بی انتها

کنارم هستیو دستات سرده
به این احساس بد عادت ندارم
سکوتت پیش من دلشوره سازه
من از چیزی جزاین وحشت ندارم

خودم گفتم کنارت خوبه حالم
اگه حتی به من بی اعتناشی
ولی باور نکن این ادعا رو
نمیتونم ببینم سرد باشی

*نفسم بند میاد این روزا
معنی سکوتت آرامش نیست
من غرورمو شکستم اما
راه تسکین دلم خواهش نیست

من تورو مثل گذشتت میخوام
با یه لبخند پراز حس جنون
گفتنش سخته ولی باید گفت
اگه قلبت پیش من نیست،نمون*

به فکر رفتنی چشمات میگه
چجوری این غمو طاقت بیارم
یه عمرو روی شونت گریه کردم
کجا بعد از تو میتونم ببارم

از اول تو مسیری راه رفتم
که میدونستم انتها نداره
بهت حق میدم از من سرد میشی
که آغوشم واسه تو جا نداره

داری میری و کامل میشه دردام
داری میری و دنیام تب گرفته
کنارم آسمونم گریه داره
چه بارونی ببین امشب گرفته

از این نویسنده بیشتر بخوانید: