از اون نظر…!

منُ مثلِ یه چند بیتیه تلخ
وسط شیش و هشت میبینی
تو از اینکه همیشه میخندم
ولی حالم خرابه،غمگینی!

یقه ی قلبمُ گرفتی و باز
سرِ عشقم دوباره جنجاله
ولی قرصه دلت که میدونی
دلم از بودنِ تو خوشحاله

فقط این ماجرا یکم تلخه
فقط از اون نظر که من میرم
فقط از اون نظر که میفهمی
که بدون تو هم نمیمیرم!

نه که دوریت همیشه آسونه
نه که سایَت برام سنگینه
ولی حس میکنم نمیتونم
تب عشقم زیادی پایینه!

نه که دریا همیشه موّاجه
ولی خب موج نباشه،دریا نیست
برو "ساحل"! تو لایق موجی
واسه من روی شونه هات جا نیست

شب چلّه،یه چلّه تنهایی
شب آرامشی که بازم نیست
منُ دریاب ،که این دمِ رفتن
جای اشکام تو جانمازم نیست!

یه شب از روزمرّگی رد شو
یه شب از روزمرّگی میرم
شب یلدا دوباره میخندم :)
تو خیال کن که جشن میگیرم…!

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: