بغض

یه تیکه از قلبم
با رفتنت کم شد
دنیا واسم انگار
شکل جهنم شد

رفتی و من موندم
جا مونده از قلبت
شبهامو پر کرده
رویای بی حدت

روزامو گم کردم
تو لحظه های درد
لعنت به تنهایی
بغضش گرف این مرد

بشکن غرورت رو
آغوشِ من سرده
گریم گرف برگرد
این گریه ی مرده

عکسات پناهم شد
تو کنجِ این خونه
شاید که تقدیره
دنیا یه زندونه

بس کن جدایی رو
بدجور کم آوردم
نبضم چه بی جونه
سر تا به پا دردم

خسته شدم از این
دنیای بی قانون
تلخه چقد موندن
واسه منه مجنون

نفرین به دردِ عشق
دردِ جداییمون
چشمامو می بندم
آروم بگیره جون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: