لالایی جنون

این چندمین شبه که , از قصه تو دورم ؟
خوابم رو پس نمیده , چشم پر از غرورم

توی وجودم انگار , دلتنگی رخنه کرده
پاییز فصل مرگ , برگای خشک و زرده

آرامش شبونه
لالایی جنونه
تا من نفس بگیرم
از خاطرات خونه

سیمرغ قصه هامون
زخمی غصه هامه
پایان این ترانه
آغاز قصه هامه
**************************
بارون روی شیشه , احساسمو گرفته
آلودگی قلبت , وسواسمو گرفته !

درگیر بغض و گریه م , از بس گرفته حالم
رویامه پر کشیدن ….. اما شکسته بالم

آرامش شبونه
لالایی جنونه
تا من نفس بگیرم
از خاطرات خونه

سیمرغ قصه هامون
زخمی غصه هامه
پایان این ترانه
آغاز قصه هامه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: