تعبیر بی رحمی

من از این غربت میترسم
همین زندون دل مُرده
همین سهم پریشونی
که روحُ ازتنم برده

من ازاین قلبها میترسم
از تعبیر بی رحمی
حسم خوب یادشه اما
تو این هارو نمی فهمی

ترکهای رو قلب من
نشون از بی وفایی نیست
من از وارونگی خستم
این از درد جدایی نیست

میون کوچه ی بن بست
ته دیوارِ تنهایی
یه حکم نا برابر بود
به من گفت شاه غمهایی

من از دلدادگی خستم
از این دنیای آشفته
میون برزخی غرقم
اینو تقدیر برام بافته

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام بانو مویدی تعبیرهای ناب و زیبایی تو ترانتون جوشش داره. جسارتا، منم با دوستمون موافقم که فک می کنم بافته یه مقدار پایان سرودتونو سنگین کرده.
  • سلام خانم مویدی ترانه زیباتون رو خوندم فقط آشفته و بافته قافیه ی صحیحی نیست بانو جسارت منو ببخشید موفق باشید
  • درود بانو نسترن ترانه خوبی بود فقط جسارتا چند تا سوال داشتم ۱- تعبیر بی رحمی منظورتون رو نفهمیدم چیه مگه بی رحمی تعبیر هم داره ؟ و اگه داره تعبیرش چیه؟ ا۲- ز وارونگی خستم منظورتون چیه از وارونگی چی خسته اید برام مبهم بود ۳- به من گفت شاه غمهایی کی به شما گفت؟ کوچه ؟ دیوار؟ یا ... مبهم بود برام ۴- تقدیر شما رو توو برزخ انداخته ؟؟؟ معمولا انسانها به خاطر اعمال خودشون توو برزخ میوفتن جسارت منو ببخشید
    • سلام و ممنون ۱ - گفته شده من از این قلب ها میترسم : از تعبیر بی رحمی . این بی رحمی مختص قلب هست و به واژه ی بی رحم تعبیر شده . ۲ - وارونگی به معنای نا متعادل بودن ، خستگی نبودن اون چه باید باشه اما نیست . ۳ - ته دیوار تنهایی به من گفت شاه غمهایی ... وقتی صحبت از کوچه ی بن بست میشه پس به دیوار تشبیه داده شده ، محبوس بودن در تنهایی و غم . ۴ - من از دلدادگی خستم ( از این دنیای آشفته ) میون برزخی غرقم اینو تقدیر برام بافته ... شرایط سخت ... برزخ دنیوی و نه آخرت .