غــِــــصه ی ویلچر !!!!!

هر روز روی میز صبحانه ، اخماتو تو همدیگه میندازی
میگی ازم بیزاری و به زور ، با این تنِ رو چرخ می سازی
هر روز میگی تُف به اون روزی ، که گفتی تا آخر با هام هستی
من چیزی جز مرگ تو خیالم نیست ، وقتی تو واسم دیگه بن بستی
من تو خودم زندون میبافم ، وقتی تو قلبت واسه من جا نیست
میخوام ببارم تا که جون دارم ، وقتی که هیچ راهی به تو وا نیست

یادم میاد اون شب توی جاده ، بازم جر و بحثو شرو کردی
فرمونو کج کردی و با جیغت ؛ دنیای من رو زیر و رو کردی
از اون به بعد من با تنی افلیج ، محتاج یک شب عاشقی موندم
شرمندتم بازم نگاهت رو ، با خاطراتی تلخ لرزوندم !!!!

لجبازیات دنیامو ویرون کرد ، این غُرغُرات جونم رو میگیره
اینجا یکی هست روی این ویلچر ، داره توی تنهایی میمیره

” نگات از زخم بَستر هم برام بدتر میشه وقتی
میگی بیزاری از اینکه با یک افلیج هم تختی ”

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام زیبا بود =D>
  • ضمنن این ترانه به یکی از دوستان " مسعود روشن " واگذار شده @};- مسعود هم یکی از اعضا سایت ماست :-)
  • سلام معین جان...میشناسیم یا.... داداش ترانه ت یه حس خاصی داره و بسیار زیبا..نمی دونه چطوره اما درست یه ترانه در همین موضوع دارم و برای اجرا دادمش...بعد از اجرا حتماً برات میذارمش...ممنونم.. @};-
  • iهی عالی بود کارت. یه موضوع جدید و جالب موفق باشی @};-
  • کار خیلی خوبی بود... زنده باد @};-
  • سلام . ترانه و نظرات رو خوندم . صفحه ی خوبی بودن برای آموختن همیشه تابنده @};-
  • تصویر سازی بی نظیری داشت اما چند جا اشکال وزنی داشتی.. "یادم میاد اون شب توی جاده ، بازم جر و بحثو شرو کردی فرمونو کج کردی و با جیغت ؛ دنیای من رو زیر و رو کردی" مصرع اول این بیت وزنش مشکل داره ترجیع بندت هم خوب بود.. در کل موضوع قشنگی بود شروع خیلی خوبی داشت اما احساس می کنم در ادامه فقط خواستی تمومش کنی همین.. سعی کن پایان کارت رو کوبنده و قوی بنویسی..
    • اشکال وزنی نیست . تغییر وزنی بوده که تعمدیه . توی نوشتن ترانه هم اگه دقت کنید میبینید که از بند بالاییش جداست . ممنون از محبتتون خانوم محبی @};-
  • سلام جناب حسن زاده کار خوب و با مفهومی بود، جزء موضوعاتی بود که کمتر بهش پرداخته شده، از نظر تصویر سازی هم خوب بود میشد فضا رو به راحتی تصور کرد، در مورد بقیه ی موارد هم خانوم علیخانی توضیح دادن و با نظر ایشون موافقم. موفق باشید @};-
  • سلام معین عزیز در مورد بیت آخر که ترجیع بنده شماست و ترجیع بند قاعدتا با وزنی متفاوت نسبت به ابیات قبل میاد ، اگر بخوام نظری بدم باید بگم تصویر سازی خوبی در این ترانه داشتی میتونستید کلمه ی افلیج که در این ترانه کلمه ی خاص تری نسبت به بقیه الفاظ هست رو فقط در بیت خاص یعنی ترجیع بند استفاده کنید و دو بار تکرار نمیشد . پاینده باشی @};-
  • معین جان کار خوبی بود ولی تو قوی تر از این ها کار داری مفهوم رو برسون و کارای پر معنا بساز ممنون =D> @};- @};-
  • من تو خودم زندون میبافم ، وقتی تو قلبت واسه من جا نیست میخوام ببارم تا که جون دارم ، وقتی که هیچ راهی به تو وا نیست فقط از تو برمیاد و از حس بی نظیرت،ممنون :-) "فقط این بیت آخر جریانش چیه؟ وزنش با بقیه فرق داره بنظرم"
    • ممنون سعیده جان . محبت داری . خُب تو ترانه های زیادی دیدیم از ترانه سرایان بزرگ که ترجیع بند ترانه شون وزنی کاملن متفات رو با کل ترانه انتخاب می کنن . @};-