باید همدست من باشی…

نگاه کن عمق منو نمیشه با نگاه خوند،
برای لمس کردنم باید توو این سراب موند،

باید به فردا نرسید، یه عمرو توو گذشته مرد،
به جای یه حس عمیق، یه زخم از همیشه خورد،

دردی که ما دچارشیم درد شب و تگرگ نیست،
جایی که شب سر نمیاد چاره به غیر مرگ نیست،

{{حالت مث من مث دنیامون خرابه

صادق ترین شی جهان ما سرابه

گور منو با دست من کندی و گفتی

دنیات یه حس زمخت بی نقابه }}

نگاه کن راه منو نمیشه با نگاه رفت،
زیر طناب دار هم نمیشه بی گناه رفت،

دستای خالیتو ببند اینجا شرافت خاک شد،
آبرو بی ارزش شدن،عشق از دلامون پاک شد،

زخمی که ما به هم زدیم زخم عمیق و کاریه،
این اشتباه مرگ بار یه عقده ی تکراریه،

باید به فردا دل نبست، وقتی که شب سر نمیاد،
تا دستمون یکی نشه، کاری ازت بر نمیاد،

{{حالت مث من مث دنیامون خرابه

صادق ترین شی جهان ما سرابه

گور منو با دست من کندی و گفتی

دنیات یه حس زمخت بی نقابه }}

محسن رمضانی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: