به لبخندت قسم

دوباره چشمتو واکن / بذار حالی به حالی شم
هوا بد جور دلگیره / بذار از گریه خالی شم
نماز عشق می باره/نمازه ظهر عاشوراست
سجود اشک های من / شکست قامت باباست
نمونده باز کسی انگار / خودت اون آخرینی مرد
تویی که رفتنت سخته/ که اسبت هم فغان می کرد
خدا اون روز بهت می گفت / یه اسماعیل حاضر کن
ببر اون سر ،ببر این دل/ منم ای دوست ناظر کن
تو ز ابراهیم محکم تر / با اون تیغی که می برّه
زمینِ زیر پات اما/ هنوز از شرم می غره
خجالت می کشه و من/ منم از گریه می خندم
چه روز سخت زیبایی / فقط چشمامو می بندم
مث دل کندن از رویاست / چقدر این عاشقی سخته
به لبخندت قسم بابا / عموم هم داره می خنده
چشای آسمون خیسه / غروب هم خونیه انگار
چشاتو خواب میبینم / به یاد آخرین دیدار

از این نویسنده بیشتر بخوانید: