ترانه آخرین برگ

با سلام خدمت دوستان خوبم و اساتید محترم.
ترانه ای رو تقدیمتون میکنم امیدوارم مورد پسندتون باشه
راستش موقع سرودن این ترانه تو حس و حال عجیبی بودم،توصیفش واقعا" سخته…

حس میکنم سردیه دستاتو
نسبت بهم سردی که می رنجم
زیر بارون فریاد زدم بی تو
گفتم واسه چشمات می جنگم

ساعت، معلّق مونده از وقتی
تو رفتی و ، تنهایی سر کردم
هر شب کناره پنجره تنها
تو رویا دنبال تو می گردم

فک(ر) کردم این غصه تموم میشه
دستات بازم سایه می اندازه
زل میزنم روبه چشای تو
بازم صدات این عشقو می سازه!

من حنجره م بسته س از این گریه
اینجا دارم گوشه نشین میشم
این آخرین برگ کتابِ ماس
محو همین سه نقطه چین میشم

558
۸

  • سلام.خوب بود.موفق باشید
  • سلام حسین جان کار خوبی بود مرسی
  • سلام اقای وطن نواز..کار با احساسی بود... با اجازه تون چند تا نکته: می رنجم و میجنگم :قافیه اشتباس.. "تنهایی سر کردن" هم درستش: "توو تنهایی سرکردن" هست "زل زدن به" درسته.. نه "زل زدن رو به ببخشید جناب..موفق باشید
    • سلام خان سپید ممنون از حضورتون از نکاتی که مطرح کردید خیلی خوشحالم ولی به نظر شما اینجوری که شما میگید تمام ترانه ها تکراری نمیشن البته این عقاید شخصی بنده س، ولی به نظر من باید تحول بوجود بیاوریم نه از قانون تکراری پیروی کنیم استاد جنتی عطایی میگه سعی کنید گاهی شکت وزنی در ترانه ایجاد کنید چون این خودش باعث تحولی در ترانه، و ترانه ها ایجاد میشه. بنده در کل از عقاید شما خوشم اومد و قبول دارم خانم سپید اما من تحول میخوام نه قانون.
  • درود حسین جان ترانه خوبی ازت خوندم یک سوال داشتم ساعت، معلّق مونده از وقتی منظور از معلق موندن ساعت چیه اگه بذدون حرکت موندن ساعت هست فکر کنم خواب مونده میگفتی بهت بود فک(ر) کردم این غصه تموم میشه دستات بازم سایه می اندازه زل میزنم روبه چشای تو بازم صدات این عشقو می سازه! این بند رو دوست داشتم
    • سلام نیما جان دوست عزیز من سپاسگذارم که همیشه پای ترانه هام من حضور داری و نظرات خوبتو ارائه میدی. اما منظور من از ساعت دقیقا" خود ساعت نبود(چون ساعت که معلق نمیمونه مگه از کار بیافته) منظور من اشاره به زمان بود (یعنی زمان من، تموم لحظه هام معلق مونده از وقتی تو رفتی) امیدوارم منظورم رو گرفته باشی بازم ازت ممنونم هزاران گل تقدیمت