حس بیهوشی : اهداء به روح پاک ترانه سرا سمیرا رحمانی

سمیرا رفتنت زوده ، خودت رفتی چرا رفتی
در این دنیای پیچ و خم ، می دونم بر نمی گردی
***
تو بودی در کنار من ، تو هستی همدم دردم
با این دردای اجباری ، بدون تو چقد سردم
***
چراغِ خونه خاموشِ ، سفر کردی چقد زوده
نگفتی درد دل دارم ، شفا گویت دلم بوده
***
خدا اینجوری می میرم ، از این تنهای تنهایی
خزان برگای ما چیده ، نه دیداری نه حرفایی
***
عذابم میده هجر تو ، عزای جسم و غمخواری
خدایا خسته ام خسته ، با این اشکای تکراری
***
تو گفتی عاشق دردم ، نگفتی خیلی بد حالم
یه کوه غم رو دوشت بود ، خودت گفتی نمی نالم
***
تو حرفات خاطره دارم ، تو رویات صبر واسرارت
عجب دنیای ناجوری ، به غم پوشیده افکارت
***
مریضم از تب دردم ، دلم بد جوری می گیره
یه آمپول حسِ بیهوشی ، سرش کردم نمی میره
***
شنیدم کوچ اجبارت ، دلم داغ عزایت شد
تو بودی شادی قلبم ، و قلبم داغدارت شد
***
دلم پشت سرت داغون ، نمی خواد قرص درمانی
یه قطعه واسه دلتنگی ، کنار قبر رحمانی
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۹/۰۹/۱۳۹۳

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1697
۴