آخرین حوا

چن وقته دارم با خودم میگم
چی شد که دنیا دست تو افتاد
اصلن نفهمیدم چجوری شد
رؤیای تو گندم به خوردم داد!!!

حالا واسه تبعید آمادم
با تو به این تقدیر خوشبینم
انقد خطا با تو قشنگه که
گندم نباشه سیب میچینم

چن وقته واسه بودنِ با تو
چشمامو حتی رو خودم بستم
چشماتو بستی و حواست نیست
چن وقتی میشه عاشقت هستم

میگی بهشت جای قشنگی بود
میخوای بگی من اشتبا کردم
حتی جهنم پیش روم باشه
بی تو محاله راهو برگردم!!!!

تو آخرین حوای دنیایی
میترسی از اینکه کمت باشم
یک لحظه برگرد و نگاهم کن
شاید شبیه آدمت باشم

چن وقته واسه بودن با تو
چشمامو حتی رو خودم بستم
چشماتو بستی و حواست نیست
چن وقتی میشه عاشقت هستم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:
یه تجربه ی قدیمی که برای نقد دوستان روی سایت قرار گرفته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام همین که تشریف دارید خیلی عالیه بزرگوار موفق تر ببینمت
  • زیبا بود
  • سلام رضا جان.زیبا بود.موفق باشی
  • سلام رضا جان بسیار عالی و زیبا بود مرسی
  • چن وقته دارم با خودم میگم چی شد که دنیا دست تو افتاد اصلن نفهمیدم چجوری شد رؤیای تو گندم به خوردم داد!!!
  • درود رضای عزیز از ترانه تون لذت بردم و از نقد و نظر دوستان همه استفاده کردم ممنونم موفق باشید
  • زیبابود، لذت بردم دوست عزیز همیشه شاد باشید
    • امین خان از کارات خوندم رو فیس بوک و دیدم که پیشرفت خیلی خوبی داشتی تو این مدت و این خیلی منو خوشحال کرد.امیدوارم همیشه این روند تو کارات باشه و پله های پیشرفت رو با سرعت بالا بری. ممنون از حضورت زنده باشی
  • سلام ودرود جناب معظمی من ترانه ی زیبای شماروخوندم وواقعا ازش یادگرفتم وچقدخوشحالم که دوستان واساتیدگرامی نقدمیکنن ونظرمیزارن ترانه ی شما ازجمله ترانه هایی این هفته بودکه ازش استفاده کردم وازین بابت خوشحالم ودست دوستان واساتیدهم دردنکنه باغ ترانه هاتون همیشه سبز...
    • سلام سرکار خانم عابدی ممنونم از خوانش زیبای شما.لطف شما نسبت به بنده زیاده.منم از دوستان تشکر میکنم روزگارتون ترانه بارون
  • با عرض سلام و ادب و احترام خدمت جناب معظمی باید عرض کنم افسوس میخورم که چرا دیر تر با شما آشنا شدم ممنونم بابت این همه لطفی که به بنده داشتین و ازم حمایت کردین من به حمایت دوستان فرهیخته و با اخلاقی مثل شما نیاز دارم احساس مسئولیت شما برای ایستادن در برابر توهین و خودستایی برای من قابل ستایشه. سپاس بیکران متاسفانه دیگه گل نداریم که تقدیم شما کنم یک دشت شقایق تقدیم شما
    • سلام آقای یاران گرامی شما خیلی لطف دارین.اینجا در واقع آکادمی هست.آکادمی رسالتش چیزی جز پیشرفت کاربران در زمینه ی شخصیتی و هنری نیست.من به شدت مخالف با توهین و فاصله گرفتن محیط اینجا با ادب هستم و فرقی نمیکنه کسی که حدشو گذرونده کی باشه یا با کی مشکل داره یا نداره.نیاز به تشکر نیست دوست عزیز. بازم از لطفتون متشکرم زنده باشید
