د ور از چشای تو

خودکار مشکی و
یه کاغذ سفید
اشک منو کسی
جز شعر من ندید
امشب شکسته ام
هم سوی هر شبم
سردم ولی هنوز
میسوزم از تبم
هر شب غرورمو
پای تو میشکنم
برگشتن تورو
من ناله میزنم
یک نه و وسلام
یک نه همین و بس
بعد همین کلام
حبس میشه این نفس
آروم و بی هوا
دور از چشای تو
من گریه میکنم
بعد از صدای تو
من غرق گریه هام
تو ساکت و صبور
من ساده میشکنم
از دست این غرور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

858
۵۶