چی بگم…

چی بگم ، واژه های ترسومو
چه جوری شیر این ترانه کنم؟
واسه سگ لرزه های جراتمم
میشه این سردی رو بهانه کنم؟

تکیه دادم یه عمری به تبری
که بهم وعده ی شکفتن داد
رویاهام هیزم اجاقش شد
منو این سادگی به کشتن داد!

پشت اون خنده ها چی پنهون بود
که منو اتفاقی عاشق کرد
عمر احساس تو به کی قد داد؟
قده اثبات رفتنت ، نامرد؟!!

چی بگم ، حال گفتنم خوش نیست
واژ ه هام از سکوت شرمنده ان
یورش بی امون این اشکاااا
بغضمو به گلوله میبندن!

شب شکسته تو چشم احساسم
خنده توو این فضا چه سنگینه
چن قدم مونده تا شکسته شدن؟
عمق تاثیر عشق من ، اینه؟!!!!

طبع شعرم حریف لکنت نیست
با یه حس نگفته درگیرم
نفسامو بریده ضجه زدن
پشت این درد کهنه میمیرم!…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: