*من از زندگی بی تو دست میکشم*

من از زندگی بی تو دست میکشم که دستامو سمتت بگیرم یه روز
نمیترسم از ترس افتادنم میدونم هوامو تو داری هنوز
من از عاشقی از نفس میگذرم که غرق تو دریای عشق تو شم
نمی ترسم از حبس این چند نفس من از با تو بودن نفس میکشم
***
من از من بدون تو دست میکشم که دیوونه ی با تو بودن بشم
نمیترسم از ترس دیوونگی میخوام اون چیزی که میخوام بشم
میبندم چشامو روی هر چی هست تورو باید اونجا که رویاس دید
نمیترسم از ترس تنها شدن تو رو میشه از عمق احساس دید

با سلام حضور تمامی دوستان عزیزم،این ترانه،اولین ترانه ای هست که من توی آکادمی ثبت کردم،جای خوشحالی داره که افتخار حضور پیدا کردم،امیدوارم با نقد های اساتید گرامی بتونم عضو کوچیکی از این جامعه هنری باشم.سپاس از همه ی عزیزان

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام موفق باشید @};-
  • سلام جناب صابرپور خیلی خوش اومدید. ترانتون زیباست. فقط سعی کنید در ترانه هاتون کشف های جدید داشته باشید.از کلیشه ها پرهیز کنید. @};- @};-
    • بسیار سپاسگذارم از شما آقای ولی پور در کل البته اعتقاد بنده این هستش که ترانه سرا باید با کلمات بازی کنه، با یه سری کلمات محدود.ببینید وقتی ما ترانه مینویسیم اونقدر دستمون باز نیست که بتونیم هر واژه ای رو وارد ترانه بکنیم.متاسفانه کم کم این قصه داره ریشه میکنه توی کارای اکثر ترانه سرا ها که هر واژه ای رو وارد میکنن.در صورتی که نه.اونقدرا نباید دست ترانه سرا باز باشه.بحث از ترانه هستش.ترانه جدای از ریتمش باید در چهارچوب خودش نوشته بشه،متاسفانه ما همیشه دوس داریم سنت شکنی بکنیم.و قطعا توی این ترانه چیزی وجود داره به اسم کلیشه و من حرفتونو تایید میکنم،اما نه ترانه کلیشه ای،(واژه ها و کلمات کلیشه ای)اما ترانه باید مثل پازلی باشه که تکه هاش در حقیقت یک تصویر داره اما ترانه سرا باید جوری چینش رو انجام بده که اون تصویر تصویر دیگری رو توی ذهن مخاطب ایجاد کنه ضمن این که ترانه پر مغز باشه.البته تمام اینا عقیده شخصی هستش.به هر صورت سپاسگذارم برای نظرتون.برای من بسیار با ارزش و محترم هست.با آرزوی بهروزی برای شما دوست عزیزم