تصویر تنهایی

تنهاتر از قبلم،این امر،عادی نیس
اما تمومش هم،غیر اردای نیس

من توی تنهاییم،آرومم و راحت
بیرون اگه میرم،بذار روی عادت

رو فرش میخوابم،از تخت بیذارم
آلرژی به عطرت،رو بالشام دارم

"خیلی برام سخته،دووم نمیارم
از شهرو آدمهاش،انگار طلبکارم"

پرده ها افتادن،بیرون برام زجره
دیوونه ای هستم،که با خودش قهره

تصویرتو با حرص،بریدم از عکسام
الان فقط تنها،تو آغوش دریام

سیگار روی لبهام،رفیق ششهامه
الکل و بعد مستی،تصویر دنیامه

"خیلی برام سخته،دووم نمیارم
از شهرو آدمهاش،انگار طلبکارم"

امید منتظری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

609
۱۰