اینجا

اینجا سکوت فریاد بودن توس
اینجا ته‌‌ راهای بن بسته
پرواز هم قد قفس میشه
وقتی دلت از اوج میترسه
اینجا به جرم واژه ها گفتن
سر میزنن هم واژه هم شاعر
اونیکه هم کیش فروغ میشه
پیشونیش و داغ میزنن کافر
اینجا یه جور دیگه برعکسه
اینجارو میشه مرز رفتن خوند
میشه که با فریاد، غربت رفت
یا با سکوت آواز موندن خوند
اینجا یه جاده س سمت بیراهه
جا خط کشی هاش خون ما سبزه
بود و نبودت فرقشون هیچه
آدم که از هیچی نمیترسه
اینجارو سر کردیم یک عمر‌_
با خوب و بد با درد روز افزون
این التماسه ای خدا لطفا
شیری که خورشید زاد، برگردون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: