((برو))

برو هرکجا دوست داری برو،برو آخر قصه پیروز باش
منم ترس فردا که تو نیستی،یه امروز مشغول دیروز باش

من وتو همین موندنو رفتنیم،تو میری ومن خسته از موندنم
ببین بعد یک عمر عاشق شدن،دارم قید احساسمو میزنم

توفکرم نباش اینکه تنها بشم،منی که تورو اینهمه خواستم
باید باختنم رو تلافی کنم،باید پای دلبستنم واستم

چی سهمم شده من که این روزها تورویای آغوش تو گم شدم
شبیه یه اعدامی تو نیمه شب همه آرزوهامو گردن زدم

برو هرکجا دوست داری برو،برو آخر قصه پیروز باش
منم ترس فردا که تو نیستی یه امروز مشغول دیروز باش

یه امروز ناممکنا رو نبین میخواهم از تو دنیای من پربشه
همین آرزومو برآورده کن بذار از تو تقدیردلخور بشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: