تنهایی

اتاقم پر شد از نت های هق هق
صدای خیس و درد آلود یک مرد
صدایی که تو اوج پر زدنهاش
فقط دیوار خونه باورش کرد

رو بوم مشکی شبهای عمرم
همیشه طرح دلتنگی کشیدم
به حدی سیرم از تنهاییام که
کلاغارو تو خونه راه میدم

منم شبیهه یه بچه ی نوپا
که گم کرده خودش رو توی بن بست
هنوز دنیا برام خیلی بزرگه
با اینکه توی این خونه خلاصه ست

من و حالی که درکش سخته واسم
من و آینده ای از پیش مرده
سرم گرم کلافیه که انگار
به دور خاطراتم تاب خورده

دیگه از سایم و حرفاش خستم
دیگه از تابش خورشید سیرم
تموم پرده هارو میکشم تا
با تاریکی شاید آروم بگیرم

منم شبیهه یه بچه ی نوپا
که گم کرده خودش رو توی بن بست
هنوز دنیا برام خیلی بزرگه
با اینکه توی این خونه خلاصه ست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای معظمی با احترام برای کار مجموعا دلچسب و زیباتون، که بعضا در بعضی بندها واقعا غافلگیری خوشایندی داشتند، اما من با "بوم مشکی شبهای عمر " مشکل دارم ... به نظرم توضیح واضحات بود استفاده از صفت "مشکی" ... اگر قراره تیره و تار بودن روزهای عمر بیان بشن کلمه غافلگیرکننده تری رو می طلبه این شب های عمر ! چون همین کلمه شب به حد کافی داره تیرگی رو برای عمر به تصویر می کشه !
    • سلام خانم برومندی ممنون بابت تعریفتون و لطفی که که به بنده دارید در این مورد که حشوه حق با شماست و کاملن واضحه که حشو معنایی صورت گرفته.ولی به نظر حشو قبیح نیست(البته این سلیقه ی منه).بهش فکر میکنم.خیلی لطف کردید سرکار خانم از این ریزبینی ها خوشم میاد.بیشتر باشید
  • سلام آقای معظمی عزیز ببخشید که دیر به ترانتون سر زدم رو بوم مشکی شبهای عمرم همیشه طرح دلتنگی کشیدم به حدی سیرم از تنهاییام که کلاغارو تو خونه راه میدم خیلی قشنگ بود و من پسندیدم شرمنده که نمیشه لایک داد... موفق تر باشین
  • سلام دوست من فضا سازی نسبتا خوبی بود میشد یه جاهایی صراحتت رو با تصاویر عوض کنی
  • سلام آقارضای عزیز خوشحال کنندس حضورت واینکه کاری ازت بخونم دوبند اول فک کنم قبلا خونده بودم،واسم حس آشنایی داشت @};- دوبند بعد از ترجیع هم خیلی خوبه مخصوصا مصرعای دومش،لذتمو بردم وخیلی هم ممنون برازاتفاقای خوب باشی دوست من ۸-> @};- @};- @};- @};-
    • سلام فریبای خوب منم خوشحالم که اینجا میبینمت خوب یادت مونده.این ترانه ۴ امین ترانه ای بود که نوشته بودم کلن.یبار تو آکادمی منتظر شده بود همون اوایل حضورم.بعد ها تصمیم به ویرایشش گرفتم و خب تقریبن ۹۰% کار تغییر کرد.متشکرم از لطفت بیشتر باش و مارو مهمون کارای جدیدت کن که حتمن هم خیلی بهتر و قوی تر شده موفق باشی دوست من @};-
  • به نظرم اومد که این ترانه بیشتر با فکر نوشته شده تا با حس.جنس کلماتی که انتخاب کردی در کنار هم اون حس برانگیزی لازم رو گاهی نداره.مثلا در شروع کلمه "نت" رو اوردی .به نظر من "آهنگ هق هق" به خاطر رابطه قوی تر دو کلمه ،عاطفی تر هست اما احتمالا شما برای گریز از تکرار و ایجاد تازگی ،"نت" رو آوردی. یا در همین بند ترکیب "صدای خیس" می تونست رابطه عمیق تری مثل "صدای گنگ" بین کلمات داشته باشه.در مورد "پر زدن هاش" هم به نظر من اگه از "ارتعاشش" استفاده می کردی باز بیشتر به نزدیکی جنس واژه ها کمک می کرد.به هر حال همونطور که گفتم فکر کردن به ممتاز سرودن گاهی به از دست رفتن حس و عاطفه ممکن منجر بشه.فاصله گرفتن از این مسئله در بندهای چهار و پنج ترانه ت باعث شده بندهایی بی تکلف و در عین حال دوس داشتنی تر خلق بشه.با این وجود تواناییت در خوب سرودن مشهود و غیر قابل انکار هست.موفق باشی @};-
  • سلام رضا جان.خیلی خوشحال شدم دیدم کار گذاشتی و اینجا باز ازت یه کار زیبا خوندم.من هم خیلی دلم هواتو کرده رفیق. تمام کامنتهارو خوندم چند ساعت قبل ولی متاسفانه من هم به دلایلی که بهش اشاره کردی و فضای نامناسب چند وقت اخیر آکادمی ترجیح دادم دیگه نیام و تنها بدون ورود میومدم کارارو میخوندم و یاد میگرفتم و دیدم شاید اگه نباشم رو صفحه و تنها کارارو بخونم مفید تر باشه.از اینکه تو وخیلی دوستان عزیز سعی در بهبود وضعیت دارین و در حال برگشت هستین بسیار خوشحالم و به فال نیک میگیرم این موضوع رو. در مورد کارت هم رفبق خیلی با احساس و فنی و ترانه بود ترانت... تنها دو تا مورد ۱٫ تصویر کلاغا بسیار زیبا بود و ملموس و تعبیره جدیدت نشسته بود از نظرم =D> =D> ۲٫ چون فایل اجرای کار و ملودی نیست تو صفحه و کل کارت هم بدون وجود ملودی قدرت وزنی داره مصراع منم شبیهه یه بچه ی نوپا تنها با خوانش خاص تو وزن میشینه و کمی هم ترکیب" یه بچه نوپا" تو کار ننشسته و زیباییش کمه از نظرم :-( و با نظره دوستان در این مصراع همراهم. دوست دارم رفیق و به امید بهترینها برای تو و آکادمی که دلی همیشه خونمونه @};- @};- شاد باشی @};-
    • سلام علی جان.منم خوشحال شدم وقتی کامنتتو دیدم رفیق.همیشه به یادت هستم.ممنونم بابت نظرت راجع به کار مخصوصن نظر منفیت.و اما در مورد فضای آکادمی.شک نکن رو به بهبوده.یکم طول میکشه تا همه تو این روند شرکت کنن اما شک نکن فضارو عوض خواهیم کرد.اگه اشکالی نداره و جسارت نیست ازت میخوام کار بذاری رو سایت تا همه ازت یاد بگیریم.من که دلم لک زده با اون لحن دلربات بازم ازت بشنوم.اما همینم که بتونم کاراتو بخونم منو یاد اون روزای خوب تو اصفهان میندازه.زیاد منتظرم نذار.بیشتر باش.خیلی برام عزیزی.خیلی @};-
      • ممنون از لطف بی اندازت.درس پس میدم عزیزم. مطمعنم آکادمی مثل همیشه عالی خواهد شد @};- @};- @};-
      • فدای تو رفیق.به امید دیدار @};-
  • سلام جناب معظمی بسیار زیبا @};- @};- @};- @};-
  • سلام رضاجان. خیلی خوشحالم که دوباره و چندباره ازت کار میخونم. ولی قدم زدن کنارت و شنیدن این ترانه ها از زبان خودت با همون احساس زیبات یه چیز دیگه س! موفق باشی داداش @};-
    • سلام یاسر جان.اگه حسی تو لحنم حس کردی به خاطر حس خوبی بوده که خودت بهم دادی.منم دلم برای قدم زدن کنار تو و خیلی دیگه از دوستانم در اصفهان تنگ شده.علی ادریس زاده،حسن توکلی و مسعود آقایی.خیلی دلم میخواد تو یه فرصت هرچند کوتاه بتونم بیام اصفهان اما فعلن متأسفانه شرایطش جور نیست.اما یچیزی که لازم دیدم بگم.امروز خیلی اتفاقی یسری کامنت تو یه ترانه دیدم که منو کشوند به ترانه ای که آقای نیما سکوت نوشته بودن و یسری کامنتا پای کارشون بود.خیلی برام عجیب بود.امروز دیدم که یاسر قاسمی "هم" پای کارا صرفن اعلام حضور میکنه.یاسر جان ما این داستانا رو داشتیم.آکادمی همیشه جای به به و چه چه بود.فقط چند نفر از دوستان بودن که دلسوزانه وقت میذاشتن نقد میکردن و علمش رو هم داشتن.مجید شمس،احسان نوری،احسان ابوالحسنی ، جواد پوران،علیرضا روشنی و بعد ها هم مهیا غلامی به این جمع اضافه شد.منم در کنار این دوستان می آموختم و نظر شخصی و حقیقیم رو پای ترانه دوستان میذاشتم.اما بحث هایی شکل گرفت و باعث شد این جمع متلاشی بشه.احسان و من که تو ناخوداگاهامون انگار با هم قرار گذاشتیم دوباره بیایم.از مجید شمس هم خواهش کردم که لطف کنه و کنارمون باشه.مهیا هم که خدارو شکر هست.مدیریت هم که دست خانم ربانی هست که استاد ماست.پس شرایط الان همچین بدک نیست.از تو هم که میدونم علمش و علاقش رو داری میخوام که فعالیتت رو شبیه چند وقت پیش قویتر کنی و به مدل خودت به بچه های تازه کاری مثل من بیاموزی.امروز هم دیدم یه کسی که اصلن مشخص نیست تو چه زمینه ای فعالیت داره روی نقد آقای یاران که روی ترانه خانم نجفی نوشته بودن با لحن بدی نقد نوشتن.با نوشتن نقد بر نقد مشکلی ندارم یا با درست یا غلط بودن نقد آقای یاران.چون ترانه سرا میتونه تصمیم بگیره که قبول داشته باشه یا نه.اما با نوع این نقد بر نقد و این لحن نوشتن مشکل دارم.در حالی که من رفتم و رزومه ی ترانه ای ایشون رو تو همین سایت بررسی کردم و به عمق فاجعه پی بردم.از طرز حرف زدن آدما میشه فهمید که طرف چقد ادبیاتیه.یکجا رفتن مقاله نوشتن که ترانه بر روی ملودی باید همه چیزش رعایت بشه حتی وزن و قافیه.حالا با این کاری ندارم که ترانه بر روی ملودی اصلن ممکنه وزن نداشته باشه!بعد خودشون رو ترانه ی موزون قافیه رو از دست دادن و با این توجیه که تو ملودی درست میشه جواب دوستان رو دادن.بگذریم.یاسر جان به این فک نکن که همه باید نظر واقعی بدن.چون بعضی ها اگر نظر واقعیشون رو هم بدن چون ممکنه از روی علم نباشه و احتمال اینکه نویسنده رو گمراه کنن هم کم نیست.پس رو این مسأله حساس نباش.تو کار خودتو کن.بذار هرکی هرچی هس باشه ،تو خودت باش. شک نکن فضای آکادمی بهتر از این چند وقتی خواهد شد که تا حالا دیدی.تو بهتر شدنش شریک باش.ببخشید که زیاد نوشتم.بازم میگم دلم برات تنگ شده به امید دیدار @};-
