گمونم برف می باره

به من میگن تو مجنونی…بهم میگن که دیوونم
من از دیوونگی اما هنوز چیزی نمیدونم
فقط میدونم این روزا یه حال دیگه ای دارم
تموم روز میجنگم شبا تا صبح بیدارم
فقط میدونم این روزا گرفتار یه کابوسم
یه وقتایی که دلتنگم در و دیوارو میبوسم
همش فک میکنم هستی چشات محو تماشامه
همش حس میکنم دستات هنوزم توی دستامه

حالا که با تو تو دیوونگی هام…میتونم زیر سقف خونه باشم
مگه دیوونه ام عاقل بمونم؟!میخوام هر روزمو دیوونه باشم

ازم می پرسن این روزا هنوز این بغض باهاته؟
نیگا کن گرد پیری رو… چه گردی روی موهاته
میگم امسال تابستون هوای دیگه ای داره
نه اینا گرد پیری نیست…گمونم برف می باره
اگه رفتی چرا اینجا رو برفا رد پایی نیست؟
چرا تو خونه ی ما جز صدای تو صدایی نیست؟
چرا هر روز قلب من واسه این عشق آشوبه؟
اگه دیوونگی اینه…چقد دیوونگی خوبه!

حالا که با تو تو دیوونگی هام…میتونم زیر سقف خونه باشم
مگه دیوونه ام عاقل بمونم؟!میخوام هر روزمو دیوونه باشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: