آغوش

کنار تو، زمستون آرزومه
یه تن پوشی که آغوش تو باشه
بگو میشه که این خواهش یه روزی
به وقتش با حقیقت هم صدا شه

بهم طاعون عشقو منتقل کن
سلامت بودنم بی تو یه حرف
تماشا کن چه بورانی گرفتم
ببین خونه سر و پا تووی برف

تموم من شده کانون ترکش
ببین قلبم به نقطه چین رسیده
یه آتش بس به من مدیون دنیا
به قلبی که همش پاپوش دیده

تبانی میکنم با این شرایط
دچار بهترین طاعون شه سینم
به سرگیجه زدم حالم رو شاید
خودم رو تووی آغوشت ببینم

به حدی جمع پیش تو حواسم
که طوفانم بشه حالم همینه
عبادت میکنم آغوشتو چون
به چشم من یه معبد رو زمینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: