بغض بی جا

کنج اتاقی تاریک
یه قاب عکس چوبی
زخمی شبیه اسمت
مثل یه خالکوبی

آلپاچینو با قهوه
قدم زدن با کافکا
دفن چشمای خیسم
رو لاشه ی متکا

شب گریه های قلبم
طوفان کاترینا شد
تیتر تمام اخبار
پایان عشق ما شد

در انجماد قلبت
دور از مدار چشمات
تو کوچه های تاریک
دنبال رد پاهات

آتش گرفته قلبم
با یک خدانگهدار
در انزوای بی تو
با دود تلخ سیگار

یک بمب ساعتی بود
این بغض تلخ بی جا
تو سینه منفجر شد!
من بی تو مردم این جا!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: