سونامی

تو هر جایی، آتیش به پا می‌کنی / تو کابوسِ آتیش نشانا شدی!
یه ایسگاهِ آتیش نشان دورته! / ازون وَخ که با آیْنه آشْنا شدی!

یه کم کمتر از کوچَمون رد شو که / با این رد شدن کوچه بالغ ‌شده!
توو خاموشی رفته تمومِ محل / که تیرِ چراغ برقم عاشق شده!

معطل نکن زودتر عاشق شو که / دیگه پُر شده بخش قلبو عُروق!
چراغای قرمز، ترافیکِ کُند! / که چار راها واسه تو می‌شن شلوغ!

یه شهر سِت ‌می‌شه با لباسات که باز! / کودتای رنگی شه به سادگی!
ببین شهرو! چشمش به سیگارته / تو سیگار نکش حل شه آلودگی!

به چالش کشوندی زمستونو تا / توو تابستونم چکمه کردی به پات!
یه وَخ چترتو وَر نداری که باز / سونامی، با چترت میادِش باهات!

ستادای بحرانو تشکیل دادم / یه وَخ جَوِّ اطرافِ تو بد نشه!
پُلیسا کشیک می‌دن هر روز و شب / که باد از توو موهای تو رَد نشه!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

660
۲

  • سلام آقای دمی زاده عزیز ...مثه همیشه این سبکتونو دوس دارم و از این غافل گیری که تو هر بند هست ، همیشه لذت می برم ... دیر به این کار سر زدم ..اما خوشحالم که از دستش ندادم ...
  • سلام دمی زاده ی عزیز واژه های جدیدی رو وارد ترانه ت میکنی اما یه قسمتهایی هست که از زیبایی کار کم میکنه دیگه پُر شده بخش قلبو عُروق!/ ستادای بحرانو تشکیل دادم/و بیشتر به یه گزارش شبیهه و بار شاعرانه گی کار رو به دوش نمیکشه یه ایسگاهِ آتیش نشان دورته/و میگن ایستگاه آتش نشانی نه آتش نشان. موفق و پیروز باشی.