عشق خاکستری

عشق خاکستری

از این عشق خاکستری خسته ام

ولی درد وابستگی با منه
 
تو هم که نباشی غمت پا به پام

سراین دو راهی قدم میزنه

دارم شوق پروازمو می کشم
 
 اونیکه توو پیلش اسیره دله

گـُلت وقتی محکوم به پژمردنه

تقلای پروانه بی حاصله

تمنای حسم رو منکر نشو
 
برای  نگاهت پر از خواهشم

عزیزم به چشمای من زل بزن

می خوام غرق تصویر دریا بشم

صبوری کن و بی تفاوت نشو

نذار شال خاکستری سر کنم

 بازم تاج گل روی موهام بذار

می خوام سرخی عشقو باور کنم

نذار خسته تر شم از این خستگی

نذار پر شم از حس خاکستری

بیا از دوراهی نجاتم بده
 
بیا رد شیم از مرز ناباوری

فریبا سید موسوی ( رها )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: