تظاهر

خیلی سخته که ببینی یه نفر،غصه داره نتونی کاری کنی
زندگی نبضش فقط کند بزنه،تو بشینی و فقط زاری کنی

آسمونت پر شه از ابر سیاه،حتی بارون با تو یاری نکنه
کل دنیا ببینه دردات و بعد،غیر خنده دیگه کاری نکنه

خیلی سخته اشکتم ته بکشه،زندگیت بهم بریزه پُرِ شک
آدما دور و برت عوض بشن،همشون تنهات بذارن تک به تک

خودتُ گول بزنی زمان خواب،بالشت رُ جای اون بغل کنی
مشکلات روی سرت خراب بشه،بیخیال شی که اونا رُ حل کنی

تو اتاقت جای عطر پیرهنش،بوی سیگارای کنتت پر بشه
حتی تصویرت تو چشمِ آیِنه،از نبودنت با اون دلخور بشه

خیلی سخته که ببینی آدما،هی ازت سراغ اونُ میگیرن
اما تو خبر نداری که کجاس،خنده هات روی لبات باز بمیرن

آخرش گم بشی تو خاطره ها،دیگه بیداری واست کابوس بشه
قصه های عاشقانه واسه تو،همه تکراری و واست لُوس بشه

تو تظاهر کنی که حالت خوشه،اما از درون له و داغون باشی
از درون پیر باشی و درد بکشی،اگه حتی ظاهرا جوون باشی

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

539
۵

  • سلام امید جان مثل همیشه عالی عالی واقعا لذت بردم مرسی
  • "تو اتاقت جای عطر پیرهنش،بوی سیگارای کنتت پر بشه حتی تصویرت تو چشمِ آیِنه،از نبودنت با اون دلخور بشه " lسلام امید جان مصرع دوم تصویر دلخورانه ی زیبایی داشت ... یکی دو جا هم هست که به ترتیب مینویسم برات: ۱- " زندگی نبضش فقط کند بزنه،تو بشینی و فقط زاری کنی " به جای کلمه ی "فقط" اول، بهتره یه صفت برای نبض بیاری ... تکرار کلمه فقط زیبا نیست ... " بطور مثال : نبض زندگی بد و کند بزنه، تو بشینی و فقط زاری کنی " البته این فقط یه پیشنهاده شما میتونی به ذائقه ی شاعرانه ی خودت صفت بهتری پیدا کنی ۲- " قصه های عاشقانه واسه تو،همه تکراری و واست لُوس بشه " کلمه "واست" آخر مصرع، کلمه ی خوشایندی نیست ... انگار فقط برای سر هم کردن وزن بکارش بردی، بهتره به جای اینم باز از یه صفت استفاده کنی هم ارز تکراری و لوس ... بطور کلی به نظر میرسه شعر به کمی بازبینی نهایی احتیاج داره اما روی هم رفته شعرت به دل می نشست ... موفق باشی
  • سلام آقای منتظری ترانتونو خوندم زیبا بود امیدوارم که همیشه شاد باشین
  • سلام امید جان ...کار خوبی ازت خوندم ...رفاقت ...
  • خیلی سخته که ببینی آدما،هی ازت سراغ اونُ میگیرن اما تو خبر نداری که کجاس،خنده هات روی لبات باز بمیرن درود امید جان زیبا بود