطعاً باید هدفی داشته باشه که شما این هدفو داری ولی به طور واضح و دقیق به مخاطب منتقل نمیشه. منظورم اینه که خیلی جاها فقط خودت متوجه میشی منظورت دقیقاً چی بوده. احساس لطیفی داری ولی اگه یه ذره اگه وقت بیشتری واسه وزن ترانه بذاری،ترانه هات بهتر میشن. پیشنهادم اینه که ترانه آهنگ هایی که دوسشون داریو رو کاغذ بنویسی و سعی کنی ازشون تقلید کنی، به جزئیات ترانه های دیگران توجه کن و اونا رو تو ترانه های خودت سعی کن رعایت کنی. منطق ترانت هم اگه به اندازه احساسش خوب و قوی باشه تبدیل به بهترین ترانه سرا میشی مثلا وقتی میگی(گرمای ،این بخاری حس دستای تو را نداره) من میتونم حس کنم منظورت این بوده که گرمای بخاری ؛ دستامو گرم میکنه ولی من گرمای دستای تو رو دوس دارم چون بهم احساس عاشقانه میده ولی این جمله با این که پر از احساسه منطق خوبی نداره چون بخاری که نمیتونه احساس داشته باشه و این جمله منطقی نیست مرسی که حوصله میکنی و نظرات منو میخونی ببخشید اگه زیادی حرف زدم فقط یه خواهش اگه تاریخ تولدتو و یه بیوگرافی مختصر بذاری ممنون میشم یک دشت شقایق تقدیم برادر با احساسم