تلالؤ شفق

عشقِ آسمونیه من
دستمُ بگیر دوباره
بذا حس کنم هنوزم
عشق من هوامُ داره

ماهِ من یه بار دیگه
اسممُ بیار رو لبهات
تا مثه ستاره پُر شم
تووی آسمونِ شبهات

سایتُ نگیر از این خاک
ای درخت عشقُ هستی
توویِ من ریشه دووندی
هرچی بودمُ شکستی

عکسِ تو به جای خورشید
حک شده توو آسمونم
هنوزم تنگ غروبا
من به یاد تو می خونم

پس تو هم صدامُ بشنو
قفلِ این سکوتُ بشکن
یه تلالؤ شفق باش
توو غروب خسته ی من

آخرین امید این مرد
واسه زندگی تو هستی
تو هویتِ جدیدم
تو به جای من نشستی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)