آتش بس

داره فانوس می‌باره / یه اقیانوس می‌باره / میون خواب و بیداری / بازم کابوس می‌باره
یه ساعت می‌شه بیدارم / یه ساعت می‌شه که خوابم / صدای قیژ و قیژِ تخت / داره می‌ره رو اعصابم
یه فیلتر لای انگشتام / ریَه‌م رُ توش می‌نْدازم! / یه فندک بابِ خودسوزی / دارم هی دود می‌سازم!
میون تختمون دائم / واسه بیداری بی‌تابیم / یه جور احساسیه انگار / میون کوچه می‌خوابیم!

زندگی سرگیجه‌س! دائماً می‌چرخیم / توی هم می‌ریزیم عقده‌های بدخیم
سقفمون کوتاهه دورِ هم دیواریم / ما دو تا پا روی حلقِ هم می‌ذاریم
هر دو که سر و تهِ پارچه‌ی یه کفنیم! / که به قبضِ روحِ همدیگه دس می‌زنیم!

چقد کشداره این کابوس / نه انگار ساعتی هم هَس / یه جا باید تمومش کرد / باید تن داد به آتش بس
من هر قد پیش تو باشم / همون قد دورتر می‌شم / داری می‌ریزی هر دفعه / یه بشکه نَف رو آتیشم!
دیگه مهمونی تعطیله / مهم نیس که کی مهمونه / کنارِ در ۲ جُف کفشو / همه چی توو چمدونه
نه چیزی بینمون مونده / نه چیزی مونده پنهون شه / نمی‌ذارم دِرامِ ما / سکانس آخرش خون شه.

891
۲۷