حوصله کن …

حوصله کن ای آشنا
یه لحظه صب (صبر) کن و نرو
اِنقده زود ازم نگیر
شعبده های آخرو

حوصله کن ای آشنا
تو احتیاجمو ببین
درگیر بهت من بشو
پای سعادتم بشین

ثانیه گرمِ مردنه
عقربه مشغول فرار
دقیقه های آخری
سر به سر دلم نذار

دل بده دریا رو کمی
لب تر کن از ترانه باز
یه پنجه ماهورو بیا
تو بزم هر پیاله باز

***

حوصله کن ای آشنا
یه لحظه صب (صبر) کن و نرو
اِنقده زود ازم نگیر
شعبده های آخرو

حوصله کن ای آشنا
تو احتیاجمو ببین
درگیر بهت من بشو
پای سعادتم بشین

وقت حضور و وسوسه
شبونه های بی شمار
نبودنم رو پس بزن
حقیقتم رو در بیار

دست دلم رو بشه تا
باور کنی بهونه نیس
تموم تنهایی من
خونه که بی تو خونه نیس

***

رفتنی محض دلخوشی
به حد چش به هم زدن
بارِشِتو دوباره کن
به خاک خشکیده من

که جون بگیرم از تو و
که بشکفم جوونه وار
حسابم از دنیا سوا
چوب خطّمم هزار هزار

ترانه سرا:
مهدی خاموشی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی مهدی خاموشی

خارج از اینجا خیلی ها برای ترانه هام به به و چه چه میکنن...اما اومدنم به آکادمی صرفا به این دلیل بود که بی رحمانه نقد بشم...من تعریف و تمجیدها رو سد پیشرفت خودم میدونم و از هر انتقادی ولو نادرست استقبال میکنم... ممنونم

  • زیبا بود دوست من تبریک @};-
  • هَه هَه هُه ها ها ها. پس مهدی جون آماده حملات رگباری من باش. هر مصرع ترانت با مصرع های دیگش ارتباط چندانی نداره و مصرعهای نا مفهوم رو توضیح نمیده. مثلا شعبده های آخرو ازم نگیثر. خوب حالا چی؟ این شعبده ها چی هستن. بعد دوباره میری از چه چیز دیگه صحبت میکنی. پای سعادتم بشین. این به شعبده ها چه ربطی داره؟ نمیدونم ترانه ای که میگی ما به ازای بیرونی هم داره یا نه. یعنی داستانی پلانی پشتش هست یا نه؟ ولی حداقل باید یه چیزی تو ذهنت باشه که بخوای بعد ترانه ازش بسازی. که ربطی به هم داشته باشه. مثلا وقتی از شعبده حرف میزنی تو نباید بهت داشته باشی. طرفت باید بهت داشته باشه. یه جاهاییم من بیسواد معنیشو نمیفهمم: وقت حضور و وسوسه شبونه های بی شمار نبودنم رو پس بزن حقیقتم رو در بیار من به عنوان یه آدم بی سواد باید بفهمم چی داری میگی. نباید بفهمم؟ نباید برای من قابل فهم باشه در نظر اول. بعد برای یه آدم با سواد تر پشت این معنی ظاهری که من میفهمم معنی دیگه ای هم در بیاد و اشکالی هم نداره. شاید الآن بگی خوب من برات توضیح میدم تا بفهمی. ولی در صورتی که بخوای همچین جوابی بدی دیگه این اثر هنری کامل نیست. متکی به صاحبشه که باید بیاد توضیحش بده. بقیش هم بهتر از اولشه. ولی نکاتی داره که هم من حوصله ندارم. هم جای بحث چندانی نداره. چون خیلی خراب کاری نشده. قبول نداشتی باز با هم بحث میکیم. البته امیدوارم وارد بحث بشی و دفاع کنی تا به یه جایی برسیم. منم یه چیزایی یاد بگیرم.
    • :-)) :-)) :-)) :-)) دمت گرم عزیزم چون حملات رگباری ت جیگر حال داد اساسی! قبل از هر چیزی بگم که شخصاً دوس ندارم دفاع کنم! برعکس معتقدم که نقد رو باید از دید مصاحبه دید و نه مباحثه (حداقل در مقام نقد شونده)، چرا که نقدی که رنگ مباحثه به خودش میگیره دیگه آموزندگیشو از دست میده و هم منتقد و هم نقد شونده برای اثبات نقطه نظر خودشون تلاش میکنن که ضرر اصلی متوجه نقد شونده س! بیشتر میخوام گوش بدم و اگه حرفی بوده تو ترانه م زدم و اگه دفاعی هست باید خود ترانه مدعیش باشه و نه من! در مورد شعبده های آخر یه سوء تفاهمی پیش اومده؛ من شعبده باز این ترانه نیستم و بر عکس من باید با بُهت خودم ادامه این شعبده ها رو نظاره کنم و در نهایت احتیاج از مخاطب میخوام که اینقدر زود شعبده ها رو از من نگیره. اتفاقاً تمام ترانه نقل، نقلِ شعبده های اونه! البته مقصر منم که نتونستم مطلب رو درست برسونم چون قبلا یه نفر دیگه دقیقه هم همین سوء تفاهم براش پیش اومده بود و شعبده ها رو منتسب به من میدونست و این نشون میده که یه جای ترانه میلنگه. درباره این قسمت: وقت حضور و وسوسه شبونه های بی شمار نبودنم رو پس بزن حقیقتم رو در بیار من هرچی نگاش میکنم نیاز به توضیح نداره و خیلی واضحه اما اگه شما اینطور فک میکنی حتما حق با شماست و در ترانه های بعدی بیشتر فوکوس رو این موضوع میکنم چون من خودم هم از ترانه هایی که توش مطلبو میپیچونن تا ژست روشن فکری بگیرن بی زارم. اما یه گله هم ازت دارم که قابل ندونستی و حوصله نکردی بیشتر بگی! به هر حال خیلی خیلی ممنونم :-x @};-
  • سلام @};- @};- @};- @};-
  • رفتنی محض دلخوشی به حد چش به هم زدن بارِشِتو دوباره کن به خاک خشکیده من =D> =D> =D> =D> =D> @};-
  • سلام آقای خاموشی زیبا بود ترانتون لایک ۱ تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-