  • سلام جناب معظمی..خیلی وقت بود که سعادت خوانش از شما رو پیدا نکرده بودم و از این بابت خوشحالم... چه زیبا بود کارتون فقط این قسمت برام جای سوال داشت: گندم نباشه سیب میچینم : اینجا منظورتون این هست که اگه واسه چیدن،گندم نباشه سیب هست...یعنی واسه گندم هم فعل "چیدن" رو در نظر گرفتین...وفکر نمیکنم "گندم چیدن" درست باشه.... بقیه جاها عالی بودند..باز هم منتظر نقد دوستان هستیم
    • سلام دوست من ما سعادت نداشتیم سرکار خانم.منم خوشحالم که دوباره مارو مفتخر کردین به خوانشتون. در مورد سؤالتون باید به چنتا مورد توجه کرد.گندم رو درو میکنن.ولی این در مقیاس بزرگ قابل استفاده هست و کندن، به عنوان کاری که لذتبخشه به نظرم همراه با خشونته(چون اینجا خطا یا گناه همراه با لذت از طرفه آدم هست).وقتی یه خوشه گندم باشه به نظرم چیدن براش مناسب تره چون هم اشتباه نیست هم برای زبان ترانه خیلی لطیف تره.یه خوشه گندم چیدم.یه خوشه گندم کندم.نظر شما کدومه؟نکته ی دیگه ای که هست وقتی میگیم گندم نباشه سیب میچینم میشه اینطور معنی کرد که اگر گندم برای (کندن،چیدن،درو کردن،خوردن و ...) نباشه سیب خواهم چید.این نیست که گندم هم حتمن چیده شده.باز هم اگر دوستان نظر متفاوتی دارن خیلی خوشحال میشم بدونم نظرات بچه هارو خیلی ممنونم از اینکه کار رو بادقت خوندین خانم سپید گرامی و مرسی که نظرتون رو بدون تعارف برام نوشتین.متشکرم
      • سلام مجدد آقای معظمی. پاسختون به سوال مریم جان به نظرم خوب و درست بود. در مورد نقش دستوری ت در کمت باشم هم ممنون میشم توضیح بدین.
      • خانم جزایری عزیز خوبه که سوالی تو ذهتون باقی نمی ذارید و دنبال جواب ها هستین و ما هم گاهی باید سراغ اساتید بریم برای رسیدن به جواب صحیح برخی سوالات :) طی تماسی که با جناب دکتر عباسعلی وفایی داشتیم ، شک من راجعبه این مورد برطرف شد " ت " در اینجا به جای " برای تو " به کار برده شده ترسیدی از این که کمت باشم معادل جمله ی از این می ترسی که برای تو کم باشم : برای تو (متمم) باشم (فعل) م (شناسه فاعلی ) هست و " برای تو " به قرینه ی " ت " حذف شده و " ت " در مصراع بالا به چیزی نمی تونسته بچسبه غیر از " کم " و این اتفاق افتاده . " ت " به ما نشون می ده که " برای تو " در مصراع وجود داشته . امیدوارم توضیحم نتیجه داده باشه دوست خوبم برقرار باشید
      • سلام آقای شمس عزیز. کنجکاوی من باعث زحمت شما هم شد. خیلی هم خوب بود توضیحتون. ممنون. کاش واسه عذابش کنی هم می پرسیدید.چون هنوز مطمین نیستم ضعف تالیف داشته باشه. مثلا وقتی میگیم تو همیشه شادی رو غم میکنی. کلمه ی "تبدیل به" رو حذف میکنیم ولی منظور کامل رسونده میشه. آرامش رو عذاب کردن هم به همین صورته احتمالا.
      • متشکرم مجید بابت توضیحت.سلام مارو هم به دکتر برسون و از قول منم تشکر کن.خانم جزایری از شما هم ممنون که با سؤالاتتون پویایی رو به آکادمی میدید.این خیلی خوبه.موفق باشید
      • خانم جزایری با توجه به اینکه خودتون معنی کرده بودین اون قسمتو ضعف تالیف داشت . صدای قدم های آرامشو شنیدی و میخوای عذابش کنی // این جا ضعف تالیف وجود داره دوست من من ذهنم میره به سمت آرامش تو مصراع قبل و بعد تو مصراع دوم کاملن به این نتیجه میرسم که آرامشو میخواد عذاب کنه و عذاب بده ... چون فعل کردن هم برای عذاب به کار می ره .. در این مصراع حذف " عذاب " باعث ابهام می شه و نبودنش به فصاحت مصراع آسیب می زنه. زنده باشید :)
      • اینکه میفرمایید فعل کردن برای عذاب بکار میره محل اشکال هست آقای شمس. اگه عذاب دادن تنها فعل درست تو این جمله باشه پس عذاب کردن نمی تونه معنا داشته باشه.
      • سلام انیس جان ، دختر خوب فعال .. با اجازه آقای شمس من جوابتونو میدم خواهرم. بکار بردن فعل " کردن " برای عذاب هیچم اشکالی نداره عزیزم. و خیلی استفاده میشه و کار برد های مشابهی مثل : عذاب دیدن / عذاب کشیدن / عذاب دادن/ عذاب بودن / عذاب بردن و اینها ساختاری است که بنا به ایجاب موقعیت کلمات و مفهوم جمله بکار میرن و از نظر دستوری هم هیچ مشکلی درشون نیست. ( کنارم نشستی عذابم کنی ) اما نکته ای که قابل ذکره اینه که عذاب کردن و عذاب دادن اکثر اوقات بجای هم بکار میرن و هردو صورتشم درسته . مثلا اینو میگی عذابم کنی یا عذابم بدی ... اشاره آقای شمس در خلال حرفاشون به این نکته بود که برداشت ایشون ازین بند عذاب کردن یا عذاب دادن آرامشه .. و برداشت من ازین بند تبدیل ارامش به عذابه ...و ایشون هم قبلا اشاره فرمودن که حذف ( تبدیل ) ضعف تالیفه .
      • ممنون مهیا جان. اگه تو نبودی این همه سوالو تو ذهنم پیش کی میبردم آخه. ایشالا به زودی دکتراتو بگیری و همه مون با افتخار دکتر مهیا صدات کنیم. مرسی که هستی.
      • ممنونم مهیا بابت توضیحاتت.بزرگترین مشکل تو کارای خانم جزایری سخت نویسی کردن ایشونه.برای همین همه اونی که تو ذهن ایشون هست رو نمیتونن متوجه بشن.این همون ضعفیه که به خودشون گفتم تو کاراشون هست.البته به زودی راه ساده نویسی رو یاد خواهند گرفت چون به شدت تشنه ی ترانه ان.منم براشون بهترینارو آرزو میکنم.
      • سلام مجدد....خواهش میکنم شکسته نفسی می فرمایید...ممنون از توضیحات خوبتون جناب معظمی..بله اگه خوشه گندم در نظر بگیریم طبیعتا فعل چیدن براش قابل هضم تره.. ممنون از شما...واقعا وقتی ابهامات مخاطب از سوی صاحب اثر رفع میشه خیلی زیباست و این زیباییِ اثر رو دوچندان میکنه..ممنون از لطف شما و احترامی که برای مخاطب قائل هستید...موفق باشید
      • اختیار دارین خانم سپید گرامی.این لطف شمارو میرسونه.اینجا چون آکادمی ترانه هست من با توضیح مشکلی ندارم.اما این دلیل بر این نیست که اگر کسی توضیح نده اشتباه کرده یا به مخاطب بی احترامی کرده.کلن ترانه باید خودش حرف بزنه و نیازی به توضیح مخصوصن در مورد معنی نداشته باشه.ممنونم از حضور گرم شما دوست قدیمی پایدار باشید
  • سلام جناب معظمی کارتون عالی بود حرف نداشت
  • رضای عزیز راجعبه این کار حرفامون زدیم چه تو خانه ترانه و چه تو تماسهامون برای اون موقعت کار خیلی خوبی بود الانم خوبه :) برقرار باشی پسر خوب
  • سلام خیلی خوووووووب. آفرین. من که اینو ذخیره می نمایم هر چند وقت برا خودم بخونم.
  • ترانه خیلی خوبی ازتون خوندم ...جناب معظمی عزیز ...چندین و چندین و چند بار خوندم ...منتظر پاسختون به آقای قاسمی و خانم جزایری هستم ...تا بیشتر یاد بگیرم ....
    • سلام دوست من شما لطف دارین.جواب دوستان عزیزم رو دادم که امیدوارم جنبه ی دفاع نداشته باشه اون جواب ها.بیشتر دوست داشتم تبادل نظری صورت بگیره و بیشتر از نظرات دوستان استفاده کنم.ممنون از حضور گرم شما موفق باشید
  • سلام برادر خوب و شاعرم یادمه پارسال که این ترانه رو برام خوندی گفتم رضا کاش بجای خطا از گناه استفاده میکردی چون سیب چیدن و گندم خوردن خطا نیست که ، گناهه...( با تو گناه انقد قشنگه که ) ..اون موقع هم گفتی نه دوس ندارم میدونم الانم میگی دوس میگی دوس ندارم...خب نداشته باش من نظرمو گفتم داداشم....از شوخی گذشته از دوباره خوندنش لذت بردم ... برقرار باشی
    • سلام مهیا جان.این بحث رو قبلن داشتیم.من هنوز نظرم همونه.با اینکه فرق چندانی ندارن اصلن اینو ول کن.شما چرا ترانه جدید آپ نمیکنی؟انقد مارو منتظر نذار خدارو خوش نمیاد زنده باشی و مرسی که هستی و کارارو با دقت بررسی میکنی و نقد میکنی زنده باشی
  • سلام آقای معظمی. ترانه خیلی زیبایی بود. لذت بردم از خوندن چند باره ش. فقط مصرع تو آخرین حوای دنیایی به نظرم استدلالی پشتش نیست و مخاطب می پرسه چرا معشوق شما آخرین حواست.
    • سلام.ممنونم بابت تعریفتون و بابت اینکه این چند وقت کلن فعال هستید و همه ی کارارو با دقت میخونید و نظر میذارید.این جای تشکر ویژه داره که من به نمایندگی از بقیه دوستان از شما تشکر میکنم خب این داستان ، داستان آدم و حواست که یجاهاییشو اگه خدا قبول کنه دستکاری کردم.در واقع این ترانه از زبان آدم روایت شده که فکر نمیکنم نیاز به توضیح داشته باشه و این کاملن واضحه.خب برای آدم ،حوا هم اولین و هم آخرین حوا به حساب میاد.من با استفاده از این داستان ترانه ای نوشتم که توی داستانش مخاطب میتونه با آدم همزادپنداری کنه.هر معشوقی برای عاشق آخرین به حساب میاد امیدوارم تونسته باشم بدون تعصب روی ترانه جواب سؤال شمارو بدم بازم تشکر میکنم از شما موفق باشید
  • سلام رضا جان این ترانه منو برد به ۱ سال پیش و هنوز ک هنوز مضراع"گندم نباشه سیب میچینم" تو ذهنم باقی مونده یادمه همون موقع گفتم آدم و حوا خیلی دسمالی شده هم تو غزل و هم تو ترانه اما تو بی تعارف کارتو خوب انجام دادی و ضربه هایی که تو پاره ی چارم هست با چن بار خوندن هم هنوز اثرشو میذاره فقط اینجا"چن وقتی میشه عاشقت هستم" همون"عاشقم"درسته و اومدن"هستم"واسه قافیه س. رضاجان منتظر کارای بیشتری هستم داداش موفق باشی
    • سلام آقای قاسمی. من فکر میکنم تو محاوره هر دو شکل جمله گفته میشه.من کاملا آماده هستم.من کاملا آماده م.آدم زرنگی هستم.آدم زرنگیم.عاشقت هستم.عاشقتم. چرا فکر میکنید عاشقت هستم غلطه؟
    • سلام یاسر عزیزم آره تقریبن یک سالی از اون روز میگذره.خوشحالم که تو ذهنت مونده.یادمه اون موقع هم به این ترانه لطف داشتی و با تعریفی که کردی بهم روحیه دادی.ممنونم که بازم بهم روحیه دادی رفیق یاسر جان شاید کمتر تو محاوره استفاده بشه که کسی بگه عاشقت هستم اما به هر حال من این مدل گویش رو اطرافم میبینم که گاهن استفاده میشه.این که من به خاطر قافیه و وزن آوردم که شکی توش نیست.کاری که همه داریم تو هر ترانه ای انجام میدیم.اما اینکه ضرر زده باشه به ترانه یا نه رو باید بررسی کرد.خب من همین الانم تو یه ترانه که در دست احداثه بازم هست رو استفاده کردم .یادمه افشین یداللهی هم تو خانه ترانه میگفتن نقدی به این هست و هستم ها وارد نیست.البته بهتره که نوشته بشه عاشقتم ولی اگر گفتیم عاشقت هستم(این رو مثال زدم نه ایکه دقیقن رو همین کار در این مورد بحثی شده باشه)هم ایرادی به کار وارد نخواهد کرد این فقط تبادل نظر بود و اصلن دفاع نبود.ما گردنمون از مو باریکتره رفیق به امید دیدار توام موفق باشی
      • درود رضاجان ممنونم از توضیحاتت عزیزم. البته من خودمم استفاده کردم از هر دو موردش از خانم جزایری هم تشکر میکنم که رنگ و بوی تازه ای با آکادمی میدن با اشتیاقی که نشون میدن بازم ازت ممنونم رضاجان
      • فدایت رفیق جان
  • درود جناب معظمی چقدر زیبا بود و عالی و استادانه فقط جسارتا اگر به جای خطا از گناه استفاده میکردید توو این مصرع انقد گناه با تو قشنگه که فکر کنم زیباتر میشد البته جشارت منو ببخشید
    • سلام جناب نیما خان.جسارت چیه دوست من.تو داری بهم لطف میکنی که نظرتو میدی.ممنونم.اما به نظر من خطا فراگیرتر از گناهه.این نظر کاملن شخصیه.مهیا هم پارسال دقیقن نظرش با شما یکی بود.یکی از عوامل دیگش اینه که "ه" از کلمه ی گناه از وزن خارج میشه و "گنا" باید خونده شه که تو وزن جا بگیره و دچار سکته نشه و از ریتم خارج نشه.ترجیح دادم خطا باشه که هم فراگیرتر باشه هم کلمه کامل تلفظ شه.ولی بازم من این قسمت رو کاملن سلیقه ای میدونم و فرق آنچنان زیادی با هم ندارن.ممنونم از اینکه با دقت خوندی.و ممنونم از لطف بیکرانت دوست عزیز
  • سلام آقای معظمی واقعا عالی بود ترانت یعنی به نظرتون میشه روش ایرادی گرفت ؟؟؟؟؟؟ اصلا امکان نداره آفرین به این احساس
  • زیباو دلنشین بود. بسیار عالی
  • با سلام تبریک عالی بود.لذت بردم گندم نباشه سیب میچینم........فوق العاده بود برقرار باشین
  • شبخوش آقای معظمی! بسیار هم عالی بسیار هم زیبا موفق باشین استاد(◕‿◕)