دلتنگ

دلتنگ

گفتم بری یار جدید ممکنه مغرورم کنه
گفتم شاید نبودنت از غصه ها دورم کنه

نرفته دلتنگت شدم با ابرا همسفر شدم
با کوله بار خاطره من راهیه سفر شدم

رفتم تو اوج اسمون شاید خدا رو ببینم
شاید صدامو بشنوه ارزوهام رو بچینم

هوار زدم از ته دل یه جور که اسمون تپید
گریه کردم از اسمون اشکام بارون شدو چکید

انگار خدا خوابیده بود فریاد من رو نشنید
با هق هقای پرصدام از خواب نازش نپرید

از ترس زجه های من ابرا منو زمین زدن
توو مسیر فریاد من با سکوت هی کمین زدن

حالا یه بغض مونده برام ، فریاد در حال سقوط
توو انتهای بیکسی غرق شم توو دریای سکوت

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام.... ترانت را خوندم موفق باشی
  • سلام نیما جان کار خوب و زیبایی بود مرسی
  • درود ترانه تونو خوندم همچنین نقدهارو استفاده کردم ممنون
  • سلام نیما جان خیلی خوب و لذتبخش امیدوارم ترانه به ترانه پیشرفتتون رو شاهد باشم. شاعر بمان و شاعرانه زندگی کن
  • سلام نیمای عزیز کارتو خوندم و نقد مهیا رو.حرف زیادی برای گفتن نمیمونه.فقط از مهیا تشکر میکنم و امیدوارم ترانه های خوبی ازت بخونم موفق باشی
    • درود جناب معظمی بزرگوار باعث افتخار که شما خواننده ترانه من باشید البته دوست دارم از نظراتتون استفاده کنم امیدوارم در کارهای بعدی با راهنماییهاتون بنده رو مورد لطف قرار بدید
  • سلام نیما جان کار قبلیتو بیشتر دوست داشتم بخصوص بند یکشو موفق باشی بزرگوار
    • درود یاسر عزیز سپاس از حضورت دوست داشتم جانانه نقد کنی که کمک کرده باشی بهتر بشم اینجوری نمیدونم ایرادم کجاست اقلا توو وایبر نقد کن کارامو برادر
      • والا من به اندازه ی کافی معتاد فیسبوک شدم اگه بخام دم به تله ی وات ساپ و وایبر و ... بدم که کلام پس معرکه س! چشم از این به بعد جانانه نقد خواهم کرد نیمای عزیز همینجا و اگه فیسبوک اکانت داری اونجا هم به نظرم فضای خوبی واسه دیالوگ.
  • درود نیمای عزیز منتظر کارهای به مراتب بهتری ازت در اینده ای نزدیک هستم سبز بمانی
  • سلام اقای سکوت.....کار خوبی ازتون خوندم...نکات و فرمایشات دوستان هم عالی بودن.... ممنون موفق باشید
  • سلام آقا نیما ترانه ی زیبایی بود هر روز بهتر از دیروز آفرین در مورد ایراد کوچولوی قافیه ای هم که بهتون گفتم ویرایشش کنید عالی ترم میشه
  • سلام بر برادر سکوت عزیز ترانه خوبی بود اما تمام نکاتی که خانم غلامی گفتن به نظزم درست و به جا اومد مخصوصاً داستان خواب و خدا نمی دونم از کجا اومده این تعبیر اما اگه اشتباه نکنم(که اگه اشتباه می کنم امیدوارم دوستان منو ببخشن) یک بار این تعبیر رو تو ترانه خانم پهلوانی دیدم یه بارم تو یکی از ترانه های آقای مقدم که در هر دو مورد نپسندیدم.... ...........موفق باشی دوست نازنین...........
  • اقای سکوت ترانتون به نظر من تلفیقی از این دوتا بود: گفتم شاید ندیدنت از خاطرت دورم کنه دیدم ندیدنت فقط میتونه که کورم کنه و.... و شعر فروغ که میگه در انجا برفراز قله ی کوه دو پایم خسته از رنج دویدن... همسفر و سفر هم قافیه نیستن. قافیه ها هم زیاد خوب نیستن.خییییلی تکرارین دیگه تو کار هیچ ضربه ای نبود.هیچ حس یا کشف خاصی که منو تکون بده! در کل کار زیاد قوی ای نبود با فرمایش خانم غلامی بزرگوار هم موافقم.البته ارزوهامو بچینم میتونه درست باشه.فقط میتونیم بگیم قشنگ نیست!فک کنم بهش میگیم استعاره ی مکنیه.ارزو چیزیست چیدنی مانند میوه!ستاره هارو چیدمم همچین چیزیه چون ستاره که چیدنی نیست!بازم اگه اشتباه میکنم بهم بگید دوستان تنها بیتی که دوسش داشتم: انگار خدا خوابیده بود فریاد من رو نشنید با هق هقای پرصدام از خواب نازش نپرید ببخشید اگه جسارتی صورت گرفت! موفق باشید
    • درود بانو سپینود سپاس از حضورتون شعر اولی رو حقیقتا نشنیده بودم اما بله شعر زیبای فروغ رو خلیل دوست دارم و به نوعی تحت تاثیر قرارم داده بود توو این ترانه حق با شماست در خصوص ترانه هم باید بگم کلا بعد از اون جریانات ترانه جدیدی نگفتم و به نوعی دچار بی ترانگی شدم و فقط و فقط برای اینکه مجبور بشم به اکادمی سر بزنم و از نقدهای اساتید و دوستانی مثل شما بهره مند بشم از ترانه های قدیمی منتشر میکنم که بهونه ای باشه برای یادگیری و خوندن ترانه های زیبای دوستان انشالله بتونم ترانه خوب هم در سایه ی این راهنمایی ها بگم
  • سلام آقای نیما سکوت عزیز...راستش مدتی بود از آکادمی دور بودم به همین علت کمتر پای کار عزیزان حاضر شدم ... ترانه های قبلیتون خیلی یادم نیست ..لی در مورد این ترانه نظر شخصیمو باهاتون در میان میذارم امیدوارم مفید باشه ... در هر صورت نظر شخصی منه و هیچ تعمیم کلی نداره ... گفتم بری یار جدید ممکنه مغرورم کنه»»» یار جدید ؟ یار جدید اصن کلمه مناسبی برای مراوده عاشقانه نیست..یار در سبک سنتی خیلی بکار می رفت ولی تو ترانه و اونم اینطوری با صفت جدید حقیقتش برام فوتبال رو تداعی کرد تا معشوق ... گفتم شاید نبودنت از غصه ها دورم کنه نرفته دلتنگت شدم با ابرا همسفر شدم با کوله بار خاطره من راهیه سفر شدم»»»» با ابرا همسفر شدم / راهی سفر شدم ...قافیه تون درست نیست چون هردوش سفره ... رفتم تو اوج اسمون شاید خدا رو ببینم شاید صدامو بشنوه ارزوهام رو بچینم»»» آرزو چیدنی نیس برادرم ..رسیدنیه مگه اینکه بگی ستاره آرزوهامو بچینم یا گل آرزوهامو بچینم هوار زدم از ته دل یه جور که اسمون تپید»»» آسمون تپید هم نداریم لرزید بود بهتر می شد . گریه کردم از اسمون اشکام بارون شدو چکید»»» اینجام وزنو از دس دادی انگار خدا خوابیده بود فریاد من رو نشنید با هق هقای پرصدام از خواب نازش نپرید( لا تاخذه سنه و لانوم.. هرگز او را نه خوابی سبک و نه خوابی سنگین نمی گیرد ) شاید از نظر شما خوابیدن خدا درست باشه و تو حیطه تخیل قبولش داشته باشی ولی من نه و این کاملا سلیقه ایه و اینکه وزن رو خیلی بهم ریختی و از وزنت خارجت شدی بعضی جاها... ایشالا دفه بعد ترانه ای بارعایت اصول ازت بخونم و مطمئنم اینطور خواهد شد .
    • درود بانو مهیا این اولین بار هست که افتخار نصیب این حقیر شده که نقد ارزشمند حضرتعالی رو پای ترانه ام ببینم همین حضورتون رو به فال نیک میگیرم و دلگرمی هست برای اینده من انقدر زیبا نقد کردید که حرفی باقی نمونده تموم فرمایشات حضرتعالی رو به دقت خوندم و ویرایش کردم ترانه رو فقط در خصوص اون بند که فرموده بو.دید لا تاخذه سنه و لانوم.. کاملا حق با شماست و منظور بنده هم نعوذبالله خوابیدن خدا نبوده بلکه گفتم انگار خدا خوابیده بود به نوعی گلایه یک بنده برای نشنیدن دعاها و نذر و نیاز ها که تمام انسانها در روزهای سختشون همچین گفتمانی رو با خدا دارند
  • درود نیما جان ...آفرین دوست خوبم ...ترانه خوبی بود ..تبریک ...
  • ترانه زیبایی بود لذت بردم
  • سلام آقانیما ترانت بسیار زیبا بود واقعا لذت بردم پیشرفتت به خدا عالیه ولی تموم اینا دلیل نمی شه چشم منو دور ببینی ضجه رو زجه بنویسی من که نقد بلد نیستم باید یه چیزی بگم دیگه .
  • سلام آقای سکوت ترانتونو خوندم زیبا بود ولی در مصرع ۶ اگه به جای" آرزوهام رو " از کلمه ی "آرزوهامو " استفاده می کردین بهتر بود البته این نظر شخصیمه و ممکنه درست نباشه