یه روز این اسمون غم دیده…

یه روز این اسمون غم دیده
ابراشو روسرت شاباش میکنه
خدا غمها رو راهی میکنه و
شادی رو آش پشت پاش میکنه

یه روز این ابرای سیاه و سفید
بارون نقره رو سرت میریزن
جای آوار زجر و بدبختی
هی ترانه دور و برت میریزن

یه شبی از شبای تابستون
ماه تو چشمای شهر زل میزنه
باد هم روی گیس پالیزا
مثل مادربزرگ گل میزنه

یه سحر تیغ تابش خورشید
شاهرگ غصه هارو میبره
به رگ غیرتش که بربخوره
حنجر خشک ابر میغره

یه روزی تو بهار دلخوشیا
یه نمه از نسیم عشق میاد
غصه از یاد میره باور کن
توده های حجیم عشق میاد

شاید اخرشو خوب نبستم!بدون کوچک ترین ویرایشی گذاشتمش که نظر بدید و تو ویرایش کمکم کنید
پس حتما تا جایی که میتونید ایراد بگیرید
ببخشید اگه بد شده
ممنونم

https://www.academytaraneh.com/89565کپی شد!
1015
۳۵

  • رضا زندحبیبی تصاویر و تعابیر ی که که همه جای ترانه دیده میشه ، نشان از تخیل قوی شما داره و کاربرد آگاهانه شون میتونه خیلی خوب با مخاطب ترانه که قرار نیست حتما تخصص و آگاهی در ادبیات داشته باشه ، ارتباط برقرار کنه، البته آگاهانه و گزینش شده . برای تموم کردن هم عجله نکنید، گاهی یه کم فاصله گرفتن و دوباره به حسی با همون زمینه ولی تازه تر ، حتی ممکنه بخش هایی رو هم که قبلا خیلی خوب می دیدین تغییر بدین و به نتایج بهتری برسید، یه بیت هم توی ترانه میتونه خیلی چیزا رو تغییر بده ، خیلی از ترانه های خوب و ماندگار ، گاهی روزها و ماهها و حتی بعد از یکسال ، به شکل نهایی شون رسیدن ، بعضی وقتا آدم با یه انرژی فوق العاده شروع میکنه ، ولی کمی که جلو میره ممکنه احساسش برای ختم حرفاش اون انرژی رو نداشته باشه ، بخصوص در ترانه که به شدت احساس برتری داره، و تا اون حس درون خود آدم به بلوغ و نتیجه نرسه ، در کلام هم اون اختتامیه ی نهایی و تاثیرگذار به چشم نمیاد، بزرگان ترانه هم دور تا دور شون ترانه های نیمه کاره هست که گاهی هیچوقت به سرانجام نرسیدن.. شاید مجموع همین حس های نابالغ به یه بلوغ چشمگیر تبدیل بشه ، من فکر میکنم همین تک بیتها و نیمه کارها زیر بننای محکم یه اثر بلوغ یافته میشن که یه روز اتفاق میافته ، پس با ارزش هم هستن ، چون بخشی از احساس و افکار اون لحظه ان که ثبت شدن،بخشی از وجود سراینده که برآیند یه کنش عاطفی هستن زیاد حرف زدم .. آفرین ، خسته نباشید ، برای من که لذت بخش و دلنشین بود شاد باشید
  • وحید حسن زاده سلام مگر اینکه اینجوری بدون ویرایش ازتون ایراد بگیریم :) تو کل فضاهای کاراتون این ویژگی به چشم خودم میاد که احساس میکنم راحت نمینویسید.به نظر شخصی خودم همین باعث میشه آدم نتونه اون ارتباطی که شما مد نظرتونه با ترانه بر قرارکنه.من به شخصه کارای زهرا عاملی ،یا افشین یداللهی رو بیشتر می پسندم.چون سهل و ممتنعن.در عین. سادگی دلنشینن .البته این سلیقه ی شخصی منه.در مورد میغره و میخوره هم که دوستان اشاره کردن .فک کنم روی "ر" در میغره تشدید داره که با میخوره قافیه نمیشه. این دفه پر حرفی کردم ولی خیلی وقت بود میخواستم اینو بهتون بگم. :) پیروز باشی
    • sepinood pahlevani سلام سپاس گزارم بابت حضورتون :-) خب اره تا حدودی باهاتون موافقم اما باور کنید تا به حال کوششی شعر نگفتم!شاید ساده نوشتنو یاد نگرفتم هنوز درست میشه مطالعه و تجربه همه چیزو درست میکنه :-) در ضمن.میخوره و میغره که هیچوقت قافیه نیستن.فک کنم میغره با میبره قافیه باشه تو اون بند مرسی @};- @};- @};-
  • شكوفه عبدلي =D> =D> =D> =D>
  • ناشناس سلام عزیزم @};- ترانه خوبی بود اما من ترانه های قبلیتو بیشتر دوست داشتم این نسبت به قبلیا ضعیف تر بود اونم فکر کنم به خاطر این بود که ویرایش نکرده گذاشتی @};- اما در کل من از کلمات جدید خوشم میاد که توی ترانه استفاده بشه گرچه خیلیا ازین موضوع ایراد میگیرن اما به شخصه من دوست دارم @};- @};- موفق باشی :-x
  • علیرضا سرمدیان سلام بر شما بانوی فرهیخته آکادمی .....چه رسمی شروع شد ....ببخشید من اینجوری بلد نیستم حرف بزنم ....سلام سپینود پهلوانی ... :-) همه کامنتارو خوندم ....البته اول چند بار ترانرو خوندم ...در مورد اینکه ویرایش نکردی شکی در اون نیست ولی واقعا بعضی جاهاش فوق العادن و آدمو می گیره، خیلی خوبه...... و بعضی جاهاش که خوب فکر نکردی و عجله کردی ، ضربه خورده ،انگار یه خواننده خوب که هیچوقت فالش نخونده الان داره یه کوچولو فالش می خونه ...پر حرفی نمی کنم ، من در حدی نیستم که نظر بدم در مورد اصول ترانه نویسی ...چون تازه کارم ....تنها چیزی که واسه خودم سواله و تعجب کردم بقیه نپرسیدن ازت ، در مورد *یه شبی* هست چون از خود شما یاد گرفتم که یه شبی غلطه و یه شب صحیحه ....و الان تو شک افتادم که دارم اشتباه می کنم یا واقعا شما هم حواستون نبوده ...ممنون می شم توضیح بدید ....در ضمن منتظرم کار ویرایش شده رو بخونم ،تا بعد از اون رو تک تک بنداش و کلماتش ریز شم .....موفق که هستی ،موفقتر.... @};- :-)
    • sepinood pahlevani سلام اقای سرمدیان غایب از نظر!چند وقته نیستید!درضمن دوستان به من لطف دارن من کجا فرهیختگی کجا! :-) :"> خب درمورد اون یه شبی که اصلا خودمم حواسم بهش نبود حق باشماست البته تو محاوره خیلی وقتا اینطور میگیم.ولی اشتباه اشتباهه.اصلا حواسم نبود.مرسی که گفتید @};- @};- حتما ویرایشش میکنم مرسی.با ارزوی بهترین ها :-) @};- @};- @};-
      • علیرضا سرمدیان غایب از نظر... ;)) ....ایشالا بیشتر سر می زنم به کارها ..الان به وبلاگتون سر زدم ..واستون با اجازه یه کار به ایمیلتون می فرستم ،اگه فرصت داشتید ....نقدش کنید ...متشکرم .... @};-
      • sepinood pahlevani اره به قول حافظ :-) نقد که چه عرض کنم :">
  • m.haji پسند+ @};- @};- @};- @};-
  • حامد حسینی سلام تغییر همیشه درد آوره و نیشتر همیشه دل خراش... به نظرم این ترانه مثل نیشتری بود به اتمسفر کارایه قبلیتون...و به شخصه ترانتون رو دوس داشتم حتی پالیزا که ای کاش هعمین واژه رایج تر بود... @};- @};- موفق باشید @};- @};-
    • sepinood pahlevani این کار که باب سلیقه ی شما بود اقای حسینی! سرشار از امید اما امیدی تلخ! پالیز کلمه ی خوشگلیه خوبه تو گفتگوهامون رایجش کنیم :-) @};- @};- @};-
      • حامد حسینی اتفاقاً به نظرم امید تلخ یکی از شیرین ترن امید هاست چون آدمو به اضطرار می کشونه.... @};-
  • ناهید سلیمانی سپینودم سلام تو که خودت استادی حالا منم می خواستم یه چی گفته باشم عزیزم پالیزا و توده های حجیم تو ترانت سنگینه :-x :-x :-x @};- @};- @};-
    • sepinood pahlevani ناهید خانم!!! دیگه اینجوری حرف نزنین لطفا خجالتم ندید دیگه بانوی مهربون اکادمی :"> من شاگرد شما و دوستای خوبم هستم فرمایشتونم کاملا صحیحه.ممنونم که همیشه هستید :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};-
  • نيما سكوت @};- @};- @};-
  • مرتضی تلیکانی یه روز این اسمون غم دیده ابراشو روسرت شاباش میکنه خدا غمها رو راهی میکنه و شادی رو آش پشت پاش میکنه سلام خانم پهلوانی موفق باشید.بیت بالا کاش در اول ترانه نبود یا اصلا نبود.زیاد برای شروع مناسب نیست.بیت دوم برای شروع بهتر بود.نکته ی دوم اینکه وزن و ریتم ترانتون دستم نیومد