      • رضا جان کار قشنگتو دوس داشتم و به البته با صدای خوبت احساس بیشتری هم داشت @};- یه نکته این بود که قبلن بهت گفتم و بیشتر شدن احساس تو ترانه هاته و این تاثیر کارتو خیلی بیشتر می کنه راجعبه حرفایی که زدی در مورد سایت و کامنت ها ، امیدوارم دوستان رعایت کنن و شاهد این موارد نباشیم در این سایت @};- @};- @};- @};- @};- برقرار باشی
      • ممنونم مجید جان.این لطفتو میرسونه.منم امیدوارم از این به یعد رعایت بشه.فدای تو برادر @};-
  • سلام جناب معظمی گرامی ترانه ی زیباتونو خوندم و لذت بردم از احساس ترانه تون . برخلاف دوست عزیزمون من نمیدونم چرا اینقدر تعبیر راه دادن کلاغها در خونه را حس کردم به نحو احسن عمق تنهایی رو در ظرفیت خودش به تصویر میکشه . بسیار اینو پسندیدم.و در کل ترانه رو. =D> =D> =D> =D> =D>
  • خیلی عالی بود =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • ترانه ی ابزورد زیبایی بود. لذت بردم. @};- @};-
  • سلام رضا مگه اینجا بیابمت دوست خوب @};-
    • سلام .ما که همیشه رکابیم.کم ل
      • کم لطفی میکنی رفیق.ممنونم که هستی @};-
      • چرا اینجوری میاد کامنتم؟!!!تقصیر این تبلته.عذر میخوام.عرض کردم ما همیشه در رکابیم.کم لطفی میکنی.ممنونم که هستی @};-
  • من و حالی که درکش سخته واسم من و آینده ای از پیش مرده سرم گرم کلافیه که انگار به دور خاطراتم تاب خورده دیگه از سایم و حرفاش خستم دیگه از تابش خورشید سیرم تموم پرده هارو میکشم تا با تاریکی شاید آروم بگیرم زیباا بوود رضا جان .. مانا ببینمت @};- @};- @};-
  • سلام رضا کارای جدیدت خیلی خوب حرفه ایی نوشته شدن این یعنی اینکه میفهمی که چی میخوای و نه اینکه فقط باشی .. رو بوم مشکی شبهای عمرم .. همیشه طرح دلتنگی کشیدم به حدی سیرم از تنهاییام که ... کلاغارو تو خونه راه میدم طرح دلتنگی رو خیلی خیلی زیاد شنیدم و این یعنی تکرار مکررات و اینکه کلاغارو تو خونه راه میدم وجه شبه کلاغ و نفهمیدم چیه؟ موافق نیستم با این تصویر به نظرم ضعیفترین بند کاره ... خیلی میخوامت برادر @};- @};- @};- @};-
    • سلام.یکی از کسانی که از نقداش همیشه استفاده کردم تو بودی.خیلی به من لطف داری رفیق.ممنونم به خاطر دقتی که پای کارام میذاری .در مورد کلاغ هم توضیح جایز نیست.فقط بدون خوشم از کلاغا نمیاد.نظرت برام مثل همیشه ارزشمنده.ممنونم که قابل میدونی @};-
      • این که نظر لطفته و باعث افتخار منه بهم این اجازه رو میدی راجع به اون خط متوجه کلاغ و خبرچین و اینا هستم ولی رضا تصویرت موفق نیست البته شاید من درست نگم @};- @};-
      • اختیار داری برادر.حتمن یه ضعقی داره که تو بهش اشاره کردی.شک ندارم.ممنونم که هستی @};-
  • ترانه زیبا و با احساسی ازتون خوندم توی این قسمت ریتم کار تغییر میکنه: منم شبیهه یه بچه ی نوپا (فقط همین خط ، سایر خطهای همین بند نه) در کل خوب موفق باشید. @};- :-)
