جنگِ طف ۱۸ سخنرانی امام سجاد در مجلسِ یزید

عرش کفر در شام طبلش شادمان ، بی ثمر سر می برد گل باغبان
قیل و قال در شهر مهتابی شده ، جشنِ برد و باخت شب تابی شـــده
ساقیان با جامِ شیدایی زدند ، عارفان با تارِ دل پایی زدنـــــــــــــــد
خشک و تر در آتشِ مست و خمار ، سوخت مهرِ عاشقی در پایِ دار
جایِ پایِ دل چراغانی شده ، پندِ پیروزی چو بریانی شـــــــــــــــــده
باز گشته کهکشان در آسمان ، نور تابیده به دل گردِ جــــــــــــــهان
قاصبِ تختِ پیامبر در کمین ، خواست حق مهجور گشته در زمین
جایِ محرابِ علی سبزینه شد ، با ظهورِ ماهِ حق دیرینه شـــــــــــد
گویا سلطانِ گرفتاری و غم ، از خوارج دعوتی کرد و ســـــــتم
قصد پوشیدنِ جنگ و تار و مار ، جمع کرده جمعی ملحد در کــــنار
روی کرسی از طلا بنشسته است ، به کتاب و سنّتی دل بسته است
در کنارش آیه الحق فخر شد ، ارتشِ شوریده اش چون زهر شد
با تلاوت سخنی آغاز نمود ، قصدِ خاموشی دلها پر گـــــــــــــشود
گفت بسم الله همان رب سماء ، گفت سجاد رو به کعبه دل نـــــــــــما
پا شده سجاد با عدل و دلیل ، کرد تفسیرتمیزی بر مقیــــــــــــــــــــــل
وقتی در تصلیه حکم آید پدید ، پا شده سجاد بر قهرش پــــــــــــــرید
گفت ای سکران دنیا و زمان ، هاشمی ها را فنا کردی بـــــــــــــــــــــدان
ریشه ی حق در زمین تابیده است ، نام سرور در دلش جوشیده است
آن امینِ این جهان جدِّ من است ، آنچه در دریا صفا مدِّ من اســــــــــــت
از پیامبر زاده ی زهرا ی نور ، علی پرچمدار قرآن در سحــــور
رنگِ دریا آسمان آبی نمود ، حبِ ایمان در فلک جبهه گشـــــــــود
سرِ عشقِ کرسیت خونریز شد ، با حسین وفاطمه تبعیض شد
تا نهایت حرف دل را گفته است ، توی ذهنِ هر مخاطب خوانده است
آزاد شد مهرِ امامت در زمین ، فاجعه شد از پیام بن حســـــــــین

جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۱/۰۹/۱۳۹۱
سروده ی بعدی انقراض بنی امیه با من همراه باشید متشکرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

626
۴