  • امین شیخی خدا غمها رو راهی میکنه و شادی رو آش پشت پاش میکنه (استفاده ی مکرر از فعل "میکنم" زیاد جالب نبود.)
  • معین ولی پور ترانه ی خوبی بود. اتفاقا من از بند آخر خیلی خوشم اومد. به نظرم پایان بندی خوبی بود. اون میغره به نظر منم خوب نبود. پالیز هم توی ترانه نشسته بود به نظرم. باید اعتراف کنم تا الان نمی دونستم پالیز یعنی چی. ;)) @};- @};-
  • یاسر قاسمی سلام سپینود خیلی ها با نقد محتوایی مخالف هستن ولی دوست دارم نظر کلیمو درباره ی محتوای کارات بنویسم قبلا هم گفتم که شهر یخی رو دوست دارم و زندگی رو خودش اسید پاشید هم خوبه، این کار هم از نظر محتوایی تو رده ی بقیه ی کاراتن، دادخواهی، بشارت به عشق، گله از یخ بستگی و مهم تر از همه تو کارات، آینه وار موضوعات اجتماعیو رصد میکنی. مثال روشنش هم قضیه ی اسید پاشیه که تاثیرشو مستقیم و غیر مستقیم تو کارات میبینم. گاهی خوب و به نظرم آسیب شناسانه با مسائل اجتماعی برخورد کردی و گاهی هم به شعار رو آوردی که تو ترانه ی قبلیت نمود بیشتری داشت. مسئله ی مهم و جدی که من بارها هم تاکید کردم نوع نگاهته، از سانتامانتالیسم رایج در ترانه ها گریزونی و تن به موج رایج نمیدی و من از این بابت خوشحالم اما در مورد این ترانه هم که خودت گفتی بدون ویرایش گذاشتی، باز هم نوع نگاهت وجود داره اما پرداخت خوبی نداشتی چنتا نکته : "پالیزا"، مسلما کلمه ایه که من تا به حال تو زبان محاوره استفاده نکردم! ترانه جای زبان آرکائیک نیست! شعر هم نیست لااقل شعر امروزی و معاصر تن به این نوع زبان نمیده هرچند که شاخصه ی مهم کارهای اخوان و شاملو استفاده از این نوع زبان بوده که با هدف صورت میگرفته و یکی از هدفهای بزرگشون زنده نگه داشتن زبان باستان بوده از" یه نمه" کیف کردم چون خیلی به زبان کنونی ما نزدیکه ولی از" توده های حجیم عشق" بدم اومد چون از زبان کنونی ما دوره حنجر خشک ابر میغره...ضعف تالیف از تو بعید بود... ریزه کاری های دیگه ای هم کارت نیاز داره موفق باشی و به خاطر نگاهت لایک۴ @};-
    • sepinood pahlevani سلام.ممنونم بابت حضور و نقدتون اون توده های حجیم که فاجعه ست!گفتم که بد بستمش! من یه مقدار تجربه نیاز دارم.از طرفیم ذهنم الان خیلی مشغوله و این خواه ناخواه رو نوشتنم تاثیر میذاره باید وقتمو بیشتر رو سرودن بذارم.خودمم از چیزایی که اخیرا سرودم راضی نیستم فقط دارم از طبعم کار میکشم که منزوی نشه.این کارمم بنا به دلایلی هول هولکی گذاشتم.البته اینا اصلا توجیه نیست! واما پالیز!!!!!بله پالیز:-) باهاتون موافقم بازم مرسی:-) @};- @};- @};-
  • Amin Qasemi @};- @};- @};- =D> =D> =D> سلام موفق باشین
  • بهزاد صنعتی خیلی هم خوب بود....فقط "گیس پالیزا" نفهمیدم معنیشو،ببخشید @};- @};- @};- @};- لایک @};- @};-
  • صفورا(صوفی) حقیقی سلام گلم کارت جالب بود و تو دل برو من زیاد نقد کردن ه دیگران و دوست ندارم چون ب نظرم دید هنری ه آدما متفاوته خودمم تازه کارم و پیش شما دوستای خوب و عزیزم فقط یه شاگردم من حس میکنم باید رو وزنش بیشتر کار کنی و حس میکنم اگه جور ه دیگه ای ترانه تو شروع کنی عالی میشه ببخشید یه عالمه گلم
    • sepinood pahlevani سلام عزیزم مرسی البته که ما داریم از هم یاد میگیریم! حتما به بند بهتر برای شروعش میذارم رو وزنشم کار میکنم کلا هرچی شما بفرمایید به دیده ی منت :"> :-) @};- @};- @};-