  • سلام آقا رضای عزیز کار بسیار زیبا و دلنشینی بود...از اینکه دوباره ازت یه کار زیبا خوندم صمیمانه خوشحالم... =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداش رضای خوب خودم @};- ترانت مث همیشه سبک خودته ..اتفاقای آخر بندها ..تصاویر رنگارنگ و مختلف و نوع نگاه متفاوت آفرین داداش.. آفرین حسابی پر کاری و مشغله اصلیت ترانس...و این اهمیت دادن به ترانه و آینده ترانه تو رو به این جاهای خوب رسونده ... موفقتر ازین که هستی ببینمت داداشم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام و عرض ادب و احترام چقدر زیبا و استادانه قلم زدید. قافیه هاتون گیرا و البته غافلگیر کننده هستند. واقعا لذت بردم. قلمتون خیلی خلاقه. چه شروع جذابی داشتید. اتاقم پر شد از نت های هق هق صدای خیس و درد آلود یک مرد صدایی که تو اوج پر زدنهاش فقط دیوار خونه باورش کرد چقدر تصویر قشنگی داره واقعا دست مریزاد. رو بوم مشکی شبهای عمرم همیشه طرح دلتنگی کشیدم به حدی سیرم از تنهاییام که کلاغارو تو خونه راه میدم یه نکته فقط، البته من دارم جسارت میکنم شما خودتون استادید به نظرم به روانی سایر بند ها نیست. ((منم شبیهه یه بچه ی نوپا)) یه مقدار روان خونده نمی شه با توجه به وزن سایر ابیات جسارت منو ببخشید. قلمتون رام =D> =D> =D> پسند ۶ تقدیمتون @};- @};- @};-
    • سلام خانم عبدلی.خیلی لطف دارید بابت تعریفتون.بابت نقد هم منت سر بنده گذاشتید.می آموزم از شما و بقیه بچه ها.خیلی لطف کردید @};-
  • سلام رضای عزیز کار قشنگی بود در خور رضا معظمی ولی بند پنج رو دوس نداشتم مخصوصا نیم بند دومش ولی در کل کار زیبایی بود.احسنت
  • سلام استاد گرامی. منه دانش آموز که به خودم اجازه نمیدم جز تمجید چیزی راجع به ترانتون بگم سربلند باشید
    • سلام دوست من.منم همکلاسی ام و مثل باقیه بچه ها می آموزم.اتفاقن دوست دارم که نقد کنید و منم یاد بگیرم.اینو از صمیم قبل میگم.مرسی که سر زدی @};-
  • دیگه از سایم و حرفاش خستم دیگه از تابش خورشید سیرم تموم پرده هارو میکشم تا با تاریکی شاید آروم بگیرم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> لذت بردم جناب معظمی بسیار عالی @};- @};- @};- @};-
  • سلام برادر غمت پر صدایی که تو اوج پر زدنهاش/با پر زدن صدا زیاد موافق نیستم منم (شبیهه )یه بچه ی نوپا/این قسمت یه ویرایش نیاز داره @};- @};- @};- لایک =D> =D>
    • سلام عزیز دل.نظرت برام قابل احترامه و بهش فک میکنم.این بیت که خروج از وزن رو داره قبلش این بود:منم مثل همون بچه ی نوپا.باهاش بیشتر مشکل داشتم تا چیزی که الان هست.این جمله رو ملودی در میاد و روی ریتم هست.البته بدون شک الان ترانه رو رو کاغذ میخونیم و بدون شک حق با شماس.ممنونم که همیشه با دقت کارامو نگاه میکنی.مرسی برادر @};-
  • درود آقای معظمی عزیز. استادانه قلم زدید. :-x :-x =D> =D> =D>
  • سلام جناب معظمی ترانه تون واقعا زیبا و استادانه بود @};- @};- =D> =D>